
کشت جو:

صحرای لاور ترو(ت َرو):

نمایی از قلعه، میراث فنا شده ی ما !

دیرک های تنهای تیم گازال: البته این زمین،زمینی نیستش که تیم منتخب جناح در قدیم توی اون بازی میکرده...

نمایی از خونه های قدیمی،درمورد اون مناره ای که توی عکس می بینین،باید بگم که مناره ی مسجد مارکه هستش...

نمایی از مدرسه ی کنار کاوشکده،اینجوری که من پرسیدم گفتن دبیرستان رسالت.

درمونگاه قدیمی:من که بیشتر از هر جای دیگه ای از اینجا میترسیدم،حالا شما رو نمیدونم!

این عکسم پرسیدم،گفتن که نخل های سمت چپ تصویر،نخل های قلعه هستش کنارش هم درمونگاه قدیمی (البته قدیمی تر از درمونگاهی که توی عکس بالایی بودش).

« اِز » :
نظرات (۱۷)
عکس شماره 1 :
عکس شماره 2 :
عکس شماره 3 :
عکس شماره 4 :
عکس شماره 5 :
توی این عکس میتونین کپر(ک َ پَر) یا کومه روهم ببینین.جایی رو که تراکتور ایستاده الان خیابون ِ،راستی اصلا این خیابون اسم داره؟ اما اگه آدرس میخواین،خیابونی هستش که دفتر باشگاه گازال توی اون قرار داره....
عکس شماره 6 :
عکس شماره 7 :
عکس شماره 8 :
عکس شماره 9 :
عکس شماره 10 :
عکس شماره 11 :
عکس شماره 12 :
عکس شماره 13 :
در این عکس شما میتونین منبع قدیمی جناح روهم در عمق تصویر ببینین...
فقط يه چيزي:كاشكي اندازشو يه خرده كوچيكتر ميكردين!
ميشه عكس اخري كاربردشو بگين؟
اسم اون وسیله اِز هستش
که در قدیم واسه نگهداری آب استفاده می شده و یه جور آبسردکن قدیمی هستش
راستش من که اون موقع ها رو یادم نمیاد ، من خودم هم از بقیه پرسیدم
حالا اگه شما مطمئن هستین من ویرایش می کنم
یه مشکل دیگه که هست مناره کاملا شبیه مناره مسجد حاج احمد هستش.(شاید هم فتوشاپ کار خودشو کرده باشه اون زمانا? :72:)
در ضمن اون عکس هایی که از لایروبی برکه هستش رو خیلی پسندیدم . متاسفانه با گذشت زمان همکاری بین مردم برای کارهای گروهی از قبیل لایروبی برکه کم شده و این تاسف بار است .
در گذشته شاید جمیعت جناح نصف جمعیت فعلی نبوده ولی اتحاد برای کارهای گروهی بیشتر و این موضوع? در عکس ها مشخص است .
عکس های خیلی جالبی گذاشتی که خیلی خاطرات همراهش بود. دستتون درد نکنه? :c017:
1- دبیرستان رسالت که الان یا چند سال پیش هم به همین شکل بود.
نگو من کلی خاطرات از اینجاها دارم. البته نه مال دورانی که این عکس گذاشتین. این ساختمون تا همین ده سال پیش بود و کلی درختای تنومند اونجا بود که تو عکس هیچکدومشون هنوز نیستن و یادمه اوایل مطب پدرم تو همین ساختمونی بود که عکسش رو گذاشتین و بعد رفت قسمت جدیدتر ( که مکانش در عکس بعد مشخصه ولی هنوز ساخته نشده - که الان البته این قسمت جدیدتر که میگم، در کنار درمونگاه جدیده فعلی که آقای عباسی ساختن ( که 6 یا 7 سال بیشتر قدمت نداره )، قدیمی به حساب میاد. ولی فکر نکنم باز بیشتر از 20 سال قدمت داشته باشه و الان ازش استفاده میشه ( دقیق نمیدونم چه استفاده ای، دندونپزشکی شاید اونجا باشه ! ) که تو عکس بعد توضیح میدم. )? و مطب دکتر خادمی تا اواخر که قرار شد درمونگاه قدیمی که عکسش رو گذاشتی همونجا بود و بعد که خواستن خرابش کنند و درمونگاه جدید رو بزنن به قسمت جدیده (نه خیلی جدیده ها همون 20 سال قدمت داره ) منتقل شد و فکر کنم هنوز همونجاست.
و اما عکس بعدی :
این همونجاییه که ساختمان نسبتا جدیده ( قدمت حدود 20 سال ) بعدا ساخته شد و خیلی خاطره دارم. همیشه بعد مدرسه یه راست میرفتیم اونجا و باید تا ساعت یک و نیم صبر میکردیم ! خب اینجوری با کادر درمونگاه هم آشنا شدیم. پس نتیجه میگیریم این عکس بیش از 20 سال قدمت داره! چون هیچ آثاری از درمونگاه نیست. فقط خونه پزشک ( که پدرم هم اونجا چند سالی ساکن بودن و یکی دو سال قبل از اینکه من پا به عرصه وجود بذارم نقل مکان شدیم به خونمون و الان آزمایشگاه اونجاست ) . یه ساختمون کنارش میبینید که با یه دیوار بینشون فاصله افتاده. اونجا پاسگاه قدیم بوده. خب پاسگاه و قلعه کنار هم منطقیه. بعدا که دیوار رو ورداشتن و قسمتی رو ساختن، پاسگاه قدیم تخریب نشد و به عنوان خانه + زایشگاه تا همین 5 سال پیش استفاده می شد.
در این جملتون باید بگم به جای نو که آمد به بازار بهتر است بگوییم علاج قبل از واقعه ! و این تفکر اگر پایدار بود دیگر نه خاطره پشت رودخونه موندن تکرار می شد و نه جنگ زمین !
خوشحال میشیم اگه عکس های دیگه ای از این دست داشته باشین در سایت قرار بدین و استفاده کنیم.
یک دنیا ممنون . . .