در مقاله ی تأخر فرهنگی ، مسئله و معضل پس افتادگی فرهنگی بعنوان یک مشکل کلی در جناح مطرح شد . در آنجا، عرصه ی مذهب را در شهر جناح بعنوان نمونه ای از حرکات نوموزون فرهنگی نشان دادیم. مقایسه ی این نهاد در این شهر از گذشته تاکنون نشان می دهد که: مساجد زیباتر- تعداد مساجد و محیط های مذهبی، بیشتر – استفاده از ابزار تکنولوژی در مکان های دینی، رایج تر – حضور زنان در مساجد، پررنگ تر – تعداد نمازگزاران، زیادتر و صف های نماز ، طولانی تر شده اما آثار نماز بر مردم …..تر و …تر. این یعنی پس افتادگی. و حاصل حرکات ناموزون عناصر فرهنگی ، رواج ناهنجاری های اجتماعی است. نمونه هایش را در بحث پیرامون تأخر فرهنگی بعنوان تلنگر و زنگ خطر، ذکر کردم: قرار دوست پسر و دوست دختر در شب قدر و اطراف مسجد، مزاحمت پسران ولگرد برای دختران نمازگزار در شب های قدر ، رشد تضاد بین ارزش های دینی و شکل ظاهری دختران(پوشش نامناسب برخی از خانم های محترم نمازگزار، دعوا و بگو مگوی نمازگزاران به دلیل ایستادن یکی جای دیگری) و . . . پاره ای از این آسیب های اجتماعی است که در اثر تغییرات ناموزون فرهنگی در نهاد مذهب در شهر جناح ایجاد شده است.

انحرافات جنسی:

از جمله مسائل بسیار نگران کننده ای که می توان آنرا بعنوان یکی آثار تأخر فرهنگی? در نظر گرفت، انحرافات جنسی است. در این مجال قصد آن داریم تا به? ((هم جنس بازی)) و یکی از مهمترین علل آن اشاره ای داشته باشیم.انحرافات جنسی ریشه در مسائل مختلفی دارد . در این مقاله? تنها به تأثیر تأخر فرهنگی بر افزایش این معضل خواهیم پرداخت.

بنابراین قضیه را می توان به این صورت مطرح کرد که: از یک طرف ماهواره و اینترنت و تلویزیون و فیلم های ویدیویی و …. انواع اطلاعات جنسی را در اختیار فرزندانمان قرار می دهند(پیشرفت تمدن) و از طرف دیگربحث و گفتگو پیرامون? مسائل جنسی در جوامع سنتی، ضدهنجاری و خلاف ارزش های موجود است . اگر معلم و مربی و بزرگان روی این مسائل مانور بدهند به انواع برچسب ها و …. محکوم خواهند شد. بعبارت دیگر استفاده از رسانه ها بعنوان ابزارهایی که زمینه ی لازم را جهت رونق انحرافات جنسی، در جامعه فراهم می کنند افزایش یافته اما فرهنگ ما متناسب با آن و برای برخورد با آن ، راه حلی ارائه نداده و چاره سازی نکرده.!!! و دقیقاً به همین خاطر است که بنده و شما در تربیت انسان های دلخواهمان، کم می آوریم.!!! فرزندان ما آنگونه که ما می خواهیم تربیت نمی شوند.!!! زیرا ما در تقابلی ناخواسته با رسانه ها قرار داریم. در زمینه مسائل جنسی ، رسانه ها نقش تخریبی خود را به نحو احسن ایفا نموده اما ما از ایفای نقش تربیتی خود بازمانده ایم.

پیشرفت تکنولوژی و انقلاب ارتباطات در دوره ای که به قول فوکویاما (جامعه شناس شهیر امریکایی) موج سوم تمدن یا عصر رسانه نامگذاری شده، پسران و دختران مسلمان را با انواع اطلاعات و محرکات جنسی مواجه ساخته و می سازد. فرهنگ سنتی ما و ارزشهایی مثل حیا و شرم و قباحت پرداختن به خطوط قرمز و ……ظرفیت همراهی با رسانه ها و امواج سهمگین حملات جنسی را ندارد. در یک جامعه ی سنتی، پدر از اینکه با پسرش در مورد مسائل جنسی حرف بزند شرم دارد چه برسد به راهنمایی جنسی دخترش. پدر می داند که پسرش در معرض خطر هم جنس بازان قرار دارد. مادر می داند که دخترش در معرض خطر روابط نامشروع قرار دارد. اما صحبت و راهنمایی و ارشاد از دوران کودکی حلقه ی گمشده ای است که حجب و حیای خانواده ی سنتی هیچگاه موفق به کشف آن نمی شود. رسانه ها و دوستان ناباب و هم کلاسی ها و هم تیمی ها و هم محله ای ها و ……. اما… فرزندانمان را رها نساخته و آنها را …. اولاً در معرض انواع اطلاعات جنسی … دوماً انواع صحنه های هنری تحریک کننده …. سوماً انواع تهدیدهای زورگویانه و? …… قرارداده و با این داستان، بنیان اخلاق و راستی و راست کرداری در جامعه فرو می ریزد.

بحث بنده در این نوشتار بیشتر پیرامون سومین خطری است که در خیلی از مناطق و با کمال تأسف ، اخیراً در جناح، مرصوم شده . این خطر عبارتست از تهدیدات زورگویانه و آزار جنسی.

بر اساس آماری که منابع غیر رسمی ارائه داده اند سن انحرافات جنسی در کشور ایران به دوره ی ابتدایی نزول کرده. و این یعنی پسران ۸تا۱۱ساله بیشتر از سایر سنین مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گیرند. اگر ده یا بیست سال قبل پسران در مدرسه راهنمایی در خطر آزار و سوءاستفاده جنسی قرار داشتند ، متأسفانه امروزه سوء استفاده جنسی در سنین سوم تا پنجم ابتدایی بیشترین تعداد و فراوانی را به خود اختصاص داده.در جناح هم مثل سایر نقاط ایران این معضل بسیار پررنگ و نگران کننده است. نونهالان دوره ابتدایی به شکل نگران کننده ای در معرض تعرض جنسی قرار دارند. نونهالی که در سن ۹سالگی برای چندین بار مورد تعرض واقع شده باشد ، در صورتیکه شانس نیاورد و بزرگسالانش از این ماجرا باخبر نشوند (و یا بزرگسالانش بی خیال قضیه باشند)، به احتمال زیاد به شکل تصاعدی مورد آزار و سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و کار تا جایی پیش می رود که دیگر هیچ راه بازگشتی نیست. !!!!!!!!!!!!………

علمای دینی و معلمین و فرهنگیان و مربیان و پدران و مادران و نیروهای امنیتی بدانند که بارها خطر انحرافات جنسی و لزوم برخورد با افراد منحرف بویژه کسانی که گستاخانه و بی شرمانه به فرزندان مان آزار جنسی رسانده و آرامش و امنیت را از اقشار نونهال و نوجوان سلب کرده اند، گوشزد شده است!!!!!!. بارها اسامی افرادی که در زمینه انحرافات جنسی و بویژه آزار جنسی پرونده ای داشته اند به سمع و نظر بزرگان رسیده است!!!!!. بزرگان خود نیک می دانند که شهرشان را کثافت انحرافات جنسی فرا گرفته.!!!!!!! بزرگان عزیز جناح و حومه نیک می دانند که پسر و دختر خودشان هم در معرض خطر قرار دارد.!!!!!! داستان مشکلات و معضلات و دردهای کسانیکه در این زمینه صدمه دیده اند را شندیده اند!!!!!.

با وجود همه اینها و بیشتر از اینها ، این بزرگان سکوت و سکوت و سکوت و غفلت را اختیار کرده و این تراژدی مرگبار را کماکان ادامه می دهند. شکل جدیدی از آزار جنسی در جناح و حومه مرصوم شده که طی آن افرادی با سروصورت پوشیده به مسافران و کودکان و پسرها حمله ور شده ، آنها را به زور مورد سوءاستفاده جنسی قرار داده و رها می کنند. ترس از آبرو و . . . .دست آخر مانع شکایت و طرح دادخواست و . . . توسط قربانی می شود. در خیلی از موارد قربانی فرد متجاوز را شناسایی نموده اما باز هم سکوت اختیار می کند. چرا سکوت؟ زیرا فرهنگ، او را مقصر? می داند!!!!!!!…….. زیرا از نظر عموم مردم و هنجارهای فرهنگی ،کسی که مورد تجاوز جنسی قرار گیرد، این برچسب را تا همیشه با خود خواهد داشت.

برای تغییر این وضعیت و به صدا در آمدن قربانی ها باید این هنجارهای فرهنگی و ارزشهای نادرست را تغییر داد. باید فرزندان ما آموزش ببینند. اولاً آموزش نیازمندیها و مشکلات جنسی. و دوم آموزش راه درست برخورد با پیامدهای انحرافات جنسی. این هدف فقط در صورتی دست یافتنی است که هر خانواده به فرزندش از دوران کودکی و خردسالی آموزش های جنسی داده و علاوه بر آن بین والدین و فرزند باید اعتماد و دوستی برقرار باشد. باید تابوها راشکست و از همان اوان کودکی از معضلات جنسی و آسیب ها و مشکلات و نیازها و …… حرف زد……

فرزندان ما باید بدانند که غریزه جنسی یک سائق طبیعی است. باید باور کنند که این سائق طبیعی به آنها فشار خواهد آورد. باید بدانند که باید این فشار را تحمل کنند. باید بدانند که باید از راه درست این فشار را تحمل کنند. باید بدانند که سکوت در برابر تجاوز باعث مشکلات زیادتری خواهد شد. باید بدانند که …..

خلاصه اینکه پسران و دختران ما باید از سنین پایین با این مسائل آشنا شده و راه حل درست مشکلات جنسی را از بزرگترها بیاموزند. پس سکوت بزرگترها به معنی افزایش این معضل اجتماعی است.

البته تنها آموزش کودکان این مشکلات را حل نخواهد کرد. باید متجاوزین شناسایی شده را به اشد مجازات رساند. همین چند وقت پیش اقدام شجاعانه یکی از قضات محترم تهران در زمینه صدور و اجرای حکم اعدام برای متجاوزین به زنان ، جرقه ی امید را در دلهای جویندگان پاکی و درستی شعله ور ساخت. چنین اقدامات دلیرانه، عاقلانه، خداجویانه و انسانی را باید ستود و در جهت آن گام برداشت. مصداق همین اقدامات را می توان در هر جای این مملکت انجام داد. تساهل و تصامح در این زمینه جایز نیست. تصامح در این مسائل یعنی برهم گذاشتن چشم و بی تفاوتی در برابر ظلم و ظالم. و سکوت در برابر ظلم و ظالم باعث دامن زدن به آن می شود. کسی که در برابر ظالم سکوت اختیار کند یعنی او خود ظلم کرده و این جایز نیست.

در همین فرصت از مقامات امنیتی و قضایی شهرستان بستک تقاضا داریم تا نسبت به ایجاد امنیت جنسی تمهیدات لازم را اندیشیده و در صورت گزارش آزار جنسی ، با برخوردی قاطع و غیرقابل بخشش، این زاییده ناخلف عصر تهاجم فرهنگی را از بین ببرند

بنظر می رسد که وقت آن رسیده باشد تا علمای دینی – اگر می خواهند عالم بی عمل نمانند – و مسئولین امنیتی – اگر می خواهند در تأمین امنیت فرزندان مردم تقشی داشته باشند – معلمان – اگر می خواهند از ((فقط حقوق بگیر بودن)) در بیایند – و خانواده ها اگر می خواهند از ((حمال نان آور)) به عامل تربیتی تغییر وضعیت دهند ، باید وارد عمل شوند.



نویسنده : ((بهرام فولادچنگ)
برگرفته از سایت فرهنگی ورزشی گازال