رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لطیفه های ایرانی و محلی
#1
بنام خدا
هر کاربری یک لطیفه ی بگوت محلی یا ایرانی >
و مو اولین تی اگم.
(( معلم از بچی سراغ کگرته:چه حیوونی سب ها از خو بدار مون اکن ؟? بچو اوشگت: بامون))
پاسخ
#2
اونا كه هنوز گنگور نداده اند(كنكور نودي ها) به كنكوري هاي 89 ميگفته اند :


چو از اين كوير وحشت . به سلامتي گذشتي . به شكوفه ها به باران برسان سلام ما را :'( :'( :'( :'(
پاسخ
#3
یه مار با یه جوجه تیغی زدواج میکنه
حاصل ازدواج سیم خاردار میشه Smile Smile Smile
پاسخ
#4
یک شوی یک جناحی ور چاهی ویسده بده عکس ماه ته چاه ابن? اتات یک قلابی اتارت اگو موه ماه شه دور بارم قلاب ته چاه چرخنت یک دفه پس سنگ گپی گیر اکن اکده زور ازن تا وقتی بند پره ابیت پس کله ای افتت ماه اته آسمون ابنت اگو شکر خدا ماه مز چاه ا دور آرد? :laugh:
پاسخ
#5
Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin

من چیزی بلد نیستم ...........
پاسخ
#6
به جناحی میگن شهرداری کجاست میگه آخر ده
پاسخ
#7
بسيار نكته جالبيه كه در جك جناب رويال هست .

اينطور كه من ديدم اغلب فقط جناحيا از لفظ ده برا جناح استفاده ميكنند . وقتي داريم با دوستان يا تو خانواده صحبت ميكنيم همه تا ميخوان چيزي درباره جناح بگن ميگن ده خومو . يا رفتم دور ده بگردم . يا .....


حالا جناح از يه ده هم بزرگتر ني . يه ده بزرگ . ولي برا كلاس كه شده هم بگيم شهر جناح جالبتر ميشه? :86: :86:

مثلا بعضيا شهرشون اندازه دهن كهرو بيشتر نيست ميگن : از وقتي مركز شهرستان شديم ترافيك داريم .? :043: ناوگان حمل نقل عمومي شهر فرسوده شده? Big Grin افتاد كجا منظورمه ؟ :017:

پاسخ
#8
نه ! نفته ! لطف بکه بگو . شاید گپ ب..ک اته؟

نامه ای به خدا (واخونی که چه خشی خم بری نظر اش گرتم )

یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد

متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای

به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور

نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی

می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه

تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از

دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.

هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من

هستی به من كمك كن ...

كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان

داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری

روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال

بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری

از آن پیرزن به اداره پست رسیدكه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:

خدای عزیزم. چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم . با لطف

تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.

من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...

البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را

برداشته اند ...!!!







نمیشه که دو تا داستان بگـــــــــــــــــــــــــــــــــم ؟ نوشته که یکی وگرنه میگفتم ها...
وبلاگ خودم پر داستانه بیاین اونجا چش بکنی
پاسخ
#9
یکی از دوستام تعریغ میکرد : اسم دوستم مستعار ولی اسم اون یکی اصلی ولی فامیلش مستعار !!!

" میخواستن از دانشگاه با اتوبوس بر بگردند اول غلام ملکی(دوست دوستم!! فامیلش الکیه ) سوار میشه بعد دوستم علی،دم در اتوبوس با صدای بلند از دوستش میپرسه : gholam , what time is it ?? دوستش هم با صدای بلند بدون معطلی و فکر کردن جواب میده :? Smile? is time gholam maleki !!!! کل اتویوس میزنن زیر خنده ، جالب اینکه بعدش هم نمیدونسته واسه چی خندش میکنن!!! l Big Grin
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان