رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پله پله تا ملاقات خدا
#1
زندگينامه آيت الله العظمي منتظري(ره)

امين علم الهدي

در خانواده يي کشاورز در نجف آباد اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش حاج علي منتظري کشاورز ساده يي بود که علاوه بر زراعت اهل مطالعه بود و در محله شان به عنوان معلم اخلاق و مدرس قرآن شناخته مي شد. ايشان همانند هم دوره يي هايشان تلمذرا با ادبيات فارسي و سپس صرف و نحو عربي آغاز کرد. در 13سالگي براي ورود به حوزه علميه قم راهي اين شهر شد و پس از هفت سال تحصيل در اين حوزه علميه شهر اصفهان را به مقصد قم ترک کرد. ورود آيت الله العظمي منتظري به حوزه علميه قم با رياست آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري همزمان شد؛ دوره يي که او در لابه لاي خاطراتش از آن به عنوان دوره يي سخت ياد مي کند. به گفته خود هرچند نمي خواست عمامه بگذارد همان زمان دو بار براي عمامه گذاشتن امتحان داد. در آن زمان به دستور آيت الله حائري به «بچه ها» شهريه يي تعلق نمي گرفت و ايشان ناچار بود با مقرري روزي 10 شاهي (20شاهي معادل يک ريال بود) روزگار بگذراند. قريب به يک سال به اين منوال گذشت.

[عکس: montazeri.jpg]

اندکي بعد براي آموختن ادبيات، علوم و رياضي به مدرسه ملاصادق رفت. در اين دوره ادبيات، علوم و رياضي را نزد حاج شيخ غلامحسين منصور و شرايع را نزد حاج شيخ ابراهيم فرا گرفت. سال هاي 1316- 1315 براي او دوره سخت تري بود چراکه به گفته خود ايشان به دليل «کمبود امکانات و شرايط بد مالي» ديگر قادر به ادامه حضور در قم نبود. عسرت مالي آيت الله را به اصفهان بازگرداند و ايشان در مسجد جده اين شهر ساکن شد؛ «در اصفهان دو هفته يک بار مي رفتم نجف آباد. يک بقچه نان و يک مقدار ماست و سنجد و گردو و مانند اينها مي آوردم و يکي دو هفته با اينها مي گذراندم. اما در قم اين امکانات نبود لذا نتوانستم در قم بمانم و به اصفهان رفتم.» اولين هم حجره يي اش در اين شهر حجت الاسلام حاج شيخ ابوالقاسم مسافري بود که ايشان «شرح لمعه» مي خواند و حاج شيخ ابوالقاسم «سيوطي». آن موقع عسرت مالي آيت الله ادامه داشت چراکه آن موقع در هر ماه از محل موقوفه مدرسه به هر حجره چهار قران مي دادند که بين دو طلبه قسمت مي شد و ايشان ناچار بودند مابقي مايحتاجات را از نجف آباد بياورند؛ همان موقوفات مدارس بود که بعد دولت موقوفات را هم تصاحب کرد و اين چهار قران هم قطع شد. آيت الله آن دوره را به مباحثه با اسدالله نورالهي و يحيي فقيه ايماني گذراند و در چهار پنج سالي که در اصفهان بود به تدريس پرداخت. در دوران رضاشاه پهلوي که به طلاب و حوزه ها سخت گرفته مي شد بر ايشان نيز سخت گذشت. کسي نمي توانست عمامه به سر بگذارد و مقرري نيز پرداخت نمي شد. اوايل سال 1320 براي دومين بار به قم رفت. دعوت شيخ جعفر شمس گيلاني و حاج باقر خوانساري مشوق اين سفر شد و آيت الله با سفر به قم در مدرسه ملاصادق مسکن گزيد.

در همان مدرسه مکاسب را نزد حاج شيخ عبدالرزاق قائني خواند و عمامه به سر گذاشت. همين عمامه به سر گذاشتن باعث شد آيت الله براي نخستين بار توسط شهرباني دستگير شود. ايشان بعد از مدتي به مدرسه فيضيه رفت و با حاج صدر کلباسي هم مباحثه شد. کفايه را با آيت الله داماد آغاز کرده و با او هم درس شد. اما سفر حاج صدر کلباسي هم مباحثه يي ايشان نقطه عطفي را در تاريخ تحصيل آيت الله رقم زد؛ «شش هفت نفر بيشتر نبوديم که در درس آقاي داماد شرکت مي کرديم. يک روز آقاي مطهري گفت؛ حاضري با هم مباحثه کنيم؟ گفتم بله و از آن روز به بعد رفاقت ما با مرحوم شهيد مطهري آغاز شد و حدود 11 سال هم مباحثه بوديم. سطح کفايه و يک مقدار زيادي از مکاسب را به همراه شهيد مطهري نزد مرحوم آيت الله آقاي داماد خوانديم. مقداري از کتاب رسائل را هم نزد آيت الله حاج آقا رضا بهاءالديني خوانديم و درس ها را با يکديگر بحث مي کرديم.»

در خلال همين سال ها امام خميني دروس اخلاق خود را در مدرسه فيضيه برگزار مي کرد که آيت الله العظمي منتظري و شهيد مطهري از حاضران هميشگي جلسات بودند. ايشان سپس رسائل را نزد بهاءالديني فرا گرفت و سپس دروس خارج را با محقق داماد و حجت تبريزي ادامه داد. سالي را در محضر صدر اميني به تحصيل پرداخت و سپس در سال 1323 به بروجرد رفت تا با دروس آيت الله بروجردي آشنا شود. يک سال بعد با اقامت آيت الله بروجردي در قم، آيت الله العظمي منتظري به خيل شاگردان وي در فقه و اصول پيوست و همان زمان و همزمان منظومه حکمت و سپس مبحث نفس اسفار را نزد امام خميني خواند.

پس از چندي به دليل شلوغي جلسات آيت الله بروجردي، ايشان و شهيد مطهري تصميم مي گيرند در جلسات مباحث عقلي امام خميني شرکت کنند. آنچنان که آيت الله مي گويد از همان زمان بود که دروس عاليه امام خميني در آن مدرسه آغاز شد. در همان دوره در جلسات فلسفه علامه طباطبايي نيز حاضر مي شد. منتظري طي همين دوران با مطهري به بحث و گفت وگو مي نشست و کلاس هايش نيز در قم داير بود؛ دوره يي که افزون بر 10 سال به طول انجاميد.

آيت الله العظمي منتظري بعد از وفات آيت الله بروجردي همراه شهيد مطهري سعي بسياري براي معرفي مرجعيت امام خميني انجام دادند اما اين تنها حمايت آيت الله العظمي منتظري از امام خميني نبود. پس از آنکه امام در خردادماه سال 42 سخنراني کوبنده يي عليه حاکميت شاه انجام مي دهند رئيس دادگستري قم به وزير دادگستري مي گويد؛ «نمي توان حکم دستگيري آيت الله خميني را به دليل حمايت افکار عمومي از ايشان صادر کرد.» وي به جمله يي از آيت الله منتظري استناد کرده است که کوچک ترين اقدام عليه آيت الله خميني موجب مي شود مراجع خون دولت را مباح شمرند.

زمان دستگيري امام خميني، آيت الله منتظري در قم حضور نداشت و براي سفرهاي تبليغي نهضت به نجف آباد رفته بود که پس از اطلاع از بازداشت امام ضمن گردآوردن ائمه جماعات مساجد تحصن هفت شبانه روزي را در مسجد بازار همان شهر ترتيب داد و سپس به همراه علما به تهران مهاجرت کرد که مجموع اين فعاليت ها به ممنوع المنبر شدن آيت الله انجاميد.

پس از آزادي امام خميني از زندان قصر و حصر در قيطريه و سخنراني شديداللحن 15 خرداد حساسيت ها روي آيت الله العظمي منتظري زياد مي شود چراکه ايشان در تمام مجالس به عنوان نماينده امام خميني سخنراني مي کرد و به خاطر اجازه دريافت وجوهات شرعيه از آيات بروجردي، شيرازي حکيم، شاهرودي و امام خميني موقعيت ويژه يي داشتند. بعد از لايحه کاپيتولاسيون و تبعيد امام به ترکيه و عراق فعاليت هاي آيت الله العظمي منتظري وارد فاز جدي تري مي شود. ايشان علاوه بر تلاش هاي بسياري که براي آزادي امام خميني انجام داد پيشنهاد تعطيلي دروس را مطرح کرد که با مخالفت آيت الله شريعتمداري مواجه شد.

آيت الله منتظري براي راضي کردن وي به بيت ايشان مي رود. اگرچه آيت الله منتظري موفق نمي شود وي را به تعطيل کردن دروس راضي کند، اما همين تلاش ها به دومين دستگيري ايشان منجر مي شود چنان که آيت الله فاضل لنکراني در اين باره مي گويد؛ «از کوچه آقاي شريعتمداري که بيرون آمديم به آقاي منتظري گفتم که شما براي زندان آماده شو. ايشان گفتند به چه مناسبت؟ گفتم که من نتيجه جلسه امشب را اين طور مي بينم.» پيش بيني آيت الله فاضل لنکراني به تحقق پيوست و سلسله بازداشت هاي آيت الله منتظري آغاز شد به گونه يي که ايشان بارها و بارها به زندان افتاده يا تبعيد شدند.

عيد نوروز سال 45 بود که ماموران ساواک به دنبال پخش اعلاميه در حرم حضرت معصومه بي درنگ سراغ آيت الله رفته و مجدداً ايشان را بازداشت کردند؛ بازداشتي که هفت ماه به طول انجاميد اما با اعتراض علما و روحانيون قم ايشان از زندان آزاد شد. هنوز چند ماهي از اين آزادي نگذشته بود که ايشان براي ملاقات با امام خميني در عراق به طور مخفيانه از کشور خارج شد اما ماموران از اين سفر مطلع شده و هنگام بازگشت از عراق او را در منطقه مرزي دستگير و روانه زندان کردند؛ زنداني که اين بار پنج ماه طول کشيد. اگرچه ايشان آزاد شدند اما ساواک ديگر به روي آيت الله حساس شده و از همين رو بود که در زمان تاجگذاري در سال 46 ايشان را به مسجدسليمان تبعيد کردند. اگرچه ساواک به ايشان ابلاغ کرده بود حق سفر به قم را ندارد اما او پس از گذراندن سه ماه در مسجدسليمان به قم مراجعت کرد و با وجود تدابير شديد امنيتي و ممانعت هاي ساواک عده زيادي از علما، استادان و طلاب حوزه علميه با او ديدار کردند. اين بار ساواک تدبير ديگري انديشيد و ايشان را به نجف آباد منتقل کرد و تحت مراقبت هاي شديد قرار داد.

اما آيت الله منتظري بيکار ننشست و با پايه گذاري نماز جمعه نجف و ايراد خطبه از اين تريبون فعاليت خود را ادامه داد و همين باعث شد در حالي که هنوز چند ماه از تبعيد او نگذشته بود ايشان مجدداً دستگير و پس از محاکمه به يک سال و نيم زندان محکوم شود. ارديبهشت سال 49 دوران محکوميت آيت الله به پايان رسيد و ايشان پس از آزادي راهي قم شد اما حضور ايشان در ميان طلاب قم چندان به مذاق رژيم خوش نيامد و دوباره آيت الله را به زادگاهش تبعيد کردند. ايشان در نجف آباد فعاليت هايشان را پي گرفتند و در خطبه هاي نماز جمعه اين شهر به انتقاد از حکومت پرداختند. هجوم جمعيتي که براي شنيدن خطبه هاي آيت الله منتظري به نجف آباد مي آمدند به حدي بود که در گزارش ساواک بعد از قم اين شهر به واسطه حضور ايشان به عنوان دومين پايگاه انقلاب ذکر شد؛ «نماز جمعه غآيت اللهف منتظري يک پايگاه سياسي براي مبارزه با رژيم است.» اگرچه تبعيد ايشان به نجف سه سال طول کشيد اما رژيم حضور آيت الله منتظري را حتي در زادگاهش تحمل نکرد و او را به تبعيد در طبس محکوم کرد.

حضور او در طبس باعث اجتماع مبارزين شد به گونه يي که به اعتراف مسوولان امنيتي اين شهر در طول اقامت کوتاه منتظري علاوه بر طبسي ها قريب 50 هزار نفر از شهرهاي دور و نزديک براي ديدن او راهي طبس شده و ايشان را ملاقات کردند؛ جمعيتي که موجب نگراني ساواک شد و آنان را بر آن داشت براي جمع و جور کردن اوضاع حکم تبعيد او در طبس را لغو کنند اما نامه سرگشاده ايشان به علما و مردم ايران در مورد اتحاد عليه «امپرياليسم و صهيونيسم» در کارنامه فعاليت هاي آيت الله در طبس باقي ماند. مقاومت آيت الله منتظري و پافشاري ايشان در فعاليت هاي سياسي چنان بود که رژيم ايشان را از طبس به خلخال تبعيد کرد.

اگرچه رژيم مي پنداشت تفاوت زباني و گويش آيت الله منتظري و مردم آذري زبان فعاليت هاي ايشان را محدود کند اما اختلاف زبان به سکوت و سکون وي منجر نشد و يکي از امام جماعت هاي آن شهر مسجد خود را دراختيار او قرار داد که توسط هيات امنا اداره مي شد و مکان مناسبي جهت بسط و گسترش انديشه هاي اسلام گرايي شد.

آيت الله العظمي منتظري علاوه بر اقامه نماز در آن مسجد همچون ساير تبعيدگاه هاي خويش در بين نماز به تفسير قرآن پرداخت. به تدريج تعداد نمازگزاران بيشتر و فضاي مسجد براي تبليغ نهضت اسلامي آماده تر مي شد. ماموران رژيم از بي باکي غيرمنتظره تبعيدي به نگراني افتاده و از راه هاي مختلف در جهت تضعيف ايشان کوشيدند و در نهايت پس از گذشت حدود چهار ماه او را به تبعيدگاه سقز منتقل کردند.

سقز آخرين تبعيدگاه آيت الله بود. با وجود دوري از شاگردان و دوستان و اختلاف با مردم بومي منطقه از نظر مذهب و زبان، ساواک از ديدار مردم با وي دچار نگراني شده و از مرکز خواستار تصميم گيري در اين زمينه شد؛ از طرف ديگر در ارتباط با برگزاري مراسم سالگرد 15 خرداد در مدرسه فيضيه قم که ده ها نفر از دوستان و شاگردان او دستگير شده و ساواک به ارتباط دستگيرشدگان با منتظري پي برده بود، تصميم به بازداشت و انتقال او به تهران گرفت. مجموع اين عوامل باعث شد رژيم در تيرماه 1354 آيت الله منتظري را از تبعيدگاه سقز روانه زندان کند. ابتدا او را به بازداشتگاه کميته مشترک تهران بردند و فرداي آن روز روانه زندان اوين کردند و آيت الله شش ماه را در سلول انفرادي گذراند که در اين بازداشتگاه ها با فشارهاي روحي و جسمي روبه رو شد. در زير همين فشارها و شکنجه ها بود که شکنجه گر «ازغندي» به او گفته بود؛ «علت اينکه تو را از حوزه دور نگه مي داريم و از اين طرف به آن طرف مي فرستيم اين است که يک خميني ديگر به وجود نيايد.»

ايشان پس از شش ماه بلاتکليفي در زندان اوين بالاخره در يک دادگاه نظامي به اتهام کمک به جنبش اسلامي و خانواده زندانيان سياسي و اقدام براي تشکيل حکومت اسلامي، به 10 سال زندان محکوم شد؛ اما در زندان نيز همراه رهبراني همچون آيت الله طالقاني به فعاليت هاي جنبش اسلامي و سياسي ادامه داد. با اينکه در زندان از بيماري هاي مختلف رنج مي برد، خارج بحث «خمس» و متن «اسفار» و کتاب طهارت را براي زندانيان تدريس کرد که شخصيت هاي اسلامي زنداني همچون آيت الله طالقاني و آيت الله مهدوي کني در مجالس بحث او حاضر مي شدند. ايشان در زندان اوين نيز نماز جمعه را اقامه کرد و بسياري از زندانيان سياسي مسلمان از جمله آقايان طالقاني، مهدوي کني، هاشمي رفسنجاني، لاهوتي و ديگران در نماز جمعه حاضر مي شدند.

سرانجام با اوجگيري مبارزات و عقب نشيني هاي پي درپي حکومت پهلوي، آيت الله العظمي منتظري پس از گذراندن حدود سه سال ونيم از دوران محکوميت به همراه آيت الله طالقاني در هشتم آبان 1357 از زندان آزاد شد و مورد استقبال چشمگير مردم قرار گرفت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايشان به عنوان رئيس مجلس خبرگان که وظيفه تدوين قانون اساسي را برعهده داشت، انتخاب شد. از سال 64 تا سال 68 به عنوان قائم مقام امام خميني معرفي شده بود. در سال 68 ايشان به پيشنهاد امام خميني از اين منصب استعفا داد. بعد از سال 68 ايشان به خاطر نظريات فقهي و سياسي متفاوتي که داشتند زندگي پر فراز و نشيبي را تجربه کردند.

منبع : اعتماد


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان