?? ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻤﺎ 63)ﺷﺼﺖ ﻭ ﺳﻪ(?ﻻﻣﭗ ﻭ 3)ﺳﻪ(?ﻋﺪﺩ ﮐﻠﻴﺪ ﺩﻭﭘﻞ ﺩﺍﺭﻳﻢ?(ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﺑﺠﺎﻱ 3 ﮐﻠﻴﺪ ﺩﻭﭘﻞ ﺍﺯ 6 ﮐﻠﻴﺪ ﺗﮏ ﭘﻞ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻴﺪ)?ﺑﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﺷﻲ ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻻﻣﭗ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻠﻴﺪﻫﺎ ﻭﺻﻞ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﻠﻴﺪﻫﺎ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ ﺍﺯ ﻻﻣﭗ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻴﻢ؟
???ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﻻﻣﭗ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻠﻴﺪﻫﺎ ﻭﺻﻞ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﻭ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﮐﻨﻴﺪ ، ﻓﻘﻂ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺣﺎﻟﺖ ﮐﻠﻴﺪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻴﺪ ...
?? ﻣﺜﻼ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ 11)ﻳﺎﺯﺩﻩ( ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻴﻢ ، ﺑﺎ ﺯﺩﻥ ﮐﻠﻴﺪﻫﺎ 11 (ﻳﺎﺯﺩﻩ) ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ. ﻳﺎ 56 (ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﺷﺶ) ﻻﻣﭗ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻴﻢ ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺣﺎﻟﺖ ﮐﻠﻴﺪ ﻫﺎ 56 (ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﺷﺶ) ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ ... ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﺍﺯ 1 (ﻳﮏ) ﺗﺎ 63 (ﺷﺼﺖ ﻭ ﺳﻪ) ﻫﺮ ﻋﺪﺩﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻴﻢ ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻴﺪ ...
ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺎﺯ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺮﻕ ﮐﺎﺭﻱ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ، ﻓﻘﻂ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﻠﻴﺪ ﭼﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻻﻣﭗ ﻭﺻﻞ ﮐﻨﻴﻢ ...
نظرات
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۸:۵۷vahid:
این مثل مبناهاست که با شش عدد متشکل از 0 یا 1 میشه درست کرد و از عدد 0 تا دو به توان شش منهای یک که همون 63 باشه میشه لامپ روشن کرد. مثلا عدد نه میشه 001001 . پس کلید اول رو به 32 لامپ موازی و به همین ترتیب دومی به 16 بعدی به 8 بعدی به 4 و به 2 و 1 لامپ متصل میکنیم.
مثلا برای 11 لامپی که گفتید کلید چهارم ( یعنی متصل به 8 لامپ موازی ) و دوم ( متصل به دو لامپ موازی ) و اول ( به یک لامپ ) رو میبندیم و بقیه کلید ها باز بشن. اینجوری میشه 8+2+1 = 11
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۰:۲۶ابراهیم77:
???ﺑﻌﺪﺍ ﭘﻴﺸﺨﺪﻣﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ?24 ﺩﻻﺭ (ﻳﻌﻨﻲ 25 ﺩﻻﺭ ﻣﻨﻬﺎﻱ 1 ﺩﻻﺭ ) ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺮﺍﻳﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ?2 ﺩﻻﺭ?ﺩﺍﺭﺩ ...
ﺍﻳﻦ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ?74 ﺩﻻﺭ??? 74=2+24×3
ﻳﻚ ﺩﻻﺭ?ﺩﻳﮕﺮ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۰:۲۱pce:
۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۰:۴۹ابراهیم77:
یه راهنمایی میکنم:اینجا مسکل کار تو یکی از جمع و تفریق هاست? ولی جواب شما اشتباهه?
یه جوری دیگه بگم جواب اشتباه حل شده
۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۱:۳۴pce:
یه راهنمایی میکنم:اینجا مسکل کار تو یکی از جمع و تفریق هاست? ولی جواب شما اشتباهه?
