رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گزارشي جالب و خودماني از ديدار هاشمي رفسنجاني با آيت الله علي سيستاني
#1
[عکس: 1.jpg]

در غربي ترين نقطه شهر نجف تازگي ها هتلي ساخته شده است به نام « زمزم » كه در مجاورت مقام « صافي صفا » قرار دارد و بر درياي نجف مشرف است . محل اقامت هيئت اين هتل است كه چهار طبقه دارد و براي آقاي هاشمي رفسنجاني اطاقي در انتهاي راهروي غربي طبقه چهارم در نظر گرفته شده كه مشرف ترين مكان به درياي نجف است . اطاق ما هم مجاور همين اطاق است و بعد از ما اطاق تعدادي از وزراي اسبق .
هتل زمزم ظاهرا يكي از بهترين هتل هاي نجف است ولي نه آسانسور دارد و نه امكانات رفاهي پيشرفته البته با ساير هتل هاي اين شهر كه به مسافرخانه ترانسپورت شمس العماره قديم تنه مي زنند قدري تفاوت دارد. جالب ترين واقعه در اين هتل اينست كه آقاي هاشمي رفسنجاني از پله هاي اين چهار طبقه يك نفس بالا مي رود و پائين مي آيد بدون اينكه خم به ابرو بياورد درحالي كه 75 سال سن دارد.
حفاظت هتل برعهده ارتش عراق است همانها كه جلال طالباني آورده و با تمام تجهيزات و امكانات در اطراف هتل كه خيابان و بيابان است و در كنار شهر نجف تك افتاده مستقر هستند. تنها ساختمان اين منطقه مقام « صافي صفا » است كه گفته مي شود از ياران حضرت علي عليه السلام در يمن بوده و در اينجا مدفون است . به نظر مي رسد آدم خوش سليقه اي بود كه اين بلندي مشرف بر دريا را انتخاب كرد يا نصيبش شد.
نيمساعت بعد از رسيدن به هتل نوبت تشرف به حرم مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام مي رسد و بعد از زيارت ديدار با آيت الله سيستاني . آقاي هاشمي رفسنجاني چند دقيقه اي ديرتر از ما به خانه آقاي سيستاني آمدند و قبل از آمدن ايشان ما احوالپرسي هايمان را با آقاي سيستاني كرده بوديم . پير مرد 76 ساله سرزنده و باهوشي كه در يك خانه قديمي در كوچه اي باريك در شارع الرسول كه روبروي باب القبله حرم مطهر علوي است ساكن است و 5 سال است به دليل مسائل امنيتي از اين خانه حتي براي زيارت هم بيرون نيامده . سال 84 كه در يك سفر زيارتي در همين خانه و همين اطاق توفيق ديدار ايشان را يافته بودم درباره تشرف به حرم پرسيدم ايشان گفتند از وقتي كه از سفر لندن كه براي معالجه رفته بودم برگشتم تا به حال به زيارت نرفته ام و از همينجا به حضرت سلام ميدهم .
از روز اول سفر تا امروز اين اولين ديداري است كه بدون دوربين و خبرنگار و ضبط برگزار مي شود. قرار شده خبرنگارها و دوربين دارها بيرون خانه در كوچه منتظر بمانند تا زماني كه آقاي هاشمي رفسنجاني از ديدار برمي گردند از ايشان درباره گفتگوهاي انجام شده سئوال كنند. اين رويه ايست كه در مورد همه ديدارهاي آيت الله سيستاني اعمال مي شود و استثنا هم ندارد. به همين جهت است كه تلويزيون ها فقط يك فيلم چند لحظه اي از ايشان درحالي كه كتابي دردست دارد پخش مي كنند و يك فيلم چند لحظه اي ديگر كه در همين خانه درحال مذاكره با مراجع نجف هستند. اين فيلم ها را هم لابد عوامل خودي خيلي غافلگيرانه گرفته اند.
وقتي وارد اطاق آيت الله سيستاني شديم ايشان را با يكي از اصحاب كه شيخي به نام انصاري است و هميشه در كنارشان قرار دارد در همان گوشه معهود اطاق نسبتا بزرگ ديديم كه نشسته اند و براي مصافحه با مهمانان از جا بلند شدند. آقايان موسوي بجنوردي موحدي كرماني و سيد علي خميني كه با نوه دختري آقاي سيستاني ازدواج كرده بعد از مصافحه در كنار آيت الله سيستاني نشستند و آقاي محسن رضائي كه هميشه در كنار آقاي هاشمي رفسنجاني مي نشينند تا نفر اول بعد از ايشان باشد اينجا كم آورد و وقتي آقاي هاشمي رفسنجاني وارد شدند و كنار آيت الله سيستاني نشستند آقاي رضائي شد نفر چهارم . اشكالي ندارد مهم اينست كه در انتخابات رياست جمهوري نفر اول بشود. اين دفعه نشد دفعه ديگر...
آقاي هاشمي رفسنجاني كه وارد شد آقاي سيستاني ايشان را در بغل گرفت و دو آيت الله همديگر را بوسيدند و بعد از احوال پرسي مختصر صحبت ها شروع شد. شروع كننده هم مهمان بود كه گفت : شما در قضاياي عراق خيلي خوب عمل كرده ايد و من آمده ام از شما تشكر كنم و اميدوارم با قدرت و نفوذي كه داريد ائتلاف شيعه را تقويت كنيد.
آيت الله سيستاني به رسم همه علما كه خودشان را هيچ كاره مي دانند و به قول معروف شكسته نفسي مي كنند در جواب گفتند : همه كارهاي عراق دست شماست شما بايد ائتلاف را حفظ كنيد من كه كاره اي نيستم و اينجا چيزي دست من نيست اختياردار من نيستم .
آقاي هاشمي رفسنجاني گفتند : بله شما قانونا اختياري نداريد ولي نفوذتان زياد است و مي توانيد كارهاي فوق قانون انجام بدهيد و مردم عراق و مسئولين هم از شما اطاعت مي كنند.
پيدا بود كه آيت الله قصد ندارند به اين بحث تن بدهند و ميخواهند موضوع را عوض كنند. لذا در جواب گفتند : شما اگر خودتان در ايران متحد باشيد همه مشكلات حل خواهد شد.
آقاي هاشمي رفسنجاني گفتند : ما اختلاف نداريم . من و رهبري با هم خيلي خوب هستيم و هيچ مشكلي نداريم . البته گاهي اختلاف نظرهائي پيش مي آيد ولي هر جا نتوانيم حل كنيم من كوتاه مي آيم و از ايشان تبعيت مي كنم .
آيت الله سيستاني گفتند : بله خبر دارم كه شما گفته ايد نظر ايشان برايتان حجت است و تبعيت مي كنيد ولي مصاحبه آقاي زيباكلام باشما را كه خواندم ديدم شما با هم اختلاف زيادي داريد. اين كتاب براي من مهم بود و من آنرا دو بار خواندم .
آقاي هاشمي رفسنجاني گفتند : اينها مهم نيست چون مباحث فكري است . آنچه مهم است اينست كه در عمل ما متحد عمل مي كنيم و به نظر رهبري عمل مي شود.
اين بحث هرچه ادامه پيدا كرد آيت الله قانع نشدند و حدود نيمساعت به همين مطالب گذشت تا اينكه آقاي افشار مسئول تشريفات از همه حضار خواست دو آيت الله را تنها بگذارند تا صحبت ها را بطور خصوصي ادامه دهند. آقاي هاشمي رفسنجاني از آيت الله سيستاني پرسيدند چرا به ايران نمي آييد سالهاي زيادي است كه شما را در ايران نديده ايم . من از شما دعوت مي كنم به ايران تشريف بياوريد مردم به شما علاقمند هستند و دوست دارند شما را زيارت كنند. آيت الله سيستاني گفتند : من اينجا كه هستم به دلايل امنيتي حتي تا حرم نمي روم بيش از اين كه معلوم است خطر بيشتر است .
ما براي زيارت و نماز ظهر به حرم رفتيم و بعد در مهمان سراي حضرت منتظر مانديم تا آقاي هاشمي رفسنجاني بيايند ولي غذا سرد شد و ايشان نيامدند. معلوم شد گفتگوي خصوصي گل كرده و تا ساعت يك طول كشيده و بعد هم تا جواب سئوالهاي خبرنگاران را بدهند و نماز ظهر و عصر را بخوانند و به مهماني برسند ساعت 2 بعد از ظهر شد .
بعد از ظهر در فرصتي كه پيش آمد از آقاي هاشمي پرسيدم در جلسه خصوصي تان با آيت الله سيستاني چه مطالبي مطرح شد ايشان گفتند آقاي سيستاني از تندروي ها ناراحت بودند و مي گفتند فقط روش اعتدالي است كه مي تواند اقتدار نظام جمهوري اسلامي را در داخل و خارج حفظ كند و كارهاي افراطي شيعيان را در عراق و ساير نقاط جهان دچار مشكل مي كند. از اينكه حرمت ها حفظ نمي شود گلايه داشتند و زير سئوال بردن خدمات دولت هاي گذشته را كار خطرناكي ميدانستند كه موجب زير سئوال رفتن نظام جمهوري اسلامي و انقلاب مي شود...
از مطالبي كه آقاي هاشمي رفسنجاني گفتند معلوم شد در جلسه خصوصي نكات مهمي مطرح شده كه اطلاع عده اي از همراهان از آنها لازم است . به ايشان پيشنهاد كردم براي اين جمع جلسه اي بگذارند و مطالب را بگويند. ايشان پذيرفتند و اين جلسه را روز آخر در اطاق خودشان گذاشتند و همين مطالب را باضافه مطالب ديگري كه آنها هم مهم بودند گفتند...

منبع :روزنامه جمهوري اسلامي 1388/3/9


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان