دیروز حدود ساعت ۵ بعد از ظهر راهی صحرای لخو شدیم تا باران را نگاه کنیم . واقعا این نکته جالبی است که با باران همه به دار و برد میزنند ولی باران را باید ببینند .
از باران دیروز همه این دریافت را داشتند که کم بوده و باعث جمع شدن آب در جایی نشده . شاید به همین خاطر دیروز در لخو بیشتر از ۲۰ نفر نبودند .
نکته بسیار جالب دیگر . اینکه . من و شما از کوچکی تا بارانی می آمد به دیدن برکه ها و درواها میرفتیم . یعنی جاده ها بعد از باران حسابی شلوغ بودند . با دیدن این وضعیت این صحبت را برایمان تکرار کرده اند و خودمان هم تکرار کرده اییم : ?آو ته آون مور رفته . یعنی آب رفته تو سوراخ مورچه ها . یک نوع تشبیه وضعیت بعد از باران انسانها با مورچه ها . که بنظرم بسیار بجا و جالب هم بوده . چرا؟ . چون دیروز خودم با چشمان خودم آب به آون مور رفتن را دیدم . ولی متاسفانه عکسی را از آن نگرفتم .
حالا بریم سراغ عکسها .
در تصویر اول معلوم است که سطح آب روان چقدر پایین رفته .

بند بزرگ لخو پر از آب شده بود .


سرریز آب از چری قدیمی که از جنس ساروج است .

جاری شدن آب زیر دخت کنار

منتظر نظرات

من که اصلا فکرشو نمی کردم . :oحتما اونجا بیبشتر بارون اومده!
میگم نمی دونین چه مدت بارون اومد؟
درسته . اونجا بارون باور نکردنی بوده .
با اینکه تو شهر زیاد نبود ولی اونجا حسابی زمین سیر شده بود . البته تا پیش از “””خرزهره دان(یک صحرا در راه لخو)””” بارون خوب بوده? 🙂
الحمد لله کمی برون اومده بر موه(نخل) و درختها .
انه اولش ان ان شا الله دفعده بیش بات
چرا خبر ندادی؟؟؟ ما یکی دو کیلومتر بیشتر با اون صحرا فاصله نداریم، ولی اونجا چه خبر و اینجا چی ( اینجا یه قطره شاید اومده باشه? 🙁 )
از عکس هایی که گذاشتی ممنونم. وری گود است.? ;D
الحمد لله رب العالمین .
عجیبه ما که اصلا متوجه هم نشدیم که بارون اومده
صبح بخیر باران جان.تازه از خواب بیدار شدید؟ 😉 ;D
تازه رنگین کمان هم درست شده بود.
نگو 😮
رنگین کمان رو منم دیدم. عکس هم گرفتم. نمی دونم خوب شده یا نه. نگاه می کنم اگه خوب از آب در اومده بود، اینجا می زارم.
راستی چطوری عکس میزارین