یه جوری دیگه بگم جواب اشتباه حل شده
[/quote]
مگه اولش مسافرا 75 دلار به هتلدار نمیدن؟خب اونا 75 دلار دادن هتلدار بعدا متوجه شده که باید 70 دلار از اونا میگرفته.بعدش 70 دلار رو هتلدار برمیداره و 5 دلار رو میده
به پیشخدمت.مسافرا هم از قلا نفری 25 دلار داده بودن.پیشخدمت از اون 5 دلار 3 دلارشو برمیگردونه به مسافرا.یعنی به هر کدوم 1 دلار میده.پس مسافرا الان نفری 24 دلار دادن.
و دو دلار هم که پیشخدمت خودش ورداشته!!!
۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۲:۰۰ابراهیم77:
ببین کجای اون اشتباهه درستشو بگو
۶ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۳:۰۵vahid:
حالا اگر 3*24.33+2 = 74.99 که دقیق حساب کنید میشود 75 دلار.
خلاصه کلام اگر 2 دلار بردارد مثل این است که از هر کدام 2/3 دلار به جیب زده حالا کی گفته 25-2/3=24 ؟!!!!
به نظر من این معما نیست و اشتباه خدمتکار بوده فقط!
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۳۵ابراهیم77:
ﻧﺤﻮﻩ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﮐﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﺪ ﮐﻤﻲ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺧﻄﺎﻱ ﺫﻫﻦ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.
ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺁﻥ?*ﺩﻭ ﺩﻻﺭ*?ﺭﺍ?*ﮐﻢ ﮐﻨﻴﻢ ﻧﻪ ﺯﻳﺎﺩ*?!!?
ﺯﻳﺮﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺩﻻﺭ ﺟﺰﺀ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ ...
ﻧﺤﻮﻩ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺳﺖ :70=2-3*24
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۳:۳۹vahid:
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۴:۰۲ابراهیم77:
درباره ی این جوابی که شما دادین باید بگم ما نباید از 75دلار 2دلار رو کم کنیم چون اون پول یه جورایی برای کرایه هتل خرج شده یعنی آن سه مرد آن پول را پر داخته اند ما باید در اینجا 3دلار را کم کنیم چون آن پول خرج نشده است و إه آن افراد باز گردانده شده است و 75 منهای 3 میشود 72 که تقسیم بر سه میشود 24.
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۵:۳۶vahid:
حالا معما بعدیتون :)
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۷:۰۶pce:
راستش خودمم گیج شدم! :)من نمیدونم کجاشو اشتباه گفتم.کلا قاطی کردم.
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۸:۱۴ابراهیم77:
ﻳﮏ ﻇﺮﻑ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ?9 (ﻧﻪ)?ﻟﻴﺘﺮ ﻭ ﻳﮏ ﻇﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ?4 (ﭼﻬﺎﺭ)?ﻟﻴﺘﺮ ﺩﺍﺭﻳﻢ.?ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﻗﻴﻘﺎً?6 (ﺷﺶ)?ﻟﻴﺘﺮ ﺁﺏ ﺩﺭ ﻇﺮﻓﻲ ﮐﻪ?9 (ﻧﻪ)?ﻟﻴﺘﺮ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮﻳﺰﻳﻢ؟
اضافه کنم یک بشکه آب هم داریم.
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۹:۰۵farshid.ahmadi:
این رو من جواب میدم ولی این رو از قبل میدونستم .
1. اول دو بار ظرف 4 لیتری رو پر میکنیم و میریزیم تو 9 لیتری . یعنی 8 لیتر داخل 9 لیتری
2.بار دیگه ظرف چهار لیتری رو پر میکنیم و میریزیم تو 9 لیتری تا پر بشه . یعنی 3 لیتر داخل 4 لیتری و 9 لیتر در 9لیتری
3.حالا 9 لیتری رو خالی میکنیم
4.ظرف 4 لیتری که سه لیتر در ان اب دارد رو میریزیم تو 9 لیتری یعنی الان 9 لیتری فقط 3 لیتر اب داره.
5.دوباره ظرف 4 لیتری رو پر میکنیم و میریزیم تو 9 لیتری یعنی 9 لیتری الان 7 لیتر اب داره.
6.بار دیگر 4 لیتری رو پر میکنیم و الان میریزیم تو ظرف 9 لیتری که 7 لیتر اب داره تا پر بشه . یعنی دو لیتر تو ظرف چهار لیتری میره تو 9 لیتری و پر میشه و 2 لیتر تو ظرف چهار لیتری میمونه.
7. دوباره ظرف 9 لیتری رو خالی میکنیم
8.خوب اون ظرف 4 لیتری که دو لیتر اب داره رو میریزیم تو 9 لیتری و چهار لیتری رو دوباره پر میکنیم و الان سر جمع میشه 6 لیتر.
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۹:۲۷ابراهیم77:
بهتر بود نگی و میزاشتی یه نفر خودش فکر کنه جواب رو بگه.
۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۰:۳۵ابراهیم77:
?ﺩﻭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺭ ﻣﺠﺎﻭﺭﺕ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﮐﻪ ﻫﻴﭽﮑﺪﺍﻡ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﺩﺭ ﻭﺭﻭﺩ ﻭ ﺧﺮﻭﺝ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺩﺭ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﻬﺎ?*ﺳﻪ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﺮﻕ*?ﻭ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻳﮕﺮ?*ﺳﻪ ﮐﻠﻴﺪ ﺑﺮﻕ*?ﻣﺜﻞ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻴﻢ ﮐﺪﺍﻡ ﮐﻠﻴﺪ ﮐﺪﺍﻡ ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻴﮑﻨﺪ.
*ﺍﻟﻒ:*?ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻴﺪ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﮐﻠﻴﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻨﻴﺪ.
*ﺏ:*?ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻗﻲ ﮐﻪ ﭼﺮﺍﻏﻬﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺷﻮﻳﺪ. ﻓﻘﻂ ﻳﮏ ﺑﺎﺭ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﭼﺮﺍﻏﻬﺎ ﺷﻮﻳﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻳﺪ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﭼﺮﺍﻏﻬﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﻳﺪ.
*ﺝ:*?ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﮐﺴﻲ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻱ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ.
*ﺳﻮﺍﻝ:*?ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﻠﻴﺪ ﮐﺪﺍﻡ ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ؟ (ﻣﺜﻼ: ﮐﻠﻴﺪ ﻭﺳﻄﻲ ﻻﻣﭗ ﻭﺳﻂ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﻳﺎ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺩﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﮐﻨﺎﺭﻱ ﺭﺍ ؟ ، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﻪ ﮐﻠﻴﺪ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﭼﺮﺍﻏﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ.)
*ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﺋﻲ:*?ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﻲ ﮐﻪ ﮐﻠﻴﺪﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻴﺪ.
?
۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۳:۰۴pce:
خیلی سادست :)
اول یکی از کلیدها رو روشن میکنیم و بعد از یه مدت کلید رو خاموش میکنیم.بعد یه کلید دیگه رو روشن میکنیم.خب حالا باید زحمت بکشیم به اتاقی که چراغا هستن بریم.
کلید دومی که روشن کردیم مربوط به چراغیه که روشنه!بعد یه دست به سر و صورت دو لامپ دیگه میکشیم هر کدوم گرم بود مربوط به کلید اولیه که روشن کردیم.کلید چراغ سوم هم که مشخصه دیگه.اون کلیدیه که روشن نکردیم!? ;)
۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۳:۲۲ابراهیم77:
۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۳:۵۶pce:
- ۱۰۰ نفر آدم با هوش در یک سالن زندانی هستند.
- حداقل یک نفر و حداکثر همه آنها دارای یک خال بر روی صورتشان هستند.
- هیچ کدام از این افراد نمی دانند که آیا خود دارای خال هستند یا نه.
- به آنها گفته شده که به ازای هر آدم خال دار یک شبانه روز (نه کمتر و نه بیشتر) مهلت دارند که آدم های خال دار از سالن بیرون بیایند.
- این افراد نمی توانند هیچ ارتباطی با افراد دیگر موجود در سالن برقرار کنند.
- تنها ارتباط موجود دیدن صورت افراد دیگر است.
- به هیچ امکانی هم دسترسی ندارند که صورت خود را ببینند.
- خلاصه پیغام و پیام و آینه و …. ممنوع است.
- تعداد افراد خال دار معلوم نیست.
سؤال : با چه روشی ممکن است که فقط افراد خال دار در پایان مهلت تعیین شده (n روز به ازای n خال دار) از سالن خارج شوند؟
۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۸:۰۳ابراهیم77:
دسته؟
۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲:۱۵pce:
فرض کنین یه نفر تو قبیله خال داشته باشه. اون فرد خالدار بقیه قبیله رو میبینه که هیچ کس خالدار نیست ولی چون رییس قبیله گفته اینجور افراد حتما وجود دارند، نتیجه میگیره فقط خودش خالداره و همون روز اول خودش رو میکشه.
از طرف دیگه بقیه افراد بدون خال میبینن یه نفر خال داره ولی خودشون نمیدونن خال دارن یا نه. مثل بالا برای خودشون استدلال میکنن که اگه خودشون خال نداشته باشن اون فرد خالدار باید امروز خودش رو بکشه و اگر خودشون خال
داشته باشن اون فرد دیگه امروز رو منتظر خواهد موند. اون فرد خالدار روز اول خودشو میکشه و بقیه میفهمن که خودشون خالدار نبودن. این از یکی.
حالا برای دو نفر همین استدلال رو تکرار کنین. فرض کنین دو نفر تو قبیله خال دارن. اونی که خالداره میبینه یه نفر تو قبیله خال داره ولی نمیدونه خودش هم خال داره یا نه. با خودش میگه اگه من خال نداشته باشم اون فرد خالدار باید
امروز خودش رو بکشه و اگر خال داشته باشم باید منتظر بمونه. اون فرد دیگه هم همین جور استدلال میکنه و هر دوشون روز اول رو کاری نمیکنن و منتظر میمونن. در نتیجه میفهمن که هر دو تا خالدارن و روز دوم خودشون رو میکشن.
اما اونایی که خال ندارن میبینن دو نفر تو قبیله خال دارن. اونا دو روز صبر میکنن تا سرنوشت این دو تا معلوم بشه و چون روز دوم اون دو نفر خودشون رو میکشن میفهمن که خودشون خال نداشتن.
به همین ترتیب میتونین برای سه نفر و چهار نفر و … تکرار کنین استدلال رو. در نتیجه اگه n نفر خالدار باشن تا روز n-1 ام صبر میکنن و بقیه که خال ندارن تا روز n ام. روز n ام افراد خالدار دسته جمعی خودشون رو میکشن و از اینجا بقیه میفهمن که خودشون خال ندارن. یعنی تا صبح روز n+1 فرد خالداری تو قبیله وجود نخواهد داشت. پس تو این قبیله ما ۷ نفر خالدار بودن چون تا صبح روز هشتم دیگه فرد خالداری تو قبیله نبوده
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۰:۲۴ابراهیم77:
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲:۳۹ابراهیم77:
ﺭﻭﻱ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ?*20% ﺑﻴﺴﺖ ﺩﺭﺻﺪ*?*ﺳﻮﺩ*?ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻭﻱ ﺩﻭﻣﻲ?*20% ﺑﻴﺴﺖ ﺩﺭﺻﺪ*?*ﺿﺮﺭ*?ﮐﺮﺩ ...
ﺁﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ?*ﺳﻮﺩ*?ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ?*ﺿﺮﺭ*?ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ?*ﻫﻴﭽﮑﺪﺍﻡ*؟
?
