اندر حکایاتی که ما از صداهایی که از بلند گوی مسجد شهرمون داریم کلا از قدیم اعلامیه های عمومی و ثبت نام مدرسه و واکسن وخانه بهداشت واعلام روز عید وچند تا چیز دیگه بوده،اما این بار یه چیزی تازه با یه مضمون جالب از این بلند گو به گوش همه ی مردم شهر جناح رسید،اونم چیزی نبود جز اعلام گم شدن یه بچه.
شاید بار اول که این صدا رو شنیدم یه دفعه یاد اون صدای که از بلندگوی اطلاعات پارک های شهرهای بزرگ میشنویم افتادم،باخودم گفتم توجناح با این جمعیت و با وجود آشنایی که مردم با همدیگه دارن چه جوری یه بچه گم شده؟اما بگذریم مسئله مهم تر اینه که آیا این کار درست بود که از بلند گوی مسجد جامع برای اینکارا استفاده بشه؟
اما نقطه ی جالب تر اینه که آخر ماجرا چی شد؟آیا بچه پیدا شد؟
با سوال و پرس های زیادی که کردم متوجه شدم این بچه که حدودا5 سالش بوده هر روز وقت ونیمه وقت بی خبر میزده میرفته خونه خالش وپدر ومادرش هم سرفرصت زنگ میزدن ببینن اونجاست یا نه.اما چند روز پیش وقتی میبینن بچشون نیست ،زنگ میزنن خونه خاله،خاله میگه که? بچه تون اینجا نیست،اونا هم که خیلی به تک وتا افتاده بودن چند جا زنگ میزنن وپیداش نمیکنن وسرانجام درخواست میکنن این خبر رو از بلند گو مسجد اعلام کنن تا شاید بچه پیدا بشه،بعد از اینکه خاله این خبر رو از بلند گو میشنوه سریع زنگ میزنه خونه پدر مادر بچهه میگه بیاین بچه اینجاست .پدر ومادر بچه وقتی میرن اونا میبینن بله بچه در کمال صحت وسلامت در خواب ناز تشریف داره واز خاله شاکی میشن که چرا دروغ گفته اونم میگه میخواستم یه کم بترسین بیشتر حواستون به بچتون باشه وهمین وبس.
بله داستان از این قرار بود حالا این وسط کی سرکار بوده؟معلومه ما مردم جناح که شاید از صد نفر راجع به این مسئله سوال وپرس کردیم که ببینیم قضیه چیه ودست آخر هم فقط یه شوخی.
[size=8]قضاوت باشما.[/size]
نظرات
۱۳ تیر ۱۳۹۱، ۴:۵۰کدخدا:
۱۳ تیر ۱۳۹۱، ۱۹:۳۷yousef_kh:
۱۳ تیر ۱۳۹۱، ۲۰:۵۷vahid:
ولی کلا قضیه جالبی بود و برای تنوع بد نیست :)
۱۵ تیر ۱۳۹۱، ۲:۱۱armena: