رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مجموعه لطايف 2
#1
مجموعه لطايف 2? :laugh:

به يارو مي گن فرق کچل با هواپيما مي دوني چيه؟ميگه بابا ما ترکيم خر که نيستيم کچل که اصلا فرق نداره هواپيما هم نکته انحرافي بود :laugh:
پنج تا داداش پولاشونو رو هم میذارند تاکسی می خرند بعد از چند وقت ورشکست می شند اگه گفتی چرا ؟ اخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی :laugh:
يارو رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل :laugh:
يارو به خدا میگه خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰ سال برات چقدره ؟ خدا میگه ؟ ۱دقیقه.
يارو باز میگه :خدا۱۰۰۰۰۰۰ یورو برات چقدره؟ خدا میگه ۱ پنی .
يارو میگه پس یه پنی به من بده , خدا میگه ۱ دقیقه واسا :laugh:
يارو میره خواستگاری ازش میپرسن چه كاره ای ؟ روش نمیشه بگه قصاب میگه لوازم یدكی گوسفند دارم :laugh:
يارو خبر داغ می‌شنود، گوشش می‌سوزد :laugh:
به يارو می گن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چیکارمی کنی؟
میگه میرم بالای درخت . میگن تو دریا که درخت نیست .
يارو میگه : مجبورم می فهمی ؟! مجبورررررررررم :laugh:
به يارو مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه:خر در برابر ما هيچه :laugh:
يارو عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آرنولدی :laugh:
به يارو می گن با جیش جمله بساز میگه اصغر با آبجیش رفت سینما
میگن خره یعنی شاش ، میگه خوب با داداشاش رفت سینما :laugh:
يارو سرشو قیرگونی كرده بود، میگن چرا اینجوری كردی؟ میگه: بینی‌ام چكه می‌كرد :laugh:
يارو می‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یك بسته كوبیده بدین :laugh:
يارو با خدا قهر میکنه یه روز براش نامه مینویسه بالای نامه مینویسه به نام بعضی ها!!!!! :laugh:
عزراييل مياد سراغ ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن :laugh:
يک روز يارو خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لحافش نيست :laugh:
يه روز يه يارو خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فكر كردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه كه امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من. :laugh:
يارو براي ماشينش قفل فرمون ميخره بعد ازش ميپرسن قفل فرمون ماشينت چطوره؟ميگه خيلي خوبه فقط سر پيچها يه كم اذيت ميكنه! :laugh:
از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترك شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود :laugh:
يارو تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ۶ کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه :laugh:
يه روز تلوزيون اردبيل راز بقا نشون ميداده که توش چند تا خر ميريزن سر يه شير و شير رو ميکشن.تلويزيون اردبيل هم سرود ورزشکاران…دلاوران … رو پخش ميکنه :laugh:
یه روز به یه يارو میگن اولین کسی که رفت مکه و حاجی شد کی بود میگه حاج زنبور عسل :laugh:
يارو ماه رمضان زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه … کسي به زولبيا دست نزنه! :laugh:
يارو با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. فارسه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. فارسه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه! :laugh:
يك شب تابستان دونفر ميرن بالاي پشت بام بخوابند بعد از مدتي دعواشان ميشه وقتي همسايه ها ميرن مي بينند براي اينكه كدومشون وسط بخوابند دارند دعوا ميكنند :laugh:
مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما راعوض کن.قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه : واسه اينکه اين يارو هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گن : بي زحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!! :laugh:
پاسخ
#2
ha ha ha ha ha ha ha ha ha ha ha
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان