رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آيت الله العظمي حسينعلي منتظري .::دعوت حق را لبيك گفت ::.
#1
[عکس: 52prp6c.jpg]

مبارز نستوه . عالم رباني جهان اسلام . مرجع اعلم شيعه . و حامي بزرگ مردم ايران روز شنبه به علت كهولت سن در سن 87 سالگي به ملكوت اعلي پيوست

در توصيف بزرگي اين مرد تاريخي همين بس كه در يك قدمي قدرت . چشمان خود را نبست و همواره پشتيبان راه آزادي و ايمان و اسلام مردم بود
#2
خدا رحمتش کنه.
#3
هشتم آبان 1357 که آيت الله منتظري سه ماه پيش از پيروزي انقلاب ايران و پس از تحمل شکنجه هاي طاقت فرسا و قرون وسطايي از زندان اوين آزاد شد، جامعه ايران در آستانه تجربه کردن يک شخصيت استثنايي بود. يعني روستايي زاده آزاده يي که سال ها خواندن و سپس سال ها تدريس دروس حوزوي آن هم در عالي ترين سطوح از سادگي و سيماي مردمي او نکاست.

اعتبار سياسي و مذهبي منتظري در ميان طبقه روحانيت سياسي چنان بود که هرگاه از آيت الله منتظري ياد مي شد عبارات بسيار وزيني به کار مي رفت و با تعابيري از جمله فقيه عاليقدر، مجاهد بزرگوار، ذخيره انقلاب و برج بلند اسلام از وي ياد مي شد. با اين حال، هيچ گاه حضور در عالي ترين سطوح سياسي نظام باعث نشد اين فقيه سختي کشيده ذره يي از عناوين سنگين سياسي را به خود بگيرد و کمرنگ تر يا پررنگ تر از آن چيزي شود که در عيان بيان مي کرد.

زماني که آيت الله منتظري از زندان آزاد شد سه سال و نيم از 10 سال آخرين دوره محکوميت خود را در زندان اوين گذرانده بود که شش ماه اول آن در سلول انفرادي بود. بسياري از رهبران مذهبي که سر از زندان اوين درمي آوردند حتماً دوراني از شکنجه و فشارهاي روحي و رواني را از سر مي گذراندند و آيت الله منتظري دربند از اين قاعده مستثني نبود. بسياري از هم بند هاي او خاطرات بسيار لطيف و انساني را از او به ياد مي آورند. آزادي و آزاديخواهي وي چنان شاخص بود که ازغندي شکنجه گر ساواک به او گفته بود تو را از حوزه و درس دور نگه مي داريم تا شاخص نشوي.

او براي اولين بار سال 1342 در قم بازداشت شد و وقتي به اولين بازداشتگاه گام گذاشت، نمي دانست زنجيره يي از زندان، بازداشت و تبعيد هاي پي درپي... در انتظار اوست. تبعيد به مسجدسليمان، نجف آباد، شهر کويري طبس، خلخال و سقز، شيخ حسينعلي منتظري را با مسائل و مصائب مردم گوشه و کنار ايران آشنا و... کرد.

بي ترديد مهم ترين ويژ گي او ظلم ستيزي و معامله ناپذيري او بود که متناسب با شخصيت و تربيت روستايي اش هيچ تفسير و برداشت و حاشيه يي را بر اصل عدالت نمي پذيرفت. موضوع ظلم و عدالت دو ويژگي مهم تاريخ بشر هستند که از ابتداي شکل گرفتن مالکيت و پي ريزي ابتدايي ترين روابط قدرت به عنوان نمادي ثابت از رنج يا نمادي از آرامش جامعه بشري همواره مورد بحث و چالش بوده و هستند. با اين احوال، حسينعلي منتظري از همان ابتدا که طلبه گمنامي بود نسبت به روابط ظالمانه و پيرو آن پوشاندن ظلم با برداشت هاي روشنفکرمآبانه حساسيت فوق العاده يي از خود نشان مي داد و حيات جواني و زن و فرزند خويش را به پاي آن گذاشت.

منتظري حتي اگر اندکي کمتر از اين ظلم ستيز بود عمر نسبتاً طولاني خود را آرام تر و کمي بي تنش تر سپري مي کرد اما اين گونه نبود. براي او ظلم، ظالم بودن، آراستن ظلم با رنگ و شعارهاي عدالت مآبانه و بدتر از همه سکوت کساني که براي گسترش عدالت تعليم يافته اند نسبت به جلوه هاي تزيين شده ظلم، به جز منفعت طلبي و ذبح عدالت در آستانه روابط قدرت و باندبازي هيچ معنا و مفهومي نداشت. از نظر منتظري سکوت پيرامون روابط پيچيده و تو در توي ظالمانه يي که عوام الناس از آن سر درنمي آوردند انحراف از نهضتي محسوب مي شد که انبياي ظلم ستيز از آدم تا خاتم براي آن منصوب شده اند.

منتظري از معدود رهبران مذهبي و سياسيون تاريخ معاصر بود که بر اساس ملاک هاي دنيوي نه معامله مي دانست نه اهل توافق بود، نه کنار مي آمد نه سکوت مي کرد و نيز نه براساس روابطي که مي تواند و مي توانست به صيانت و بهره مندي از آرامش و بيمه دنيوي منجر شود قابل اعتماد نبود. اين روستايي ظلم ستيز فرصت سوز چنان در عدالت ذوب شد که عمر خود تا به پايان به پاي آن گذاشت و شايد ديگر هيچ گاه جامعه مذهبيون سياسي ما ظهور و بروز چنين شخصيتي را تجربه نکند.


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان