برگرفته از سایت فرهنگی ورزشی گازال جناح :
یاد قضیه طومار جاده خور و کلاه گشادی که سرمان رفت به خیر. یاد روزهایی به خیر که عزیزانی در کوچه و بازار داد می زدند امضاء کنید برایتان جاده می کشیم. انبوه سازی می کنیم. خیابان پلی می سازیم. اما افسوس و صد افسوس که خیابان پلی هیچگاه درست نشد تا جناح را به دو بخش شمال و جنوب تقسیم کند بلکه تفرقه و کینه و غیبت و حسرت جوانان عاشقی که به خاطر دست خالی شان در فراغ یار سوختند و ساختند ماحصل این وعده وعید بود و? دیگر هیچ….

اراضی جنوب جناح از دیرباز مورد توجه مسئولین محترم و شهروندان بوده و هست. به دنبال واگذاری ۵۰هکتار از اراضی شرقی شهر به جوانان – که انصافاً طرح خوبی بود – این اراضی مورد توجه خاص وعام قرار گرفت. زن و بچه و پیر و جوان و شورا و پیمانکار و همه و همه این نگین جنوبی جناح را به بهانه های مختلف نشان کرده بودند. یکی برای عروسی فرزندش ، دیگری برای ساختن خانه اش – یکی برای خرید اتومبیل دلخواهش و دیگری برای? ……? یکی برای بزینس و دیگری برای فروش. یکی برای هزینه بیمارستان و دیگری برای سیرکردن شکم زن و بچه . در این میان کسی حتی فکرش را هم نمی کرد که یکی پیدا شود که? همه این اراضی را سند به نام کند. اما پیدا شد. مردم با سادگی تمام این قرارداد ننگین را امضاء کردند و آرزوی زمین و زمان و مال و منال و خانه و کاشانه به دلشان ماند و هنوز هم مانده و تا این سادگی مرگبار ادامه داشته باشد خواهد ماند? . . . .

هر جنسی قیمتی دارد و هر کالایی نرخی!!! … نرخ راه خور را در فاکتور بی انصافی خیلی بالا زدند!!!!…. راه خور اگر ۱تومان بود، در فاکتور ده برابرش کردند و هکتارها زمین را به بهای احداث این جاده قاچاق رو از مردم قاپیدند. اما مقصر کیست؟

مگر ما مردم شریف ۲۵۰۰ امضاء ندادیم و نگفتیم که راه خور می خواهیم. مگر ما نگفتیم که این زمین ها را برای خرجی راه خور بفروشید. مگر نصف جناح این قرارداد ننگین را امضاء نکردیم. همه کسانیکه آن روز از سر سادگی پای آن نامه را امضا کردند باید در محضر عدل الهی جوابگوی زن و بچه و نسل های بعدی شان باشند. باید بدانند که برای خوب نشان دادن شان به جمع کنندگان امضا ، کمر فرزندانشان را شکستند. آنها به همه مفاد این قرارداد نرسیدند. در این قرارداد که آنها امضاء کرده بودند نوشته شده بود که راه خور ساخته شود…… انبوه سازی انجام گیرد….. خیابان پلی احداث گردد و زمین ها به فروش برسد…… اما از این بندها تنها بند آخر عملی شد. و افسوس که حالا قیمت این اراضی آنقدر بالاست که جوان جناحی جرأت نمی کند به آن نزدیک شود چه برسد به اینکه چند متر از آنرا بخرد.

۲۵۰۰امضاءکننده ای که با امضای خود نگین جناح را دودستی تقدیم کردند حالا سرشان بی کلاه مانده. نه صاحب جاده خور شده اند!!!!!….. نه انبوه سازی برایشان کرده اند!!!….. نه خیابان پلی برایشان کشیده اند و نه عزت و احترامشان از قبل بیشتر شده. امضاء کنندگان این نامه بعنوان کسانیکه شهرشان را فروختند در تاریخ جاودانه خواهند شد. امضاءکنندگان این نامه بعنوان کسانیکه سرنوشت فرزندانشان را به بهای هیچ تباه کرده اند در تاریخ جناح زنده خواهند ماند. و امضاء کنندگان این نامه بعنوان کسانیکه کمک کرده اند تا جاده ای قاچاق رو احداث شود . . . . دلال بازی زمین و تورم قیمت آن در جناح افزایش یابد . . . . عده ای آدم در مجاورت پست ۴۳۰مگاواتی و خطر سرطان صاحب خانه شوند . . . . آمار شکوه و شکایت بدلیل زمین بالا برود . . . در تاریخ جناح ماندگار خواهند شد.

و حرف آخر اینکه امضاءکنندگان این نامه نظریه پردازانی اند که با ارائه تئوری (( دعوای آینده در جناح دعوای زمین است)) بعنوان چهره ماندگار این شهر ۱۸۰۰ساله از تاریخ (((لوح تحقیر))) خواهند گرفت.

نویسنده: بهرام فولادچنگ