در طول تاریخ ، جوامع بشری دچار فراز و نشیب های بسیاری شده اند . گاه یک جامعه آنچنان مراحل رشد و ترقی را پیموده است که علاوه بر خود ، در رشد و بالندگی دیگر جوامع نیز نقش داشته است. در مقابل جوامعی وجود داشته اند که روبه انحطاط نهاده و صفحاتی تاریک را در تاریخ از خود بر جای گذاشته اند . علت صعود و نزول جوامع انسانی را می توان در اندیشه های حاکم بر آن جامعه جستجو کرد . این اندیشه است که می تواند آثاری مفید و یا ویرانگر از خود بر جای گذارد . اندیشه های نیک و بد قدمتی به قدمت انسان دارد . اگر به اطراف خود نظری افکنیم و در اوضاع و احوال جامعه ی خود قدری بیاندیشیم ، نمونه هایی از این اندیشه های مفید و مضر را مشاهده خواهیم کرد . در این فرصت قصد آن دارم که پیرامون یکی از این تفکرات و اندیشه های ویرانگر و پست که در شهرمان با آن روبه رو هستیم قدری سخن گویم .
قومیت گرایی معضلی است که جامعه ی جناح آن را به وجود آورده? و خود با آن دست و پنجه نرم می کند . با آنکه قومیت های مختلفی در شهر ما ساکن هستند ، معضل مورد بحث بیشتر به دو قومیت جمسی و اوزی بر می گردد . البته این گونه نیست که همه ی مردم جناح قومیت گرا باشند ولی می توان گفت که آثار شوم وجود چنین تفکری در میان توده ای از مردم کاملا هویداست .
درست نمی دانم از چه دوره ای اندیشه ی پست و سخیف قومیت گرایی در اذهان گروهی از مردم جای گرفته است . با این حال می توان گفت که رقابت انتخاباتی اولین دوره شورای اسلامی جناح ، نقش بسزایی در ایجاد و شعله ور کردن قومیت گرایی? داشته است . آنگاه که برخی از کاندیداها و یا برخی از هوادارانشان از هر دو قوم اوزی و جمسی برای پیروزی در انتخابات دست به خیانتی بزرگ زدند . در مجالس و محافل خصوصی تعصب و غیرت قومی را شعله ور می ساختند تا بتوانند از این شکاف و اختلاف قومی به نفع خود و همفکرانشان استفاده کنند . ننگ بر آنان باد .
از آن دوران به بعد در ایام انتخابات شورای اسلامی و مجلس ، بوی متعفن اوزی گری و جمسی گری فضای جناح را آلوده می سازد . کینه ، بغض ، دشمنی ، اتهام زنی ها و بی احترامی به یکدیگر ... به گونه ی وحشتناکی شیوع می یابد . پای نحس قومیت گرایی به ورزش ما نیز کشیده شده است که در آینده در این باره سخنانی خواهیم گفت .
بدبختی ما بدین جا ختم نمی شود . افرادی هستند که تعصب قومی ، آن ها را به جایی رسانده که حتی در معاملات ، خرید و فروش و روابط اجتماعی خود ، نیز اولویت را به هم قومی های خود می دهند .
اندیشه در اوضاع و احوال شهرمان مرا بدین نتیجه رسانده است که محرکان اصلی قومیت گرایی در جناح از هر دو قوم اوزی و جمسی از میان بزرگان و افرادی هستند که در مسایل اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی جناح نقش بیشتری دارند. اغلب افرادی که در مسائل سیاسی در میان همفکران خود مقبولیت بیشتری دارند و سخن آنها از برش خاصی برخوردار است و به عبارت دیگر تئوریزیسین و اتیدئولوگ برخی از جِناح های سیاسی هستند ، دارای دیدگاهی قومی هستند که در میان افراد مختلف دارای شدت و ضعف می باشد . حال اگر به نزد آنان بروی و دیدگاهشان را در مورد قومیت گرایی جویا شوی ، با پررویی تمام آن را قبیح دانسته و پیشرفت جناح را در قبال عدم وجود قومیت گرایی می دانند. فراموش نخواهم کرد آن روزی که یک متعصب قومی گرا رو به بنده کرده و از ضرر و زیان هایی که قومیت گرایی بر پیکر جناح وارد آورده سخن می گفت . در همان حال این دو بیت در ذهنم تداعی می شد :
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند? ? ? چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس? ? ? ? ? ? ? توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند?
قومیت گرایی در برخی از افراد آنچنان با روح و درونشان سرشته شده است که با کمال تأسف ، ملاک درست? و نادرست و حق و باطل را قومیت می دانند و این تعصب قومی در قضاوت هایشان نیز موثر افتاده است . گویی نه دینی دارند و نه وجدانی .
نمی دانم در بدو ورود اقوام اوزی به جناح نیز ، این تعصبات وجود داشته است یا نه . شاید بهتر بود که اوزیان با ورودشان به جناح ، زبان میزبانان خود را می پذیرفتند . شاید این امر باعث می شد که امروزه شاهد چنین تعصبات بنیان کنی که در هر دو قوم ریشه دوانده ، نباشیم . به عقیده ی بنده آنچه که در قرن های گذشته اوزیان را مجبور به ترک خانه و روستاهای خود کرده است ، جبر و شرایط اجتماعی آنان بوده است .شاید آنان برای بقای خود ناگزیر به مهاجرت به مناطق جنوبی ترشده اند .آخر در آن دوران چه چیزی جز جبر محیطی می تواند آدمیان را متقاعد به ترک خانه و کاشانه ی خود کرده باشد؟ اجداد اوزیان را نمی توان به خاطر مهاجرتشان به این مناطق سرزنش کرد زیرا همانطور که بیان شد به احتمال قریب به یقین شرایطی خاص آنان را مجبور به ترک خانه ی خود کرده است . ولی اگر آنان در بدو ورودشان ، نسبت به قومیت خود تعصب از خود نشان داده اند ، بدون شک مقصران واقعی همان ها هستند و اگر این تعصب قومی از میزبانان آنان شروع شده باشد ، همانا مقصران واقعی میزبانان می باشند .? ? ? ? ? ?
آنچه که مورد مذمت است ، تعصب قومی می باشد که در میان برخی از مردم? شهرمان وجود دارد و امروزه جریانات سیاسی کثیفی که مانند غده های سرطانی بر پیکر شهرمان افتاده اند ، خواسته یا نا خواسته به این تعصبات قومی دامن می زنند . چیزی که واضح و مبرهن است ، این است که هر دو قوم جمسی و اوزی در پیشرفت جناح نقش داشته اند . اگر شهرمان پیشرفتی کرده ، همه ی مردم جناح عامل این پیشرفت بوده اند و اگر عقب تر از آن چیزی هستیم که باید باشیم ، این جا نیز همه ی مردم جناح عامل این عقب ماندگی بوده اند .
اما راه حل چیست ؟
چیزی که مشخص است این است که معضل مورد بحث را به یکباره نمی توان حل کرد بلکه ممکن است دهها سال به طول بیانجامد . به عقیده ی بنده دوای این مرض را باید در اسلام جستجو کرد . اسلامی که توانست مردم مدینه که تا حد پدرکشتگی با یکدیگر دشمن بودند و کینه و دشمنی قومی داشتند را با یکدیگر برادر نماید ، متعصبان ما را نیز می تواند با یکدیگر همدل و همفکرگرداند . مردم مدینه از دو قوم اوس و خزرج تشکیل می شدند . مخالفت و دشمنی این دو قوم با یکدیگر در تاریخ مشهور است . بارها و بارها به جنگ با یکدیگر پرداخته بودند . فردی از این دو قوم نبود مگر این که برادر ، پدر و یا یکی از اعضای خانواده اش در یکی از این جنگها کشته? نشده باشد . شعرای هر یک از دو قوم در مجالس خود ، با سرودن شعرهایی حماسی خاطرات آن جنگ ها و کشته شدگان را زنده می کردند . از طرفی غیرت و تعصب قومی و از طرف دیگر کینه ، بغض و عداوت در دلشان شعله ور می گشت . با آمدن اسلام در میان آنان ، به تدریج عداوت و دشمنی جایش را به برادری و همدلی داد .این از آن جهت است که اسلام در تلاش است که توجه انسان را به خداوند جلب نماید . هرچه گرایش انسان به خدا بیشتر باشد ، به همان اندازه از تعصبات ویرانگر قومی کاسته خواهد شد . پیامبر (صلی الله علیه وسلم) همواره به یارانش متذکر می شد که هیچ قومیت و نژادی بر دیگر نژادها برتری ندارد .
این سخن محمد (صلی الله علیه و سلم) است که می فرماید :
{يا أيها الناس أن ربكم واحد و إن أباكم واحد ألا لا فضل لعربي على عجمي و لا لعجمي على عربي و لا لأحمر على أسود و لا أسود على أحمر إلا بالتقوى إن أكرمكم عند الله أتقاكم}
(ای مردم ، پروردگار شما یکیست و پدر شما یکی است . آگاه باشید که نه عرب بر عجم برتری دارد و نه عجم بر عرب ، نه قرمز بر سیاه و نه سیاه بر قرمز مگر به تقوای خدا . همانا بزرگترین شما در نزد الله با تقواترین شماست .)
اگر ما ایمان و اعتقاد آگاهانه دینی را در خود بیشتر و بیشتر پرورش دهیم ، به مقدار بسیار زیادی از تعصبات پوچ قومی در شهرمان خواهد کاست . ایمان واقعی ، قلوب مومنان واقعی از هر قوم و قبیله ای? را به یکدیگر پیوند خواهد داد و این پیوند قلوب با مطالعه ی قرآن و تفکر در آن و مطالعه سیره و احادیث پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) قوی تر خواهد شد . با مطالعه ی قرآن و تاریخ پیامبر (صلی الله علیه? سلم) است که انسان متوجه می شود در هیچ جای آن بحثی از قومیت نشده است و نه تنها ارزشی به آن نداده بلکه آن را مورد مذمت خود قرار داده است . به عقیده ی بنده اسلام می تواند این مرض را تا حد زیادی در افراد جامعه درمان نماید ، البته برای افرادی که بخواهند درمان شوند .
سخن آخر ...
انسان هایی که خواب باشند را می توان بیدار کرد ولی کسانی که خود را به خواب زده اند را نمی توان بیدار کرد . این نوشتار تلاشی بود برای بیدار کردن وجدانهایی که به خواب رفته اند .
و ای وجدان من...
نکند که تو خود به خواب روی و تو را نسزد که بیمار شوی . بیدار باش تا به حرکت در آوری وجدان های خفته را . به هوش باش تا زمانه تو را نفریبد و تو را از اطرافیانت غافل نسازد .
ای وجدان من ، به یاد آور? آن زمانی که پیام پروردگارت بر تو عرضه شد و تو را سخت تکان داد .آنجا که می فرماید :
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ...} نساء – 135
(اي كساني كه ايمان آوردهايد ! دادگري پيشه سازيد و در اقامهي عدل و داد بكوشيد ، و به خاطر خدا شهادت دهيد? هر چند كه شهادتتان به زيان خودتان يا پدر و مادر و خويشاوندان بوده باشد ...)
آنجا بود که دانستی سخن حق را باید گفت حتی اگر دوستان و نزدیکان را خوش نیاید .
خوانندگان گرامی
این سخن پروردگار است که می فرماید :
{... إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ...}رعد – 11
(...خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نميدهد مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند...)
دریافتم که تغییر جناح در گرو تغییر مردم جناح است . پس به خود آمدیم و از خود شروع کردیم . نخست به اصلاح خود پرداختیم و همچنان ادامه خواهیم داد و فریاد بر می آوریم که «خدا با ماست» .
از شما خوانندگان بزرگوار می خواهم که به این نوشته با سعه ی صدر بنگرید و منصفانه در مورد آن بیاندیشید . امید آن دارم که با انتقادات منصفانه و پیشنهادات دلسوزانه ی شما ، خطاهای احتمالی خود را که در این نوشته دچار آن شده ام دریابم.
به امید آنکه زندگی مان آنگونه باشد که در پیشگاه خداوند بتوانیم به او بگوییم :
ای خدای بزرگ ، در قبال مردم خود بی تفاوت نبودیم و در مقابل مشکلات جامعه مان ساکت نماندیم.
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? یوسف خورشیدی
نظرات (۲۰)
تعصب خوب است ولی نه روی قوم بلکه بر روی جناح نام جناح ، افتخار جناح و ابادانی جناح. تعصب قومیتی یعنی عقب ماندگی ذهنی و پسرفت .
به نظر من این تعصب های کورکورانه کم کم (به حمد الله) ریشه کن میشود و این تعصب ها در بین نسل جدبد کمتر دیده می شود . مدرسه جایی برای تعصب کشی شده (چون دوستان از بین هم سنان تعیین میشودند و نه از روی قوم و گروه ...) و امیدوارم شما دبیران کاتالیزگر این واکنش باشید که تعصب را نابود و بجای ان دوستی و همکاری تولید کنید .
حس میکنم یکی از دلایلی که تا به حال کامل موفق به حل آن نشده اند و نشده ایم از عده ای نشات میگیرد که یا وجود این معضل را انکار می کنند یا هم اینکه آن را به قوم مقابل نسبت می دهند. جالب است خود را مبرا میدانند در صورتی که با نسبت دادن قومیت گرایی به قوم مقابل یعنی اینکه خود آن شخص قوم گراست. وگرنه نیازی نمی دید دوباره مردم را دو دسته کند.
یک نکته از متن شما را بسیار پسندیدم اینکه "انسان هایی که خواب باشند را می توان بیدار کرد ولی کسانی که خود را به خواب زده اند را نمی توان بیدار کرد" و متاسفانه همان قشر تاثیرگذار جامعه خود را به خواب زده اند. چرا که منفعت آن را بیش از مضراتی که برای خودشان دارد میبینند و دقیقا به خاطر این است که تنها خود را در نظر دارند نه ضرری که به جامعه میرسد. ( و به گفته شما قبلا یکی از ابزارهای انتخابات شورا بوده است )
اما چه باید کرد؟ به نظرم با اینکه افراد تاثیر گذار خود را به خواب زده اند اما اگر ما فعالیتمان را در این زمینه بیشتر کنیم و تعداد بیشتری از درون نسبت به این معضل نفرت داشته باشند ( بگذار همان تاثیرگذارها خودشان را به خواب بزنند ) بلاخره این تنه هرچند هم محکم باشد دربرابر آگاهی اکثریت جامعه کم خواهد آورد.
پس بیاییم از خودمان شروع کنیم و سعی کنیم اول اینکه خود را مبرا ندانیم ( هر چند قومیت گرایی در ما حداقل باشد اما صفر صفر نیست ) و بعد سعی کنیم روز به روز این مورد را از مسائل مختلف حذف کنیم تا کم کم در نگاهمان بی ارزش جلوه کند. این خطاب به مخاطب نیست بلکه اول از همه خطاب به خودم است.
نکته بسیار ظریف و خوبی رو یوسف خورشیدی اشاره کرده که بنظرم اگه متوجه اون نباشیم تلاشهامون در زدودن این غبار از جامعه مون هیچ تاثیری نخواهد داشت. اینکه بعضی باوجود اینکه از منشا های این تعصبات هستند اما درحرف و زبان از بدگوترین ها نسبت به این موضوع اند.
بنظرم وقتی بتونیم این اشخاص رو که دیگه از مرز اصلاح گذشته اند، شناخته و محدود کنیم به اهداف بسیار نزدیکتریم .همونطور که آقای خورشیدی گفتند معمولا عرصه ی ظهور و بروز تفکرات متعصب، صحنه های سیاسی جامعست . بالاخره در سیاست وقتی در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند، اصل بر وفق دادن خود با شرایط جدیده . پس میشه با محدود کردن اونها کلی از مشکلات تعصب کور رو برطرف کرد
کی میشه این افراد خاص رو شناخت؟ با نگاه به عملکردها در صحنه های مختلف . البته نه فقط از دید خودشان . چون معمولا همین افراد - که عملا بیشترین نقش رو در ترویج تعصبات دارند و در کلام از مخالفان اون - را نمی شود با صحبت های خودشان سنجید بلکه باید در متن جامعه دنبال حقایقی در مورد اونها گشت و همه ی اونها رو هم مورد راستی آزمایی قرارداد تا درپایان بتوان با اطمینان به شناخت از این افراد رسید.
در کل هم میشه با کارهای فکری و فرهنگی که یوسف هم اشاره میکنه به مقابله? با این رفت
انتخابات شورا نزدیک است و باز هم شاهد همچین بحث هایی خواهیم بود.واقعا فضای کثیفی هست.
حرف شما از این جهت درست است که معنی جمسی یعنی چی ولی الان بحث سر این موضوع نیست. من فکر میکنم و تقریبا مطمئنم منظور همان لفظ معمول آن است.
خب راه بهتر اینه که همه شهروندان جناحی رو جناحی بدانید تا حساسیت های قبلی مانع تفهیم شدن به دوستان نشه. بهتر نیست؟ ( حرف شما در مورد معنی این کلمه کاملا درسته ولی مطمئنا قبول دارید که همه اینو نمیدونند )
در هر حال همه چیز با یک اسم حل نمیشه. مشکل فقط لفظ نیست، بلکه مسائل دیگریست که در متن آقای خورشیدی ذکر شده. برای هر کدام راه حلی میخواهیم.
ولی جواب سوالتان را به خود آقای خورشیدی واگذار میکنم چون از ایشون پرسیدید و من بحثم فقط رو همین کلمه بود.
من از هیچ جناح خاصی دفاع نمی کنم که بخواهم شما را محکوم کنم .دوست داشتن زبان و شهر خود گناه نیست . بنده توضیح داده ام که قومیت گرایی مضر چگونه ویژگی هایی دارد و فکر می کنم که خود شما هم می دانید. قومیت گرایی که
در حوزه سیاسی و اجتماعی باعث دو قطبی شدن جناح شده را بنده مضر می دانم .
دوست گرامی ، کسی که در مقابل قومیت گرایی یک جناح خاص بایستد را ما محکوم نمی کنیم بلکه ما شخصی را محکوم می کنیم که برای مقابله با قومیت گرایی جناحی خاص ، خود نیز رو به قومیت گرایی بیاورد و از آن طرف بام بیفتد .
اما در مورد سخنان من در مورد جناحهای سیاسی باید عرض کنم که سخن بنده این است که برخی از جناحهای سیاسی از هر دو قوم اوزی و جمسی به دنبال ایجاد شکاف بین مردم هستند تا به اهداف خود برسند . برای این سخنم دلیل دارم
که البته قوت آنها صد در صد نمی باشد در حدود 90 در صد می باشد و بنده نمی توانم به افرادی که یقین صد در صد در اثبات گناهشان ندارم اتهام بزنم .و اگر یقین هم بر گناهکار بودن آنها می داشتم? از ذکر نام آنها خودداری می کردم .
به همین دلیل از ذکر آن با جزییات معذورم .ولی به نظر من همین دلیل کافی است که در جریانات سیاسی و در ایام انتخابات ، بیش از پیش بوی متعفن قومی گرایی به مشام ما می رسد .
آقا تو یه شهر هر کس از جایی اومده بلاخره !!!! که اون شهر بزرگ شده و پیشرفت کرده...مثل همه شهر های دیگه !!!! برادر محسوس شما که میگین:(البته بعضی از همشریا تا بهشون میگن جمسی بهشون بر میخوره ومیگن ما اوزی هستیم)
تا دیروز میگفتیم جناحی هستیم دوستان با ساطور و قمه میفتادن دنبالمون !!! ( اینجاش یکم حماسی شد ببخشید ) میگفتن همانا جمسی جناحیست و بس !!! شما بیا ابتدا بپذیر منه انسان ( مثل خودتم ) تو جناح بزرگ شدم پس جناحی هستم...همین قدر کافیه!!!
نیاز نیست پیچیدش کنیم...قبول دارین؟؟؟
....البته یه چیز بگم در مورد عقیده خودم:
یه زمانی خیلی تعصب داشتم رو شهر جناح...میشه گفت از 19 سالگی کم شد!!! چون متوجه شدم هر جا ادم احساس راحتی کنه همون جا بهترین مکان برا زندگیش هست و دیارشه...به همین سادگی!!!نیازی نیست زیاد غیرتی بشیم برا زادگاهمون!!!
چندان شهر پیشرفته و مترقی هم نیست!!!جا برای زندگی زیاده...موندن تو شهر جناح یه فشار روانی ایجاد میکنه رو ادم...جدا از بحث قومیت گرایی که اشاره کردین...اصلا تو یه شهر کوچک مثل شهر جناح هر اتفاقی بیفته سریع یک کلاغ چهل کلاغ میشه و حرفای خاله زنک بازی و ....
یه چیز جالب بعد پنج شش ماه بیا تو شهر(مثلا خواستیم یه ساعتی به دوستان در متر کردن خیابان کمک کنیم)یه طور نگات میکنن آدم میترسه به خدا!!!!انگار آدم فضایی دیدن.
........................................
اینم نظر من بود...گفتم شرکت کنم تو بحث...بسیار کلی صحبت کردم...نیاین جو سازی کنینا!!!!خوشم نمیاد...بعد بگین آرمنا زادگاه فروشه!!!!(وطن فروش)
ولی امیدوارم یک روزی این مشکلات حل بشه گرچه الان جلو انتخابات شورا هست و بدتر هم خواهد? شد :021: :035: :035: :035: :035: :035: :banghead: :) :laugh:
یوسف جون? دوره اول شورا چی شده حالا؟چطو بوده؟ما که سن و سالمون قد نمیده.خو شما یه چی بگین بدونیم.این دفه هم اینجوریه؟
اینطور که من دیدم هیچ جوان جناحی هم بر کلمه ی جمسی یا جنسی که میگویند به جناحی ها حساسیتی نداره - خصوصا بعد از مطلبی که محمد پناه گذاشت- پس با بحث هامون به این ضربه نزنیم . بعضی از ما اساسا با پیشفرض اینکه این جوان از فلان اقوام هست پس لابد چنین اعتقادی دارد، وارد بحث میشویم که بنظرم این درست نیست.
این بحث بنظرم همینجا تمامه? و جای بحث بیشتری هم نداره چون اساسا بیهوده بنظر میاد که بهش پروبال داده بشه
امروز نیاز ما شناختن کسانی هست که با توجه به جایگاه اجتماعی ایی یا قدرت و ثروتی که دارند، از بحث قومیت ها که به خودی خود چیز بدی نیست، سواستفاده می کنند؟ . چه کسانی تحمل یک ذره مخالفت با خود را ندارند و چون یک حربه ی منطقی برای وایسادن جلوی مخالفان? ندارند، به ابزار برانگیختن احساسات قومی متوسل میشوند؟؟ چه افرادی ابایی از زیر پا گذاشتن مروت و اخلاق برای مطرح کردن خود و رسیدن به هدف سیاسی شان ندارند؟
البته جای تذکر داره که باید همیشه کسانی که دیگران را قبول ندارند و ازدم مهدورالدم می دانند با کسانی که نمیخواهند در مقابل حق خود کوتاه بیایند جدا کرد.
یک بحث دیگه هم که بنظرم باید توجه کنیم اینه که در کارسیاسی از مخالفتها باید استقبال کرد . وقتی مشکل بوجود میاد این مخالفتها تبدیل به کارشکنی، تخریب، توهین و تحقیر گروهی از طریق برانگیختن احساسات تعصبی گروهی دیگر شود .
برای این تجاوز و منفعت طلبی شان هم هست که مجبورند از حربه ی برانگیختن تعصبات بهره بگیرند .
ولی ما نمیتونیم کلمات رو اونطور که دوست داریم معنی کنیم. من روی شهرم تعصب ندارم ( به معنی دوست داشتن بی منطق ) و باعث بشه جایی که حق با کسی دیگست فقط به خاطر تعصب رو شهرم حق رو پایمال کنم، در مواردی که حق و ناحقی نیست که اصلا چنین چیزی مطرح نمی شود، ولی میبینید که در حد خودم هم برای شهرم فعالم. چون آدم باید به جامعه ای که بهش خدمت شده خدمت کنه. و این وقتی بیشتر میشه که شهرت رو واقعا دوست داشته باشی به خاطر مردمش.
همه در برابر تغییر مقاومت میکنند ( چه درست چه اشتباه ) حالا میخواهد اوزی باشد، جمسی باشد یا شیخان. این ویژگی مشترک همه آدم هاست ولی باز شما الان میاید یک گروه را مستثنی میکنید.
ببینید به طور رسمی اسم شهر ما جناح هست. پس شما نمیتونید از کسی که خودش رو جناحی میدونه ایراد بگیرید و بخواهید لغت دیگه ای رو انتخاب کنه تا وقتی نتونید اسم کنونی ایرادی ازش بگیرید ( هر کسی که 5 سال بیشتر در یک شهر زندگی کنه شهروند اونجا به حساب میاد )
این از این.
از طرفی چرا شما کل مشکل رو در یک لغت میبینید؟! به نظرم کوچکترین مشکل تو این زمینه است. اینکه اسم یه گروهی عوض بشه هویتشون عوض نشده و همواره به طرق مختلف از این هویت برای ضربه زدن یا منفعت طلبی استفاده میکنند نه اسم گروه.
ضمنا میدونید مشکل الان چیه؟ اینه که آقای خورشیدی میگن از بزرگان که این قومیت گرایی رو گسترش دادن و... "محسوس" میان و میگن شما منظورتون فلانیه. اگه قرار باشه هر کسی اونی که مورد پسندشه رو مصداق این جمله قرار بده و باز اون تعصبش رو نشون بده هیچ وقت درست نمیشه. هیچ وقت گفته نشده همه ی بزرگان اینجورین، بلکه بین این افراد عده ای وجود دارند. ضمنا آقای فولادچنگی که مثال زدید به نظرم بدبینانه که به متن آقای خورشیدی نگاه کنید هم نمیتوان ایشان را مصداق جمله آقای خورشیدی بدانید. چون آقای فولادچنگ تا الان که در مسائلی که بحث قومیت گرایی مطرح بوده نقشی نداشتند. پس لطف کنید با مطرح کردن اسم اشخاص و بر هم زدن تاپیک، هدف خوبی که این بحث داره رو منحرف و نابود نکنید!
یعنی شما قبول ندارید که از سه یا چهار قومی که در جناح متداولند ، کسانی هستند که از مسائل قومیت گرایی سوء استفاده میکنند؟ اگر بله خب ما هم میخواهیم این ابزار را از همین تعداد ، فارغ از اینکه از کدام قوم باشند بگیریم و کم کم بحث قومیت گرایی بی ارزش شود. (لطفا به این سوال جواب بدید )
شما از کجا می دونید منظور من چه کسانی است ؟ اصلا آیا شما از موضع من در مورد جریانات سیاسی جناح آگاه هستید ؟ آیا به نظرتان? من متمایل به گروهی خاص هستم ؟ من سخن و منظور شما را خوب فهمیدم . آیا صرف اینکه پدر بنده از فلان جناح است ، بنده نیز دنباله رو پدرم هستم ؟ آیا این اتهام بدون دلیلی نیست ؟ اگر بنده که یقین 90 درصدی داشتم ، یقین شما در مورد بنده در چه حدی است ؟ بنده نیامده بودم آقای فولادچنگ را تخریب کنم . اصلا در آن مقاله بحثی از سیاست نشد .
لطفا نام ببرید که بنده به چه کسانی چسپیده ام تا همه بفهمند . حتما نام ببرید ولی لطفا با دلیل? .