رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
به بهانه ۲۱ تیرماه ، سالروز درگذشت شادروان استاد " عبدالرحمن فرامرزی"
#1
سخن از " عبدالرحمن فرامرزی " راندن و درباره وی به قضاوت نشستن و او را در ترازوی نقد خود قرار دادن کار ساده ای نیست ، چرا که شخصیت های تاریخی فراخور تاریخی بودن خود همواره ابرهایی از ناپختگی و نارسایی تحقیقات تاریخی ، عدم وجود یکنواختی بافت و فضای زندگی تحقیق کننده و تحقیق شونده ، چنان آسمان زندگی آنان را در سیاهی فرو برده که جز با چشمانی مسلح نمی توان به چنین ستارگانی چشم دوخت ، و بدون شک " عبدالرحمن فرامرزی "  یکی از مصادیق چنین شخصیت هایی می باشد .
بنابراین " عبدالرحمن فرامرزی " را از  منظر انسان شناختی تاریخی نمی نگرم و آن را به متخصصان این فن واگذار میکنم ، که هم در اولویت اند و هم تحقیقات شان پخته تر و رساتر .
اما شاید بتوان از منظر جامعه شناختی راحت تر و علمی تر ، بر زوایای کوچه های تاریک پر ابهام فرامرزی پرتوافشانی کرد .
در مبانی علم اقتصاد فرق است بین " دارایی ، ثروت و سرمایه" ،  دارایی به اموالی اطلاق میگردد که فقط دارنده آنیم ،  نه منفعتی دارد و نه مضرتی ، نه مولد ارزشهای اقتصادی می باشد ، و نه هم می توان آن را در بورس به رقابت گذاشت ، برای مثال مغازه ای داریم مخروبه و متروکه ، نه می توانیم از آن استفاده کنیم و نه هم می توانیم آن را بفروشیم ، در این صورت مغازه دارایی ما محسوب میگردد ،  اما ثروت  هنگامی است که دستی بر سر و روی مغازه بکشیم ، قابلیت بهره برداری نماییم ، و از آن کسب درآمد کنیم ، اما سرمایه به ثروتی اطلاق می گردد  که بتوانیم آن را به انواع ثروت  های دیگر تبدیل نماییم ، از آن  خلق ارزش کنیم ،  در بورس سرمایه گذاری نماییم ، و از آن منافع اقتصادی ببریم. شکی نیست که چنین قابلیتی یعنی تبدیل دارایی به ثروت و ثروت به سرمایه ، هنر منحصر به فردی می باشد که جز از پنجه های طلایی برنمیاید .
با این تشبیه بر می گردیم به عبدالرحمن فرامرزی ، قطعا سرمایه های انسانی بویژه از نوع نمادین آن اگر نه کارآمدترین سرمایه های بشری  باشند که یکی از کارآترین و مهم ترین آنها می باشند ، شکی نیست که"  عبدالرحمن فرامرزی " و دیگر شخصیت های علمی جامعه ، دارایی های ما می باشند ، که در طول تاریخ کوتاه خود و در بستر زمان نه چندان شفاف خود از گذشتگان به ارث برده ایم ، دارنده آنها هستیم ، در ویترین کهنه خود نگه داشته ایم و هر از گاهی به آنان افتخار می کنیم ، اما شکی هم نیست که نتوانسته ایم از دارایی های خود نه تنها سرمایه بسازیم که حتی ثروت هم نه .
در دنیای پرالتهاب امروزه که رقابت مولفه اصلی و جوهره ثابت آن می باشد ، و کسب هویت اجتماعی و فرهنگی از نان شب نیز واجب تر ، ما بستکیان ، دارایی های انسانی  خود را همچون دارایی های اقتصادی به سپرده های کوتاه مدت و بلند مدت نهاده ایم ، نه از آنان استفاده می کنیم ، نه برای الگودهی به بچه های خود از آنان خلق ارزش می نماییم ، و نه هم به وسیله آنان برای رقابت در دنیای پرالتهاب امروز در بورس فرهنگی با دیگران به رقابت می پردازیم ، نه برای آنان همایشی ترتیب می دهیم و نه هم حتی در شهر خود کوچه ای به نام آنان می نهیم ، امری که نه توجیه اقتصادی دارد و نه هم توجیه اخلاقی .
بوده اند مردمانی که حتی دارایی نداشته اند با سعی و تلاش خود و حتی با سرقت ها و جعلیات خود کسب دارایی نموده اند ، شخصیت سازی کرده اند و حتی اسطوره پردازی ،  از آن ثروت ساخته اند و سپس متکبرانه و مغرورانه در بورس با دیگران به رقابت پرداخته اند ، چه که حتی به قول حماسه ساز کویر ، شادروان " باستانی پاریزی" چه عیب که حتی اگر شخصیت های تاریخی نداشته باشیم ، شخصیت پردازی کتیم و حتی آنان را جعل نماییم ؟  ، متاسفانه  که چنین شخصیت ها و دارایی هایی داریم ، اما از آنان برای جوانان خود نه ثروتی الگوسازی نموده ایم  و نه حتی در بازار بورس فرهنگی ، سرمایه ای ساخته و پرداخته .

شهر خالیست ز عشاق ، بود کز طرفی
فردی از خویش برون آید و کاری بکند

? دکتر حسینی فرامرزی
پاسخ


لطفا دقت کنید که ارسال‌های جدید در این انجمن نیاز به تایید مدیریت قبل از نمایش دارند.
[-]
پاسخ سریع
پیام
پاسخ خود را برای این پیام در اینجا بنویسید.

تایید تصویری
لطفا متن داخل تصویر را عیناً وارد نمائید، این فرایند برای جلوگیری از ربات‌های هرزه‌گر خودکار می‌باشد.
تایید تصویری
(غیرحساس به بزرگی و کوچکی حروف)

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان