رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانی پندآموز که شاید هیچ کداممان رعایت نکنیم
#1
شخصى نزد همسايه ام آمد و گفت:
گوش كن! مى خواهم چيزى برايت تعريف كنم. دوستى به تازگى در مورد تومى گفت...
همسايه ام حرف او را قطع كرد: قبل از اين كه تعريف كنى، بگو آيا حرفت را از ميان آن سه صافى گذرانده اى يا نه؟
كدام سه صافى؟
همسايه ام گفت: اول از ميان صافى واقعيت. آيا مطمئنى چيزى كه تعريف مى كنى واقعيت دارد؟
نه. من فقط آن را شنيدم. شخصى آن را برايم تعريف كرده است.
همسايه ام سرى تكانداد و گفت:
پس حتما آن را از ميان صافى دوم يعنى صافى شادى گذرانده اى. مسلماچيزى كه مى خواهى تعريف كنى، حتى اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالى ام مى شود.
دوست عزيز، فكر نكنم تو را خوشحال كند.
بسيار خوب، پس اگرمرا خوشحال هم نمى كند، حتما از صافى سوم، يعنی صافی فايده، رد شده است. آيا چيزى كه مى خواهى تعريف كنى، برايم مفيد است و به دردم مى خورد؟
نه،به هيچ وجه!
همسايه ام گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال كنندهاست و نه مفيد، آن را پيش خود نگه دار و سعى كن خودت هم زود فراموشش كنى. Smile


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان