سلام خدمت برادران و خواهران گرامی.همانطور که گفته بودم آخرین مطلب روانشناسی یعنی روانشناسی قهر و آشتی را می گزارم.در مطلب بعدی یک سری عکس از عجایب دنیا که قدرت خداوند را نشان می دهد قرار می دهم.
با او قهر کردهایم اما دلمان میخواهد آشتی کنیم. دلمان برایش تنگ شده و دوست داریم دو کلمه حرف بزنیم، اما غرورمان اجازه نمیدهد! قهر کردن یکی از مهمترین اتفاقاتی است که تقریباً همه آدمها تجربه کردهاند. قهرهایی که همیشه به آشتی ختم نشده است و توانسته رابطه چندین ساله بین دو نفر را به طور کلی خراب کند. پس گاهی باید این قهر کردنها را جدی گرفت و بیخیال قهر كردن شد!
چرا قهر میکنیم؟
فردی که قهر میکند هدفی دارد و در واقع با قطع ارتباط میخواهد مطلب خود را به اطرافیان یا به فرد مقابل بیان کند. بعضیها بیشتر از بقیه قهر میکنند و برخی افراد هرگز علاقهای به قهر ندارند. بطور کلی هدفی که در این رابطه مورد نظر فرد است معمولا برای بیان یک ناراحتی یا یک هیجان منفی است. فرد می خواهد به طرف مقابل بگوید که ناراحت است، یا میخواهد کاری کند رفتار او را تغییر دهد و ... . در هر حال قهر کردن به صورت یک وسیله و یک مکانیزم در آمده است که در مواقع ناراحتی از فرد سر میزند. یک روش تخلیه ناراحتی است که در واقع چنین کاری را نیز انجام میدهد و فقط فرد به این روش عادت کرده است و معمولا قبل از اینکه فکر بهتری به ذهنش برسد که در آن لحظه فایده بهتری داشته باشد به این روش اقدام میکند.
برخیها این روش را از دوران کودکی یاد گرفتهاند. ممکن است کودک با مشاهده رفتار اطرافیان و بویژه والدین در مواقع ناراحتی از یک فرد دیگر رفتار آنها را الگو برداری کند. چنین کودکی یاد میگیرد پیام خود را با قطع ارتباط بیان کند و به روشی غیر از گفتار کلامی مفهوم ناراحتی خود را به اطرافیان برساند. بطور کلی این روش چه در کودکی یاد گرفته شده باشد و چه در بزرگسالی فرقی نمیکند. فرد از یک شیوه نادرست برای تنظیم رفتار خود استفاده میکند و در واقع نمیتواند به روش مناسبتری مطلب خود را بگوید، یا از خود دفاع کند.گاهی هم وقتی میخواهیم یک نفر را تنبیه کنیم و نشان دهیم کارش به شدت اشتباه است، از قهر استفاده میکنیم. قهرهای ما میتوانند موقتی و طولانی مدت باشند.
چرا آشتی میکنیم؟
انسان یک موجود اجتماعی است. وجود وابسته به شبکه اجتماعی است که در آن قرار میگیرد و شاید بدون آنکه متوجه باشد چنین وابستگی در او وجود دارد. در واقع بهتر است بگوئیم یک نیاز، انسان به برقراری روابط با دیگران نیازمند است. چنین نیازی نه تنها یک نیاز جسمی بلکه عمیقا یک نیاز روانی است. بنابراین دور ماندن از چنین روابطی برای وی فوقالعاده دشوار است، مگر افرادی که به اختلالاتی دچارند که دوری از روابط اجتماعی را ترجیح میدهند. بر این اساس ماندن در وضعیت قهر برای افراد دشوار است. بویژه اینکه در یک سوی قهر معمولا افرادی قرار داند که به نحوی از لحاظ عاطفی برای فرد دارای اهمیت هستند، مثل قهر دو دوست یا قهر زن و شوهر.
بنابراین بازگشت به وضعیت قبلی و تمایل به آن معمولا وجود دارد، حتی در مواردی که افراد با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود به نوعی فقدان چنین تمایلی را نشان میدهند. ممکن است شدت ناراحتی از طرف مقابل به قدری زیاد باشد که فرد کاملا از برقراری رابطه مجدد ، به عبارتی آشتی خوداری کند و حتی دلایل و توجیهات منطقی برای آن داشته باشد. ولی جمله ای کاش این اتفاق نمیافتاد... به شکلهای مختلف در ذهن افراد وجود دارد. برخی افراد بیشتر از بقیه نیاز روانی و عاطفی خود به روابط با دیگران احساس میکنند.
این چنین افرادی هر چند یاد گرفته باشند از روش قهر به عنوان یک روش برای بیان ناراحتی استفاده کنند، اما بزودی تمایل به بازگشت در آنها بوجود میآید. برخی افراد به صورت خودکار در حالت هیجانی به این روش اقدام می کنند، اما بعد از مدتی که هیجاناتشان فروکش کرده و قدرت منطق نمو بیشتری یافته ، متوجه مسائلی میشوند که تمایل به بازگشت در آنها را بوجود میآورد. برخی از افراد دیگر به نظر کینهای تر هستند و شاید به نظر برسد هرگز نمیتوانند فرد مقابل را ببخشند، حتی به قیمت تحمل ناراحتیهای حاصل از قطع روابط و ... .
بهتر از قهر و آشتی
افرادی که در قهر میمانند افرادی هستند که شیوه مناسب ابراز وجود ، دفاع از خود ، قاطعیت و جرات وزری را یاد نگرفته اند، نمیتوانند هیجانات خود را بخوبی کنترل کنند و مانع از دخالت آنها در تصمیمهای منطقی شان شوند، قدرت چشمپوشی و بخشیدن دیگران را ندارند و یا غرور کاذبی برای خود ایجاد کردهاند و ... .
در هر حال هم خود قهر و هم عواملی که به ایجاد و تداوم آن مربوط میشوند استرسزا هستند. افکار منفی آزاد دهنده در حالت قهر شدیدا فعال میشوند. فرد در حال قهر بیشتر از حالتهای عادی به ویژگیها ، گفتار و رفتار منفی فرد مقابل توجه میکند، در حالی که در حالت برقراری دوستی این دسته از افکار بسیار کاهش مییابند. بر این اساس قهر و آشتیهای مداوم آزار دهنده و بهم ریزنده شرایط آرام زندگی هستند که میتوان روشهای مناسبتر و ایدهآلتری بجای آنها جایگزین کرد تا فرد بتواند با جرأت ورزی بیشتری در شرایط استرسزا حاضر شود، بتواند از خود دفاع کند و با حفظ دوستی و صلح به حل مشکل و اختلاف بوجود آمده مبادرت کنند.
چنین روابطی از پایایی بیشتری برخوردار هستند، آرامش فرد را تداوم میبخشند و از همه مهمتر راه اندازی افکار منفی که بسیار آسیب رسان برای افراد و برای روابط او هستند جلوگیری میکنند. فرد بهتر است با کنکاشی در خود ، علت اساسی تمایل با استفاده از ابراز بهتر را در خود پیدا کند و به رفع آن اقدام نماید. شیوههای جرات ورزی را یاد بگیرد، شیوههای کسب آرامش را یاد بگیرد و از بروز افزایش اضطراب و دیگر هیجانات منفی خود جلوگیری کند. به این ترتیب سیستم منطقی فرد نیز فعالتر شده و میتواند استدلال درستی داشته باشد و تصمیمهای درستی اتخاذ کند.
چه كسانی بیشتر قهر میکنند؟!
به طور کلی، روانشناسان معتقدند مردان بیشتر از زنان قهر میکنند، چون زنان در یک رابطه، وقتی میخواهند ناراحتی خود را نشان دهند، ارتباط کلامی خود را قطع میکنند و این به معنی قطع کل رابطه نیست و امكان آشتی در ادامه وجود دارد، اما مردان از قانون همه یا هیچ استفاده میکنند، یعنی یا یک رابطه از نظرشان کلاً قطع است یا به آن ادامه میدهند و هیچ نقطه وسطی در یک رابطه برای خودشان قائل نیستند. البته چون مردان نسبت به زنان در رابطه کلامی ضعف دارند، برای همین نمیتوانند از قهر به عنوان یک ابزار برای ابراز ناراحتی استفاده کنند، به اینها، این را هم اضافه کنید که مردان به اشتباه، قهر کردن را مخصوص زنان میدانند و آن را نشانه ضعف میدانند.
به آشتی هم فکر كنید
همه ما خوب میدانیم كه وقتی داریم قهر میکنیم، در بیشتر مواقع به آشتی هم فکر کردهایم، یعنی درصد بالایی از قهرهای ما به امید یک آشتی لذتبخش و دوست داشتنی اتفاق میافتد، اما گاهی رفتارهای نادرست ما میتواند این آشتی شیرین را از ما بگیرد. برای این که بتوانید آشتی کنید، ما چند راه پیشنهادی داریم:
ببخشید
اگر طرف مقابل شما به هر دلیلی باعث ناراحتی و رنجش شما شده است، سعی كنید او را ببخشید و گذشت کنید. بخشش و گذشت، اولین گام در آشتی کردن است.
غرور را کنار بگذارید
فکر نکنید اگر شما برای آشتی پا جلو بگذارید، شخصیتتان کوچک میشود، به این فکر کنید که ساعتها و روزهایی که از دوستان یا خانوادهتان دور هستید، میتواند بهترین ساعت زندگیتان باشد، پس بیخیال این حساب و کتابها شوید، چون این رابطهها ارزش بیشتری دارند.
توقعات خود را كم كنید
توقعات و انتظارات خود را کم کنید و به دیگران هم حق بدهید. دلیل خیلی از قهرها، همین انتظارات شما از آدمهای مختلف است. وقتی توقع دارید که همه آدمها روز تولد شما را به یاد داشته باشند، یا توقع دارید هر زمانی که شما میگویید دیگران برای شما وقت بگذارند، آخرش به قهر ختم میشود. چون وقتی این توقعات از طرف دیگران پاسخ داده نشود، شما قهر میکنید. برای آشتی کردن اول میزان انتظارات خود را کنترل کنید و بعد به دیگران به خاطر رفتارهایشان حق بدهید.
هدیه بخرید
گاهی لازم نیست برای آشتی کردن با یک نفر، آپولو هوا کنید، یا دو ساعت برایش سخنرانی کنید. یک هدیه کوچک هم میتواند هر آدمی را خوشحال کند و راه آشتی را برایتان باز کند.
مهارت ابراز وجود
خیلی وقتها آدمها مهارت ابراز وجود را بلد نیستند، یا چون توانایی ارتباط کلامی ندارند، زود قهر میکنند. برای این که بتوانید قهر کردنهای خود را کم کنید و یا همین الان بتوانید آشتی کنید، سعی کنید این مهارتها را یاد بگیرید، چون آن وقت میتوانید بروید و به راحتی ناراحتی خود را بیان کنید و باعث آشتی شوید.
نظرات
۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۱۸:۰۷sedaghat:
قهر نوعي ابراز ناخشنودي از عملي است كه برخلاف انتظار از طرف كسي كه دوستش داريم – دوست يا همسر يا....- سر ميزند و به آن عكس العمل نشان ميدهيم. قهر نشانه رفتار خصمانه نيست و
برعكس عملي دوستانه است كه آشتي را بدنبال دارد. البته اگر انتقاد و انتقاد پذيري در روابط باشد قهري صورت نخواهد گرفت.
دوستی را دوست، معنی می دهد / قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست / قهری او هم نشان دوستی است
البته این را هم بگویم دشمنی با قهر تفاوت دارد.منظور من قهر بین دو همسر یا دوست یا برادر و... است نه دشمنی بین افراد.