برنامه نود سرانجام حرف دل خيلىها را زد و در برنامهاى انتقادى از سردار عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ پرسيد کجاى منشور اخلاقى قانونى است؟
در اين برنامه که عبدالرحمان شاهحسينى و امير حاجرضايى را به عنوان منتقد همراه خود داشت، عزيز محمدى در ابتداى برنامه با خواندن حديثى از پيامبر اکرم(ص) تلاش زيادى داشت که نشان دهد وضع فوتبال ما خراب است و به خاطر بىتفاوتىهايى که در 30 سال گذشته انقلاب اعمال شده، امروز فوتبال فاسد و بى ارزشى داريم و از اينرو وى و عليپور به دنبال اصلاح فوتبال هستند!
او بر اين اساس تاکيد کرد: «چون ما باشگاه حرفهاى نداريم و فوتبال با بودجه عمومى کشور اداره مىشود، بنابراين فدراسيون بايد به عنوان مرجع قانونى اجراى ضوابط دلخواه و سليقهاى ستاد منشور اخلاقى باشد.»
در اين ميان پخش تصاويرى از صحبت بازيکنان و مربيان منشورى محروم شده نشان داد ميان گفتار و رفتار سازمان ليگ تضادهاى زيادى وجود دارد به حدى که در يک گزارش 5 دقيقهاى برنامه نود، در ابتدا علپيور مدعى مىشود ما کارى به زندگى شخصى بازيکنان نداريم، ولى در جايى ديگر تاکيد مىکند: «زندگى بيرون از ورزش آنها زير نظر دقيق است!»
اما از اينسو شاهحسينى که يک مقام قضايى است، از منظر حقوقى معتقد بود: «در درجه نخست اين ماجراى منشور يک قانون نيست و اگر چنين بوده، دليلى ندارد قانونى که براى مثال در مورد تست اعتياد مربيان خردادماه گذشته ابلاغ شده امروز پيگيرى شود و اگر نشده ديگر تعريف قانونى ندارد.
حال اگر قانون است کاملا با قانون مجازات اسلامى و اساسنامه فدراسيون فوتبال و آئيننامه کميته انضباطى در تضاد است و بايد هرچه زودتر اين منشور اخلاقى را که وظيفه دخالت در زندگى شخصى بازيکنان و محروم کردن آنها از شرايط عادى زندگى را دارد، متوقف کرد.»
شاهحسينى از ابتداى برنامه سوالى را مطرح کرد که عزيزمحمدى هر بار با طرح موضوعى حاشيهاى از جواب دادن به آن طفره رفت! رئيس سابق کميته انضباطى با اصرار در تلاش بود تا متوجه شود آيا رئيس سازمان ليگ برتر مىداند، اين روش در هيچ جاى دنيا اعمال نمىشود يا نه؟!
البته در نهايت مشخص شد عزيزمحمدى هيچ اطلاعاتى در اين زمينه ندارد و حتى فرق عملکرد فدراسيون با باشگاه را نمىداند، چون دائم به کتابى در حوزه رعايت مسائل اخلاقى توسط فيفا اشاره مىکرد که در اين بحث محلى از اعراب نداشت.
حاجرضايى هم معتقد بود اين اقدامات فدراسيون فوتبال تنها کنترل کردن است و نمىتوان بدون فرهنگسازى کار خاصى انجام داد. وى حتى به صورت آشکار تاکيد کرد: «مربيانى که براى تست اعتياد اقدام کنند، بزرگترين ضربه را به اعتبار خودشان زدهاند»! او در انتقاد از روش برخورد با اهالى فوتبال در منشور اخلاقى گفت: «اين چه برخوردى است، آيا همه مشکلات فوتبال ما حل شده که حالا ريش لنگرى فلان بازيکن مسئله فوتبال ما شده، ما به جاى ريش بايد به ريشه اين مسائل رسيدگى کنيم، چرا مىخواهيم بدون فرهنگسازى به نتيجه برسيم»!
اما بىشک فصل الخطاب بحثهاى کارشناسى سخنان دقيق دکتر آقايىنيا، استاد حقوق دانشگاه تهران بود. او مشکلات منشور را اين گونه بيان کرد: «در درجه نخست تدوينکنندگان اين ماجرا ورزشى نيستند، نه شما آقاى عزيز محمدي، نه آقاى شريفى و نه آن روحانى (عليپور) گرامي! چون اگر ورزشى بوديد در بخشهاى مختلف اين منشور بايد نکات خاص و فنى را رعايت مىکرديد. شما مىخواهيد با يک ماجرا فضاى تهديد به وجود بياوريد، خشونت را به بهانه فضاى تعريف نشده منشور وارد ورزش کنيد، ولو به نيت خيرخواهانه کار درستى نيست.
شما هنوز فرق منشور و آئيننامه را نمىدانيد، اگر مىدانستيد در صفحه اول همين منشور تاکيد نمىکرديد «اين آئيننامه»! متاسفانه قصد داريد با اين منشور وارد فضاى خطرناکى شويد که ديگر بيرون آمدن از آن به اين سادگى نيست.
دوم اينکه، نحوه کار کردن مربى يک باشگاه چه ربطى به فدراسيون دارد؟ اين حوزه اختيار باشگاه است و بايد باشگاه توانايى بهرهبردارى از توان فنى و اخلاقى مربى خودش را داشته باشد.
سوم اينکه، منشور قصد دخالت آشکار در زندگى و حريم خصوصى اهالى فوتبال را دارد که اين کار براساس فرمان 8 مادهاى امام(ره) و قانون حقوق شهروندى جرم هست!
چهارم اينکه، شما يک مقياس به نام اخلاق ذکر کرديد و بههيچوجه مشخص نمىکنيد که اين اخلاق چه تعريفى دارد، به صرف اينکه نماينده سازمان ليگ يک موردى را در لباس، ريش، مو و ظاهر يک بازيکن ديد، بايد تذکر بدهد و او هم بايد اصلاح کند! يعنى چه؟
چرا چنين برخوردهايى مىکنيد، نماينده سازمان ليگ سر زمين چگونه مىخواهد مو و ريش بازيکن را کوتاه کند، بعد در مورد لباس سليقهها را وارد ماجرا مىکنيد و نماينده سازمان ليگ چگونه بايد ارزيابى کند؟
مشخص است که من 65 ساله ميلى به پوشيدن لباس قرمز ندارم و براى سن من درست نيست، همان طور که لباس آدم 55 ساله چيز ديگرى است. ولى وقتى قرار مىشود من 65 ساله به يک نوجوان 13 ساله نگاه کنم اين چه تعريفى پيدا مىکند؟
به صراحت مىگويم اين منشور با قانون اساسى جمهورى اسلامي، قانون مجازات اسلامى قوه قضاييه، قانون مطبوعات و قوانين خود فدراسيون فوتبال در تعارض و تضاد است و بايد هرچه زودتر اين منشور پس گرفته شود.
من پيشبينى مىکنم با اجراى منشور دو راه پيشرو نيست، يا اينکه خشونت را به دامنه ورزش و فوتبال مىکشانيم يا مجبور مىشويم در جايى آن را رها کنيم که تبعات ناخوشايند خودش را دارد.
من متاسف هستم که رئيس کميته انضباطى فدراسيون فوتبال مىگويد اگر بازيکنى چراغ قرمز رد کند با او برخورد مىکنيم، در شأن جمهورى اسلامى نيست اين حرفها و رفتارها، در دنيا ما را به خاطر قوانين مضاعف مسخره مىکنند! اين يعنى اينکه فردا اگر فوتباليستى با همسرش مشکلى پيدا کرد شما مىتوانيد به اين ماجرا ورود کنيد.
من واقعا متاسف هستم که در هزاره سوم براى سحر و جادو قانون و مجازات تدوين مىکنند! دائم هم مىگويند در فقه اين موضوع وجود دارد، بنده با 4 تن از فقهاى عظام صحبت کردم، همگى سحر و جادو را رد کردند و در مورد موهن بودن آن شکى نداشتند! خب اگر سحر و جادو درست هست و برايش مجازات مىگذاريد و آن را تائيد مىکنيد، پس چرا اين کار را انجام نمىدهيد تا ژاپن و کره را ببريم! مگر اين کار موثر نيست که برايش قانون گذاشته ايد؟
دائم مىگوييد منشور اخلاقى و رفتارى و معلوم نيست به چه دليل اين دو کلمه در کنار هم قرار گرفته است، آيا اخلاق بدون رفتارى قابل ارزيابى است؟
وقتى شما در ماده اول اين منشور توپ، چمن، تور دروازه، لباس بازيکن را عنصر اخلاقى تعريف مىکنيد، مشخص است که هيچ کارشناسى اى روى اين موضوع نشده است.
به نظر من اين منشور مشکل ماهوي، مفهومي، تايپى و حتى علائم دارد و بايد تضادهاى آن با قوانين کشور رفع شود»!
در پايان اين بحث شاهحسينى - رئيس سابق کميته انضباطى فدراسيون فوتبال - گفت: «مىگويند محروميت مشخص نشده ولى عملا دارند افراد را از حق طبيعى خودشان محروم مىکنند! فردى را که در دادگاه صالحه تبرئه شده را مجازات مىکنند»!
حاجرضايى هم در جمعبندى خود گفت: «براساس قوانين مجازات اسلامى که مجازات مضاعف فردى که تخلف کرده درست نيست و چون مرجع رسيدگى به مجازاتهاى عمومى و غيرورزشى فدراسيون فوتبال نيست، من اميدوارم اين منشور براى نيم فصل دوم ليگ پس گرفته شود و ديگر منشور اخلاقى نداشته باشيم و به جاى آن قوانين لازم براى باشگاهها و ابزار فرهنگى را براى تربيت بازيکنان و فرهنگ فوتبال کشورمان فراهم کنيم»!اما جمعبندى عزيز محمدى در پايان دردسرهاى فراوانى به همراه داشت. تئورسين منشور اخلاقى و رئيس سازمان ليگ در جمع بندى خود بدون توجه به ايرادات منطقى و استدلالهاى تخصصى کارشناسان و ميهمانان بازهم به اجراى اين منشور تاکيد کرده و با قدرت تمام گفت: «فوتبال پاکى نداريم، ليگ حرفهاى نداريم، مجوز حرفهاى گرى نداديم، مديران فوتبال مديران هزينه هستند براى همين منشور را ادامه مىدهيم»!
در پايان اين بخش طولانى از برنامه نود فردوسىپور سوالهاى کوتاهى را در مورد حنيف عمرانزاده، فيروز کريمي، اکبر ميثاقيان دست نشان و فرهاد کاظمى از عزيز محمدى پرسيد که وى در نهايت و به صراحت گفت: «فيروز کريمي، فرهاد کاظمى و نادر دست نشان [با جايي] مشکل دارند! به آنها گفتم بريد مشکلاتتون رو با [اونا] حل کنيد. اجازه مربيگرى مىگيريد»!
البته که فردوسىپور جرات نکرد در مورد [اونا] از عزيزمحمدى سوال کند و رئيس سازمان ليگ هم ميلى براى بيان دايره قدرت [اونا] روى فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ نداشت.
اما سوال پايانى شاهحسينى تعادل ذهنى عزيز محمدى را به هم زد و موجب شد رئيس سازمان ليگ در جواب شاه حسينى به وى توهين کند.
شاهحسينى گفت: «آقاى محمدى من تعجب مىکنم، مگر شما نمىگوييد اين مصوبه هيئت رئيسه فدراسيون است، خب چرا شما اين قدر در اين موضوع دفاع مىکنيد، چرا کسانى که اين منشور را تائيد و امضا کردند نامى از آنها نيست، چرا شما دائم سعى مىکنيد در مقابل منتقدان جواب بدهيد»!
او پس از اين با ذکر نکاتى از همايون بهزادي، رضا وطنخواه، جعفر کاشاني، واعظ آشتياني، اوليايي، دادکان، مهندسهاشمى طباء، تاج، ياورى و... در انتقاد از روحيه نقد گريز سازمان ليگ گفت: «چرا تا انتقادى مىشنويد، آن را به تهديد منافع کارشناسان تعبير مىکنيد»!
در اينجا بود که عزيزمحمدى با اشاره به فراخوان دهها باره براى تدوين منشور متذکر شد که با دکتر آقايىنيا ارتباط خواهد گرفت و به شاهحسينى تاکيد کرد: «ما به شما هم گفتيم بنويس بده! ولى شما دوست دارى تو اين برنامهها باشى و خودتو ...»!
با بيان اين جمله توهينآميز از سوى عزيز محمدي، شاه حسينى به تندى در پاسخ به وى گفت: «بنده به کسى باج نمىدهم؛ نه به شما نه به بزرگتر از شما...»!
در اين لحظات حاج رضايى با چهرهاى نگران دستهاى دو طرف را گرفته بود و به سبک ميانجىهاى دعواهاى خيابانى از آنها مىخواست کوتاه بيايند. عادل فردوسىپور هم در سوى ديگر استوديو از تماشاى اين صحنه ريسه رفته بود و نمىتوانست جلوى خنده اش را بگيرد.
مرجع: حیات نو
→ بازگشت به فهرست مطالب