کد خبر : 736
تاریخ انتشار : شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۳:۱۷
مشاهده: 13.2K -

طوفان، رعد و برق و باران تابستانی / و آشی که ما پخته بودیم!

طوفان، رعد و برق و باران تابستانی / و آشی که ما پخته بودیم!

چند ساعت قبل حدود ساعت ۲۱ دیشب، دیگه هشدارهای بعد از ظهری که گرد و غبار و ابرهای آسمانی بود، جدی شد و طوفانی آمد که نگو و نپرس . ( تو این هیر و ویری که سه روز پیش منطقه فرامرزان زلزله اومده بود و همه تو چادر چند روزی سپری کردند، اینمون کم

چند ساعت قبل حدود ساعت ۲۱ دیشب، دیگه هشدارهای بعد از ظهری که گرد و غبار و ابرهای آسمانی بود، جدی شد و طوفانی آمد که نگو و نپرس . ( تو این هیر و ویری که سه روز پیش منطقه فرامرزان زلزله اومده بود و همه تو چادر چند روزی سپری کردند، اینمون کم مونده بود که اینم تکمیل شد و امیدوارم که این طوفان براشون گرفتاری زیادی پیش نیاورده باشه)
خلاصه نمی دونم من برای اولین بار به تقلید بعضی از دوستانی که غذاهایی رو می پزن رو به رخ ما می کشند، آمدیم، برای اولین بار غذایی به جز نیمرو بپزیم و به این هنر دستیابیم ولی نفهمیدیم این چه آشی بود ?ما پختیم که آسمون هم تعجب کرد و اینقدر به در و دیوار می کوبید ! ?;D ( البته آش نبود و ماکارونی پختم ?;D ولی به نظرم بیشتر به آش شبیه بود! )( فکر کنم این روز برام بیادموندنی باشه. راستی دوران دانشجویی که انشاءالله رسیدیم، این سوابق به درد همه می خوره الا خودم که دیگه به جای درس باید آشپزی کنیم؛ راستی کدخدا تو خوابگاه ناهار درست می کردی؟ ?:) )
این شد که توبه کردم، و گفتم اینقدر خنده داره که ما آشپزی کنیم که آسمون هم نتونست جلو خودش رو بگیره؟؟؟؟ !!!!!!
خب حالا پیدا کردن این که ما اومدیم آشپزی کنیم و این طوفان چه ربطی به هم داشتند رو می زاریم کنار و هر کی هر چی دوست داره فکر کنه. ( عکس دست پخت من رو فردا می تونید ببینید. فقط بگم امیدوارم که قاشق و چنگال رو تو مانیتورتون فرو نکنید، یا هم مثل بعضیا با سر نرین تو مانیتور. خلاصه هر عواقبی سرتون بیاد به ما ربطی نخواهد داشت ?;D )

اما باید بگم که واقعا که طوفان شدیدی بود و درختان خیلی صدمه دیده بودند. خیابونا بد کثیف شده بودند. ضمنا امیدوارم به رطب کشاورزا خسارت وارد نشده باشه.از اینا گذشته رعد و برق دیگه یه لحظه توقف نداشت و با اینکه برق شهر قطع شده بود، این نور شدید، توانست روشنایی را به خونه ها بیاورد ?:- )
حالا از اینها بگذریم …

عکس اول : باران دیشب (۱۳۸۹/۵/۱)

اینم بعد از طوفان

چراغ سر افکنده سر افکنده

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 15 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱۵
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ابا عبدالله شنبه , ۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۰

اين طوفان واقعا كم نظير بود 😮 . تو خيابان كه دو تا دور گشتيم اولا :

خس و خاشاك و بوته و دخل خشكيده و كارتن و زباله را هرچه بخواهيد ميتوانستيد در خيابانها بيابيد ?:laugh:

دوما :

اينقدر باد زور داشت كه درخت رو از جا كنده بود

جمسي ته بحرين شنبه , ۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۰

خدا یارتون .
باد و برون بهتر از باد گرم و خاک و غبار

بفرما برون . پلکند ببش زلزله

ابا عبدالله شنبه , ۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۵
بفرما برون . پلکند ببش زلزله

شعر نيمايي هم ميگوييد? :۰۳۹: :۰۳۹: :۰۳۹:

کدخدا شنبه , ۲ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۴۷
راستی کدخدا تو خوابگاه ناهار درست می کردی؟

نه بابا پیک نیک اینا غیر مجازه تو دانشگاه دولتی
البته میدیدی بعضی وقتا بچه هاهمراه خودشون میاوردن و ساعت ۱۲ شب به بعد عجب بساطی میشد از نون و مهوه گرفته تا نیمرو و فلزن و تن و تخم و تماته و . . . البته چندبار سوپ هم درست کردیم تو کتری برقی ( کمبود امکانات )
وحید یه پیشنهاد برای دانشگاه دارم : اولین کار و آخرین کار و تمام کاری که باید انجام بدی اینه . .. . . با آشپز رفیق شی حتی درس هم نمیخواد بخونی :laugh: :laugh:

خیلی برن باحالی دن

ابا عبدالله یکشنبه , ۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۰:۵۱
عکس دست پخت من رو فردا می تونید ببینید. فقط بگم امیدوارم که قاشق و چنگال رو تو مانیتورتون فرو نکنید، یا هم مثل بعضیا با سر نرین تو مانیتور. خلاصه هر عواقبی سرتون بیاد به ما ربطی نخواهد داشت

كو عكس دستپختت؟؟

بزار تا خلف وعده نشه انشاالله :s_good:

vahid یکشنبه , ۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۵:۲۵
بزار تا خلف وعده نشه انشاالله

می خواستم حرفم رو پس بگیرم که مچمو گرفتی. یکم این روزا کار زیاده و حوصله کنید، یه روزی بلاخره می زارم تو سایت. هر وقت عکس رو گذاشتم خودش تاپیک می آد بالا و با خبر می شید.
:۰۳۹:

ابا عبدالله یکشنبه , ۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۴۹
می خواستم حرفم رو پس بگیرم که مچمو گرفتی. یکم این روزا کار زیاده و حوصله کنید، یه روزی بلاخره می زارم تو سایت. هر وقت عکس رو گذاشتم خودش تاپیک می آد بالا و با خبر می شید.

ما بسيار به امور مسلطيم . از زير چشممون دور نميره چيزي 😉 😉 😉 😉 😉 😉

farshid.ahmadi سه شنبه , ۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۵۱

ash kojast

کدخدا سه شنبه , ۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۳:۳۷

به زودی آش آماده میشه ولی دیر و زود داره البته سوخت و سوز هم داره مگه نه وحید? :laugh: :laugh:

armena چهارشنبه , ۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۵:۳۹

حالا وحید یه چیزی گفت
ولش کنید دیگه 😉

ابا عبدالله چهارشنبه , ۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۴۶
حالا وحید یه چیزی گفت
ولش کنید دیگه

فعلا كه ميگرفته شده اندش :smiley_confused1:

miaad_jigar چهارشنبه , ۲۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۲:۴۹

كو اشتون هانننننننننننننننننن :s_hi:

ابا عبدالله دوشنبه , ۲۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۵
خب حالا پیدا کردن این که ما اومدیم آشپزی کنیم و این طوفان چه ربطی به هم داشتند رو می زاریم کنار و هر کی هر چی دوست داره فکر کنه. ( عکس دست پخت من رو فردا می تونید ببینید.

عکس چی شد؟? 🙂

از همون روز اول گفتم بزار نگذاشت این مدیر بدقول جناح آنلاین . حالا چون میدونم که این عکس رو داری در ملا عام درخواست میکنم که برای تنویر افکار عمومی آن عکس را منتشر بسازید

farshid.ahmadi چهارشنبه , ۱ دی ۱۳۸۹ - ۱۹:۴۷

maaaaaaaaaa ash mikhaiiiiiiiim ya allah

vahid پنجشنبه , ۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۵:۲۹

خب هر کاری کردیم یه جوری از این معرکه فرار کنیم، نشد. خب اینم عکس اون آشی که ما پخته بودیم. ( از خانواده ماکارونی )
عکس چون تو تاریکی ( قطعی برق شهر به خاطر بارندگی و طوفان شدید ) گرفته شده، کیفیت خوبی نداره ولی بهتون بگم، به قیافش نگاه نکنید، واقعا خوشمزه بود ( خوبه آدم از خودش تعریف کنه )

نظرات بسته شده است.