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۲:۵۸ابراهیم77:
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۱۵vahid:
اینو قبلا هم شنیدم. چون اولی با 20 درصد سود 600 هزار فروخته پس قیمت اصلیش بوده 500 هزار ( 1.2×قیمت اصلی = 600 )
بعدی با 20 درصد ضرر یعنی 0.8 قیمت فروخته 600 . قیمت اصلیش 750 بوده . حالا 750 + 500 میشه 1.25 میلیون که چون 1.2 میلیون فروخته پس 50 ضرر کرده :)
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۲۳ابراهیم77:
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۳۰vahid:
این چند روز فعال نبودم هم به خاطر امتحانی بود که امروز داشتم و نتونستم معمای چیزی پیدا کنم و پیدا کنم حتما میذارم اینجا
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۳۷ابراهیم77:
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۳:۴۰pce:
و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.
اسب سوار: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتی؟
زن روستائی: نمی دانم ! ، اما وقتی آنها را دوتا دوتا بر میداشتم یکی باقی می ماند ، وقتی سه تا سه تا بر میداشتم یکی باقی می ماند ، وقتی چهارتا چهارتا بر میداشتم یکی باقی می ماند ، وقتی پنج تا پنج تا بر میداشتم یکی باقی می ماند ،
وقتی شش تا شش تا بر میداشتم یکی باقی می ماند ، اما وقتیکه هفت تا هفت تا بر میداشتم هیچی باقی نمی ماند.
اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ های زن روستائی را داد.
سوال: کمترین تعداد تخم مرغی که زن روستائی میتوانست در سبد داشته باشد چند تا بود؟
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۵:۱۱vahid:
جواب :
جوابی که به دست آوردم 301 تخم مرغ بود ( نزدیک ده شونه میشه، خب حتما سبدش اینقدر ظرفیت داشته ) - امروز امتحان ساختمان گسسته داشتم شما هم هی معماهای این تیپی میذارین آدم وسوسه میشه حل کنه ( البته دستتون درد نکنه ) ولی مسلما معماها باید با کمترین ریاضیات و بیشترین دقت به جواب برسه.? ( و بهتر اینه معماهایی که بیشتر دقت و نکات ظریف داره بنویسید، اینا همش با ریاضی میشه حلش کرد که جالب نیست به نظرم )
به هر حال...
اول اینکه امیدوارم این تعداد که بدست آوردم کمترین باشه که احتمالا هست. خب عدد 301 بر 7 بخش پذیر پس باقیمونده ای نداره و باقیموندش بر بقیه موارد هم یک هست. میتونید چک کنید.
اگر فرض کنیم تعداد تخم مرغ های این زن روستایی X باشد و بر 5 عاملی که نام برده شد یک باقی مانده می اورد، پس X-1 بر تمام اعدادی که گفته شد بخش پذیر است. پس X-1 تقسیم بر ( 5×3×2×2 ) باید بخش پذیر باشه. یعنی X-1 باید بر 60 بخش پذیر باشه تا بر تمام اعداد گفته شده بخش پذیر باشد ( دلیلش رو نفهمیدید بگید توضیح بدم ولی واضحه ). و از طرفی خود X بر 7 بخش بپذیر است. پس کافیست مضارب 60 را پیدا کنیم و بعلاوه یک آن را بر 7 تقسیم کنیم و باقی مانده ای نماند. با چند بار امتحان کردن به جواب 301 میرسید.
اینو 301 رو خودم حساب کردم، ولی 4 عدد بعدی میشن :
721
1141
1561
1981
که با این کد کامپیوتری بدست آوردم :
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۹:۲۳pce:
البته این معما رو که گزاشتم اصلا حواسم به این موضوع نبود.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱۵:۱۲ابراهیم77:
?*100 (ﺻﺪ)*?ﺟﻌﺒﻪ ﻗﻨﺪ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ?*100 (ﺻﺪ)*?ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻭﺯﻥ ﻫﺮ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ?*a)**)*?ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ.
