کد خبر : 1913
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۲ - ۲۲:۳۵
مشاهده: 4.4K -

گزارش دیدارنوروزی تعدادی از جوانان و دانشجویان با استاد احمدمدان(پذیرا) + تصاویر

گزارش دیدارنوروزی تعدادی از جوانان و دانشجویان با استاد احمدمدان(پذیرا) + تصاویر

جناح آنلاین: دیدار و هم صحبت شدن با بزرگان و افراد مجرب، هنرمند و دلسوز فضیلتیست که اگر نصیب کسی شود قطعا برای زندگی حال و آینده ی او مفید واقع خواهد شد و اگر نه، محروم شدن از منفعتی گرانبهاست . استاد احمدمدان به واسطه ی فعالیت های موثر فرهنگی و هنری بالاخص مجموعه

جناح آنلاین: دیدار و هم صحبت شدن با بزرگان و افراد مجرب، هنرمند و دلسوز فضیلتیست که اگر نصیب کسی شود قطعا برای زندگی حال و آینده ی او مفید واقع خواهد شد و اگر نه، محروم شدن از منفعتی گرانبهاست .

استاد احمدمدان به واسطه ی فعالیت های موثر فرهنگی و هنری بالاخص مجموعه ی عظیم و گرانبهای دست نوشته ها، وسایل دست ساز موسیقی و ابزار محلی و بالاخره تعداد یک به یک مفید و ارزشمند هزاران عکس،? از شخصیتهای فرهیخته شهر و منطقه به شمار می آیند که انصافا شایسته ی لقب پرمعنای “استاد” اند . بیهوده نیست که استاد دکتر ایرج افشار، چهره ی نام آشنا و بلندآوازه ی کشور، در دست نوشته ایی، استاد احمد مدان را “هنرمند همه فن حریف” و مجموعه ی فعالیتها و آثار وی را “گنج شایگان جنه” می نامد.

اگرچه در میان عامه ی مردم مجموعه ی بی نظیر عکسهای استاد احمد پذیرا که در موضوعات مختلف طبقه بندی گشته اند، شهره گشته است، اما باید حاضر شد و دید که به گفته ی دکتر ایرج افشار احمد مدان هنرمندیست همه فن حریف! . چه در زمینه ی خطاطی بسیار زیبا با زبان های فارسی، انگلیسی و .. ، چه در پیگیری و یادداشت اصطلاحات زبان محلی جناحی (که به زودی به صورت کتاب منتشر خواهد شد) ، ابداع و ساخت وسایل موسیقی از جمله ساز تخصصی ایشان بنام “آکاردئون”‌ و همچنین سابقه ی تدریس موسیقی و …. .

به واسطه ی زندگی و روزگار گذراندن با ملل و افراد مختلف است که چنین غنای فکری و علمی در وجود استاد نهادینه شده است. استاد به زبان هایی از جمله انگلیسی، عربی، اردوهندی و بلوچی مسلط و انواع خط های آن را با خطاطی بسیار زیبا می نویسد.

اواخر ایام تعطیلات نوروز امسال بود که توفیقی حاصل شد به اتفاق تعدادی از جوانان و دانشجویان به دیدار استاد احمد مدان برویم. اگرچه تعدادی از دوستان بدلایلی نتوانستند در این دیدار حاضر باشند .باعث خوشحالی نبود که دیدار ما با کسالتی همراه شده بود که همان ایام برای استاد پدید آمده بود . همین کسالت استاد باعث شده بود آقای ناصر چمن پیرا رییس اداره ی آموزش و پرورش جناح نیز که برای عیادت از استاد آمده بود، اتفاقا با حضور دوستان همراه باشد.

به هیچ وجه وقت نبود که تمام عکسها و آثار استاد را در آن وقت محدود مشاهده کرد اما همان تعداد محدود هم به خوبی میتوانست پیامهای خاص از لحظه ها، اشیا، افراد و … را به ذهن ما متبادر سازد. همانطور که خود استاد می گفت: با اینه تک تک این تصاویر را بارها دیده ام، اما با دیدن هرکدام بازهم به یاد همان لحظه ی گرفتن عکس می افتم و به همان فضا باز می گردم.

اگرچه آن روز احمد مدان بر اثر کسالت پیش آمده خسته بنظر میرسید، اما با حوصله تمام به سوالات و کنجکاوی های دوستان پاسخ میگفت . با اخلاقی حاصل تفکری گرانبها و منشی بزرگوارانه .

از قسمتهای بسیار زیبا قول استاد بود برای پاک نویسی کتابی که در طول سالیان به مضمون اصطلاحات و جمله های اصیل گویش جمسی جناحی جمع آوری شده است، بود . کتابی که در صورت انتشار می تواند سندی معتبر و ابزاری توانا در جهت حفظ زبانهای محلی و هویت و فرهنگ اصیل ملتها باشد که همواره مورد تهدید قرارگرفته است.

موزه ی گرانبهای استاد احمد مدان دربرگیرنده ی قسمت جالب اشعار نیز بود. اشعاری که اهدایی تعدادی از شاعران همشهری و همچنین یکی از شاعران اهل شهر اصفهان بود. شاعر اصفهانی شعرهایی را در وصف احمد مدان، مرحوم شرفاشرفایی و ناصر چمن پیرا بعد از نوشتن به خط زیبای نستعلیق به این اشخاص اهدا کرده است.

ابیاتی که سروده ی ناصر چمن پیرا درسال ۸۷ بود خوشبختانه توفیقی حاصل شد تا با حضور شاعر و? استاد احمد پذیرا، دوباره توسط شاعر بازخوانی شود. در قسمت های آخر این ابیات در وصف استاد احمد مدان آمده است:


ما سر به جیب خویش و نداریم ملال کس، او در میان ما و شب و روز بی قرار
ناصر چنان که حق پذیراست نگفته ایی ، بس نکته مانده است که به دل مانده یادگار
استاد مرنج که قدر تو نشناختیم هنوز، اینگونه است قصه ی مردان روزگار .

در پایان دیدار با استاد اگرچه وقت محدود و مشاهدات در مقابل آنهمه آثار ارزشمند قلیل بود، ذهن ها در غصه ی بیت آخر (فوق الذکر) مشغول تفکر بود که: استاد مرنج که قدر تو نشناختیم هنوز، اینگونه است قصه ی مردان روزگار . . .

خود استاد جمله ی عمیق و پرمعنایی در پایان دیدار تقدیم دوستان حاضر کرد . مضمون آن جمله این بود: کشتی من از طوفان دریا نجات یافت، به ساحل رسید; غرق شد . . .!

عکس شماره ۱

عکس شماره ۲

عکس شماره ۳

عکس شماره ۴

عکس شماره ۵

عکس شماره ۶

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 7 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۷
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
vahid چهارشنبه , ۲۱ فروردین ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۵

تشکر میکنم به خاطر مطلب خوبی که نوشتید.

اگر میتوانستم بیایم واقعا افتخاری بود و تجربه جالبی میشد.
انشالله در فرصتی دیگر

yousef_sh پنجشنبه , ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ - ۱:۱۱

واقعا دیدار مفید و یکی از تجربه های خوب زندگی ام بود.پیشنهاد میکنم هرکسی این مجموعه گرانبها را تا الان ندیده این فرصت استثنایی را از دست ندهد.

هر چند استاد را روزانه زیارت میکنم و از علم و افکار روشن ایشان استفاده ها میبرم اما برای اولین بار بود که از منزل ایشان و آثار گرانبهایشان دیدن کردم.از همان بدو ورود به منزل ایشان همه چیز برایم جالب بود.به خصوص دوقاب بزرگی که در دو طرف دیوار نصب شده بود و پر بود از عکس مناظر و طبیعت جناح.نظم خاصی که بر اتاق ایشان و آلبوم ها حاکم بود هم بسیار ستودنی بود.
هر کدام از عکس ها خاطره ای است و باید به این عزیز بزرگوار خسته نباشید گفت که در زمانی که کمتر کسی به فکر ثبت رویدادها بود ایشان با حوصله به این کار پرداختند و
و الانه نسل جوان از این مجموعه بهره ها میبرند و با دیدن آنها تاریخ خود را به صورت مصور ورق می زنند.
یکی از نکاتی که خیلی لذت بردم این بود که نماد جناح بالدار (که به شکل کبوتر طراحی شده) و بسیار آنرا دوست دارم و اتفاقا بین مردم جناح و همچنین جناحی های حوزه خلیج فارس خیلی جا افتاده ، اولین بار توسط استاد طراحی شده و از این بابت باید به ایشان احسنت گفت که با طراحی این نماد زیبا به نوعی پرچم رسمی جناح را شکل دادند که برای همیشه یادگاری از ایشان در بین ما خواهد بود.

خداوند به این عزیز بزرگوار و سایر بزرگواران شهر سلامتی و طول عمر و زندگی باعزت عنایت فرماید.

mohammad_p پنجشنبه , ۲۲ فروردین ۱۳۹۲ - ۲۲:۰۲

عبدالله جان دستت درد نکنه که بالاخره این مطلب رو گذاشتی واقعا از نوشته های با معنی بود که دوباره خاطرات زنده شد .

حامی جمعه , ۲۳ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۵

قربون اوستا احمد.خیلی کارش بیسته.ولی شما که با استاد عکاسی رفتین عکس بندازین یه خورده هم هنرشو یاد میگرفتین که عکساتون هنری شه.ولی کار شما هم خوبه که رفتین اونجا.دل ما هم واسش تنگ شده بود.خیلی وقته ندیدیمش.

محسوس چهارشنبه , ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۰

ای کاش یه مراسم برا تقدیر از استاد از سوی یک نهاد گرفته میشد.البته دوستان جناح آن لاین هم میتونن این کار بزرگ رو انجام بدن یا پیگیری کنن. مطمئنا کمتر از جلسه شوراو شهردار نمیتونه باشه.

vahid چهارشنبه , ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۵
ای کاش یه مراسم برا تقدیر از استاد از سوی یک نهاد گرفته میشد.البته دوستان جناح آن لاین هم میتونن این کار بزرگ رو انجام بدن یا پیگیری کنن. مطمئنا کمتر از جلسه شوراو شهردار نمیتونه باشه.

پیشنهاد خیلی خوبیه.
فکر کنم همه موافق باشن و با یکم همت دوستان انجام بشه.

ekhlas پنجشنبه , ۲۹ فروردین ۱۳۹۲ - ۰:۰۳

عمّی مدان واقعاً مرد شریفی هسن، منم در این نوروز سعادتی نصیبم شد و افتخار دیدن خودشون و مجموعه نفیسشون رو داشتم،البته ۲هفته اول تعطیلات،مث اینکه هفته آخر ایشون کسلت پیدا کرده بودن ک متاسفانه نشنیده بودم تا حالا، امیدوارم الان حالشون خوب باشه
با پیشنهاد کاربر محسوس خیلی‌ موافقم، تجلیل کردن از حمصهین دانشمندی حداقل کاری ک میتونیم انجام بدیم، من هر کاری از دستم بربیاد ،خیلی‌ خوشحال میشم به خدمتش، فقط اگه تو تعطیلات باشه خیلی‌ عالی،موقعی باشه ک هممون باشیم،مثلا از ۱۵ تیر به بعد
در مورد هزینش هم اگه مسئولین( ک نمی‌دونم چه افرادی هسن،احتمالا شهرداری) تقبل نکردن، میتونیم با برنامه‌ریزی خودمون هر کدوم یه بخشیشو در حد توان تقبل کنیم
معذرت می‌خوام ک انگلیسه نوشتم،گوشیم کیبورد فارسی نداره

——————————————————————————————–
کنترل سایت : برگرداندن متن انگلیسی به فارسی – توسط behnevis.com

نظرات بسته شده است.