رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دو شعر . كوتاه . احساسي و بسيار زيبا / يك بيت طنز *** حتما ببينيد***
#1
اين شعر اول بنظر خودم خيلي آدم رو درباره اين وضعيت زندگي به فكر فرو ميبره . بسيار جالب بود برام .


ياد دارم در غروب سردِ سرد . ميگذشت از كوچه ما دوره گرد

داد ميزد كهنه قالي ميخرم ? . ? دسته دوم جنس عالي ميخرم

كاسه ظرف هاي سفالي ميخرم ?. گر نداري كوزه خالي ميخرم

اشك در چشم هاي بابا حلقه زد . ?عاقبت آهي كشيد بغضش شكست

اول ماه است و نان در سفره نيست ?. اي خدا شكرت ولي اين زندگيست ؟

بوي نان تازه هوشش برده بود ?. ?اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بي روسري بيرون دويد ?. گفت : اقا كوزه خالي سفره خالي ميخري؟


منبع : نطق محمد قسيم عثماني نماينده بوكان در مجلس شوراي اسلامي هنگام راي اعتماد به كابينه دهم


اين هم يه بيتي از نماينه كنگاور در مجلس : ? درخت گردكان به اين بزرگي . درخت خربزه الله اكبر


حجت الاسلام سيدرضا اكرمي از نمايندگان مجلس نيز در جلسه راي اعتماد به كابينه دهم اين شعر را قرائت كرد :


آنكس كه بداند و بداند كه بداند ? ?. ? اسب طرب از گنبد مينا بجهاند ?

آنكس كه نداند و بداند كه نداند ? . ? ?لنگان خرك خويش به مقصد برساند

آنكس كه نداند و نداند كه نداند ? . ? ? بيدار نماييدش كه در خواب نماند
پاسخ
#2
جالب بود مرسی Wink
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان