روزها ازانتخابات شورای شهر در جناح می گذرد.به عنوان یک دانشجو همواره بر این جمله اعتقاد داشتم”که به جای لعنت فرستادن بر تاریکی می بایست شمعی برافروخت.”لذا به منظور دفاع از عقایدم و آنچه که آن را حق می دانستم تک برگ رای خویش را به صندوق انداخته و فردای آن روز از نتیجه انتخابات خشنود بودم .در این میان اما رگه هایی از تلخی مزه شیرین شکلات انتخابات جناح را تحت الشعاع خود قرار داده بود.انتخابات نود و دو تفاوت هایی با انتخابات دوره های قبل داشت.تمایزاتی که آثار آن تا سال ها بر پیکره فرهنگ، سیاست وعلی الخصوص مدنیت جناح خواهد ماند.مخاطب نوشته من آن کسی است که مردم شریف و فهیم جناح را عوام خواند و یکی از بزرگترین توهین ها را بر این مردم روا داشت. مخاطب من آن کسی است که با گداپرور خواندن خیرینی که پدرانه به جناح خدمت می نمایند ، تمامی شهروندان را گدا برشمرد.برخی اوقات سکوت التیامیست بر دردها ودغدغه ها، اما نمی دانم که این زخم چرکین به چه سبب است که سکوت نیز تسکینش نمی بخشد.بارها از خود پرسیدم که جرم این مردم پاک چیست که عوامشان می خوانی؟ آیا واقعا به این گفته خویش ایمان داری؟ ،که اگر چنین است پس وای بر احوال ما که انتظار خدمت در چهار سال آینده را از شخصی داریم که ما راعوام برشمرده، و یا شاید هم از معنی و مفهوم این لغت آگاهی نداری؟، که اگر نیز چنین باشد باز هم وای بر احوال ما که منتخب به ظاهر مردمیمان از معنی چنین لغت مصطلحی (در سیاست )آگاهی ندارد. بگذارید کمی این مسئله را بسط دهیم. اساسا عوام به چه معناست و چرا باید مردم ما عوام خوانده شوند؟.علامه علی اکبر دهخدا عوام را این گونه معنی می کند:عامه مردم،مردمان فرومایه ،دون ،کم سواد وبی سواد(http://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85).بگذاریم وبگذریم تا خوانندگان خود بر وسعت این توهین معیار ومتر تعیین نمایند که متر بنده به درازای این هتاکی قد نخواهد داد.اما چرا باید فرومایه و پستمان بخوانی ؟ چون طومار۵/۹ متریت را امضا نمودیم؟چون هکتارها از مروارید زمین های جناح را در اختیارت قرار دادیم؟ ویا چون یک بار به شما اعتماد کردیم وشورای چهارم جناحت نمودیم؟ آیا از دیدگاه شما اعتماد مردم جناح نشانه فرومایگی وپستیشان است؟. بی سوادی مردم جناح را در چه می بینی؟در مشکلات شخصی ات با باسوادانی همچون مرحوم شرفا شرفائی؟و یا بدلیل عدم شناختت نسبت به فضلایی همچون حاج احمد درود و حاج عبدالکریم خطیب است، که ما را بی سواد برمی شماری؟ (که یحتمل دلیل این عدم شناخت شما، اسلام زدگی تان بواسطه نمازخواندن کسی است که علی رغم میل شما خط مشی فکریش خواص گونه نیست).مگر همین مردم که عوام و بی سوادشان می خوانی نبودند که دانشگاه را به خیلی از چیزهای دیگر در شهرشان ترجیح دادند? تا چون توئی زمینه ادامه تحصیل را پیدا کند؟. نمی دانم شاید اگر در مقابل تصرف زمین های محیط بر مدرسه فرشادی سکوت کنیم خدمتی کرده باشیم بر علم ، ادب و فرهنگ جناح وشما نیز ما را با سواد بخوانی.

در جای جای شب نامه های واتس آپی ، اس ام اسی ، کاغذی و …ات? اکثریت مردم جناح را زودباور،خام و ساده فرض نموده ای.آخر چرا باید این هجمه توهین ها وتهمت ها را تحمل کنیم؟خام وزودباوریم چون همواره برخلاف میل شما رای داده ایم؟ پس جایگاه دموکراسی و مردم سالاری در جامعه ما کجای این انتخابات قرار دارد؟ مگر ادوار مختلف گذشته که همین مردم درزمینه های مختلفی همچون راه خور و شهرک مروارید و طرح بهسازی شهربا شما همکاری نمودند ، افراد غیر همفکر شما آنها را عوام و زودباور و خام برشمردند؟. آری اینست تفاوت آنکه آمده است که سر نهد و آنکه آمده است تا برایش سر نهند. درجایی از همین شب نامه ها اکثریت را عام ،زودباور وخام می دانی ودر جای دیگر از احتمال رای نیاوردنت به دلیل در اقلیت بودن نسب و قومیتت سخن به میان می آوری.از طرفی بارها کاندیدا های این دوره و اعضای ادوار قبل شورا را به تعصبات قومیتی متهم می نمائی.حال چه کسی تعصبات قومیتی دارد؟آنکه اکثریت را عام می داند و اقلیت(قوم واقوام خودش) را خاص ویا آنان که سال هاست به تمامی مردم خدمت نموده اند و هیچگاه میان مردم جناح اقلیت و اکثریتی قائل نبوده اند؟.قاضی شما مردم منصف و قاضی القضات نیز خدائی که برخی از دین مبینش زده شده اند.خدائی که برخی خانه مقدسش را گویا با راسته حباب فروشان اشتباه گرفته بودند و با عربده کشی به دنبال جذب مشتری برای حباب های بزرگ خویش می گشتند. کسانی که نحوه خروجشان از مسجد ،قشون کشی های شعبان جعفری و دار دسته اش را در ذهن ها تداعی می کرد.آخر احترام ما و خود را حفظ ننمودی ، لا اقل بیت خداوند را که محترم می شمردی.

بگذارید کمی از گداپروری بگوئیم.هتاکی دیگر آقای به ظاهر خاص عرصه سیاست جناح به مردم خوب شهرمان. شهر و شهروندانی که آن قدر قدرشناس هستند که بدانند حق با چه کسی است؟ آیا با آن شخصی است که خیران جناح را گداپرور برمی شمارد و خود را حامی دولت می داند و چشمش را به روی کمک های بی منت و خیرخواهانه کسانی بسته که در کنار مردم بودن را بر زندگی در بهترین مناطق پهنه گیتی ترجیح داده اند؟ گفته اید که کمک های خیران به نرخ امروز به ۱۰میلیارد هم نمی رسد. حدس اینکه چرا اینچنین حرفی زده اید کار دشواری نمی باشد.طبیعی است که شما نیات این افراد را درک ننمائید ولی باید بدانید که انفاق در راه خدا در بوق و کرنا کردن ندارد وگرنه به خود اجازه اینگونه سخن راندن را نمی دادید.نمی دانم شاید هم کارآفرینی را گداپروری معنی می کنید و از این جهت است که سی میلیاردهزینه(آن هم به نرخ امروز) و ایجاد شغل برای نزدیک به ۲۸۰نفر را آنقدر بی ارزش می شمارید که در محاسبات خود نمی گنجانید. حرف از محاسبه و حساب و کتاب که می شود این فرضیه نیز قوت می گیرد که ممکن است در محاسبات خویش دچار اشتباه شده اید که کمک های ده ها میلیاردی را کمتر از ده میلیارد می بینی همانگونه که در محاسبه ساده سود آن ده میلیارد کذائی که قرار است برایمان بیاوری به خطا رفته ای.آخر کدامین بانک را می شناسی که سالانه ۳۲درصد سود دهد؟. این در حالیست که سکه ده میلیاردی خویش را به آسمان بیاندازید ،شیر بیاید و اگر هم خط بیاید که هر نفر یک ونیم میلیون منتفع خواهیم شد( البته امیدواریم سکه شانس ما در هنگام پرتاب به آسمان ها عروج نفرماید و بر دستان ما مردم جناح فرود آید). پس از شخصی که ابتدا در مناقصه پل اتخان شرکت می کند و با پیشنهاد۵۹۰میلیونی مناقصه رابه مبالغ پائین تر واگذار می نماید و حال پس از دو،سه سال سخن از ۲۵۰میلیون برای ساخت پل(آن هم به نرخ امروز) می نماید،انتظار چنین محاسباتی در مورد کمک خیرین چندان عجیب به نظر نمی آید.بنابراین? مردم قضاوت کنند که چه کسی عرب است و چه کسی عجم؟و چه کسی می خواهد مردم ایرانی را محتاج عرب نشان دهد؟ آنکه میلیاردها می دهد و هزاران از دادنش بی خبرند ویا آنکه نکرده و نداده منت می گذارد؟

اما نکته ای که بر سنگینی بار این هتاکی ها و توهین ها بر دوش مردم می افزاید،سکوت کسانی است که بواسطه دوستی با نگارنده این توهین نامه ها ،ظلمی دو چندان بر مردم روا داشتند.آن که پس از شش سال نمایندگی مردم جناح ، پاسخ این توهین ها را باسکوت داد که مبادا لطمه ای به ائتلاف پشت پرده ی شان وارد آید.البته از کسی که شش سال در مقابل رای و نظرمردم در جاهای مختلف ایستاد و در مسائلی همچون تصرف یازده هکتار زمین مردم زحمتکش جناح به دلیل اینکه ممکن است رفیق شفیقش از او رنجیده گردد، خود را از دیگر اعضا جدا نمود ( تا اینکه قانون و قانون مداری چون شیخ الشیوخ عرصه مدنیت جناح، از حق مردم دفاع نمودند) ، انتظاری بیش نمی رود.ایشان به عنوان یکی از فرهنگیان این دیار برای ما محترم شمرده می شوداما آیا ایشان نیزمردم شهرش را متقابلا محترم بر می شمارد؟ که اگر چنین بود پس از شش سال شورائی حداقل به اندازه پنج دقیقه زمان گذاشتن برای عموم مردمی که در شب های انتخابات از پاسخگوئی ایشان تنها انبوهی از سولات بی جواب نصیبشان شد، احترام قائل می بودند.

پس بیائیم فانوس راه آینده را در جلو خویش بگیریم زیرا آنان که فانوسشان بر پشت می برند، تنها سایه های بلند و سیاهشان را به نظاره خواهند نشست.

نگارنده: احمد احمدیان
منبع سایت گازال