ﺍﮔﺮ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﻗﻨﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎﺋﻲ ﺑﻪ ﻭﺯﻥ?(a-1)?ﮔﺮﻡ ﺑﺎﺷﺪ ...
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ?*ﻳﮏ ﺑﺎﺭ*?ﻭﺯﻥ ﮐﺮﺩﻥ ، ﺟﻌﺒﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻭﺯﻥ?*(**a-1**)*?ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﮐﺮﺩ؟
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۴۳ابراهیم77:
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۳:۰۹pce:
جوابش چی میشه!!؟؟
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۱:۳۵ابراهیم77:
ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺟﻌﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﺭﻩ?*۱ (ﻳﮏ)*?ﺗﺎ?*۱۰۰ (ﺻﺪ)*?ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ.
ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺵ ﻗﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻴﺪﺍﺭﻳﻢ ...
ﻣﺜﻼً ﺍﺯ ﺣﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻳﮏ ، ﻳﮏ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ ، ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺩﻭ ، ﺩﻭ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ ، ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺳﻪ ، ﺳﻪ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ ﻭ ...
ﺟﻤﻊ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﻗﻨﺪﻫﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ?۵۰۵۰*?(ﭘﻨﺞ ﻫﺰﺍﺭﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ)*?ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ.
ﺣﺎﻻ ﺍﻳﻦ?*۵۰۵۰ (ﭘﻨﺞ ﻫﺰﺍﺭﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ)*?ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ ...
ﺍﮔﺮ?*ﻳﮏ*?ﮔﺮﻡ ﺍﺯ?*۵۰۵۰**a*?ﮔﺮﻡ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ?*ﻳﮏ*?ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻭﺯﻥ?a-1?ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...
ﺍﮔﺮ?*ﺩﻭ*?ﮔﺮﻡ ﺍﺯ?*۵۰۵۰a?*ﮔﺮﻡ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ?*ﺩﻭ*?ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎﻱ ﺑﺎ ﻭﺯﻥ?a-1?ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...
ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﻲ ﺍﮔﺮ?n?ﮔﺮﻡ ﺍﺯ?*۵۰۵۰a*?ﮔﺮﻡ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ??n?ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎﻱ ﺑﺎ ﻭﺯﻥ?a-1?ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺜﺎﻝ:?ﺍﮔﺮ?n=100gr?ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ?*۱۰۰ (ﺻﺪ)*?ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺒﻪ ﻗﻨﺪﻫﺎﻱ ﺑﺎ ﻭﺯﻥ?a-1?ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ.
ﻭ ﺍﮔﺮ?n=90gr?ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ?*۹۰ (ﻧﻮﺩ)*?ﺟﻌﺒﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﺖ.
?
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۰:۴۳ابراهیم77:
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮ ﺍﻳﻦ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻥ ﻣﻦ ، ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻧﺪ.
ﻣﺮﺩ ﭼﻪ ﻧﺴﺒﺘﻲ ﺑﺎ ﺯﻥ ﺩﺍﺭﺩ؟...
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲۱:۵۰ابراهیم77:
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲:۰۳ابراهیم77:
ﻋﻠﻲ ﻳﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ ﻳﮏ ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻣﺮﻳﻢ ...
ﻋﻠﻲ ﺑﺎ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﻳﻢ ﻫﻢ ﺯﻥ ﭘﺴﺮ ﺍﻭﻥ ﻳﮑﻲ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﻋﻠﻲ ﺷﺪﻩ ...
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ، ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﺮﻳﻢ ، ﻣﻴﺸﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺎﺩﺭ ﺯﻥ ﻋﻠﻲ ...?
ﭘﺲ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ، ﺧﻮﺍﻫﺮﺯﺍﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ۲:۰۵ابراهیم77:
۱۰ شهریور ۱۳۹۲، ۱۷:۳۵ابراهیم77:
با بالا آمدن آب دريا, كشتي نيز بالا مي آيد و پله ها نيز همراه آن بالا مي آيد
۲۷ آبان ۱۳۹۵، ۱:۳۴ahmad44454: