رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بخش نهایی مقاله جهانی شدن
#1

مبانی نظری پژوهش

امروزه با پرشتاب و گسترده تر شدن فرایند جهانی شدن زمینه مناسب و انگیزه ای جدی به منظور بررسی و تحلیل این فرایند شکل گرفته است . اقتصاددانان ، جامعه شناسان، فرهنگ پژوهان و نظریه پردازان علوم سیاسی پیرامون جنبه های گوناگون این فرایند چند وجهی می اندیشند و ثمره کار و پژوهش تخصصی آنها، نظریه هایی در رابطه با پیدایش، گسترش و تشدید فرایند جهانی شدن و تأثیرات و پیامدهای آن و چشم اندازها و افق های پیش رو در زندگی اجتماعی، در جهان معاصر است. نظریه های جهانی شدن به آنچه در چندین سال اخیر ارائه شده است، محدود نمی گردد. جدا از نظریه پردازان معاصر، در دهه های پس از جنگ دوم جهانی نیز از فرایند جهانی شدن و عوامل دخیل در آن سخن به میان آمده است، ولی ریشه آراء ارائه شده در قرن بیستم را می بایست در نظریات جامعه شناسان کلاسیکی همانند دورکیم، مارکس و وبر که کم و بیش در این باره اندیشیده اند، جستجو کرد. اگرچه آراء این نظریه پردازان با آنچه امروز جهانی شدن تعریف می شود تفاوتهایی دارد ولی سخن از همگرایی ها و وابستگی ها و تحول ساختاری جوامع بشری نکات حایز اهمیتی است که به آنها پیش از این اشاره شده است.

نظریه پردازان کلاسیک به طور مستقیم به فرایند جهانی شدن نپرداخته اند، چرا که مفهوم جهانی شدن و مشتقاتش مانند جهانی بودن و جهان گرایی بیشتر از دهه 1960 به بعد مطرح و تعریف شده است و در دهه 1990 جهانی شدن رایج ترین اصطلاح علوم اجتماعی گشت.اما مفاهیمی را که اینان توسعه دادند بنیان های نظریه پردازی های جدید را پایه گذارد و نظریاتشان در بسیاری موارد بر همبستگی و همگرایی هر چه بیشتر جوامع بشری تأکید دارد. در توصیف و تبیین این نظریات، جامعه شناسان سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی جایگاهی ویژه دارند. محمودی،رضا(13/11/1388)،نظریات کلاسیک پیرامون جهانی شدن،انسان شناسی وفرهنگ،(14/1/1393)
نظریه های جهانی شدن فقط به نظریه هایی که در چند سال اخیر ارائه شده است محدود نمی شود بلکه قبل از اینها هم جامعه شناسان کلاسیک مثل دورکیم، مارکس، وبر در این باره اندیشیده اند در اینجا ما این نظریه ها را در سه نسل متفاوت مورد بررسی قرار می دهیم:

نسل اول

بحث از فرآیند همگرایی و وابستگی نیروهای جهانی ساز، قدمت زیادی دارد. سن سیمون عقیده داشت که به واسطه عملکرد نیروهای جهانی ساز و همگون آخرین حد و مرزهای سیاسی و فرهنگی بیش از بیش ضعیف شده است در جامعه ای جهانی شکل خواهد گرفت به نظر او صنعتی شدن ذاتاً فرآیندی گسترش طلب است و گسترش آن فراگیر شدن فرهنگ اروپایی را در بر خواهد داشت.

کنت شکل گیری جامعه جهانی را در گرو پشت سر گذاشتن مراحل سه گانه(ربانی، متافیزیکی،پوزیتیویستی) دانست و رسیدن به این مرحله یعنی جهانی شدن را در مرحله آخر تصور می کرد.
دورکیم معتقد بود که فروپاشی نظم اجتماعی سنتی به واسطه فرآیند نوسازی گامی مهم در راستای افزایش همگونی جهانی به شمار می آید و تحت تأثیر چنین فرآيندی، سنت ها، تعهدهای جمعی و دیگر عناصر هویت بخش محدود مانند ملیت و قومیت جایگاه خود را از دست می دهند? (گل محمدی: 1382) .

وبر نیز نوسازی و تجدد را عوامل بسیار مهمی در فرآیند جهانی شدن می دانست این تأثیر در درجه نخست به واسطه گسترش عقلانی بودن امکان پذیر بوده است بر خلاف این اندیشمندان مارکس اذعان می کرد که با کشف منطق سرمایه داری می توان از فرآیند جهانی پرده برداشت. از نظر وی نظام سرمایه داری ذاتاً نظامی مایل به تعمیق درونی و گسترش بیرونی است وبورژوازی به دنبال بازارهایی برای سرمایه گذاری و فروش محصولات خود در خارج از مرزهای کشور خود است و با این کار می خواهد به تولید و مصرف ویژگی جهانی بدهد (فرهنگ و جامعه: 1384).

نسل دوم

این گروه از جنبه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به فرآیند جهانی شدن پرداخته اند که به آنها اشاره می نمائیم.
در این گروه افرادی مانند پارسونز،کر، وانلب، هاربیسن و دانیل بل قرار دارند جامعه ای که دانیل بل آن را بشارت می دهد جامعه اطلاعات محور است که در این جامعه نیروی کار به بخش خدمات روی می آورد و مدیران جایگاه مهمی به دست می آورند فناوریهای فکری برای تولید خدمات موجب همسانی و همگرایی در سطح جهان می شود.
پارسونر نیز معتقد است دگرگونی اجتماعی جهتی نسبتاً ثابت و معین دارد و از منطق واحدی پیروی می کند و آن عبارت است از انطباق یا قابلیت یک نظام زنده برای سازگار شدن با محیط خود بنابراین اگر جوامع در مسیر تحول مشترکی حرکت نمایند همانند تر و در یکدیگر ادغام خواهند شد (گل محمدی 1384).
نیکلاس لوهمان در نظریه خود می گوید ارتباط معنادار عنصر تشکیل دهنده جامعه است پس می توان نظام اجتماعی جهانی را یک جامعه به شمار آورد چرا که عملاً دو فرد واقع در دو سوی کره زمین می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و امروزه قلمروهای سیاسی و فرهنگی به هیچ روی با قلمروهای ارتباطی هم مرز نیستند و انسانها می توانند در گستره ای جهانی ارتباط یابند? (گل محمدی : 1382).

والرشتاین با در نظر گرفتن سه نوع نظام اجتماعی در تاریخ زندگی بشر (نظام های کوچک، امپراطوری های جهانی و اقتصادهای جهانی) معتقد است اقتصاد جهانی سرمایه داری اکنون بستر اجتماعی جهانی است و می توان از یک نظام اجتماعی جهانی سخن گفت چرا که عنصر تشکیل دهنده آن مبادله کالایی است و این مبادله به واسطه تقسیم کار بین المللی جهانی شده است. (پیشین) .

مک لوهان نگاهی فرهنگی به جهانی شدن دارد در نظریه او شناسایی و درک فرآیند جهانی شدن هم جز با شناخت جایگاه رسانه های دربرگیرنده فناوری های حمل و نقل و ارتباطات میسر نمی شود ولی پیشرفته ترین و گسترده ترین فرآیند جهانی شدن از زمانی آغاز شد که رسانه های الکترونیک پا به عرصه ارتباطات گذاشتند با الکتریسته نظام عصبی مرکزی خود را در سطح جهان گسترش می دهیم و بالافاصله با تجربه هراسانی پیوند می خوریم (پیشین).


نسل سوم

در این نسل بر خلاف دو نسل گذشته به صورت مستقیم در مورد جهانی شدن بحث شده است. یکی از نظریه پردازانی که ما به آن می پردازیم دیوید هاروی است. محور بحث های او تشریح شرایط و ویژگی های پست مدرنیته است در نظریه هاروی گست دوران مدرن با دوران سنتی با واسطه بازسازی مفهوم زمان و فضا ممکن می شود هاروی این فرآیند را« فشردگی زمان- فضا» می نامد که در آن از کاهش زمان و کوچک شدن فضا بحث می شود که نطفه فرآیند جهانی شدن می باشد.

در نظر گیدنز جهانی شدن جنبه ای از تجدد است بنابراین برای درک درست آن باید به نحوه گسست از جامعه سنتی و گذار به جامعه مدرن پی برد. گیدنز جهانی شدن را نوعی تحول فضا و زمان می داند که کنش از دور را ممکن می کند به عبارتی دیگر پدیده ای دیالکتیکی است که در چارچوب آن رویدادهای یک نقطه از زمین تأثیرهایی حتی متضاد در جوامعی بسیار دور دست می گذارد این دیالکتیک همان دیالکتیک امر محلی و امر جهانی است (گل محمدی : 1382).

چارچوب نظری مورد استفاده در این تحقیق برگرفته از نظریه "آنتونی‌گیدنز" یکی از جامعه-شناسانی است که به ساختار اجتماعی و فرد در جریان کنش متقابل اجتماعی توجه می‌کند. گیدنز شناخته شده‌ترین کوشش را در زمینه پیوند سطح خرد و کلان در جامعه انجام داده است. (ریترز، 1379: 600)

گیدنز به پدیده هویت در جامعه جدید توجه کرده است. او در کتاب «تجدد و تشخص» هویت را تعریف کرده و فرآیند تشکل آن را طرح نموده است.
به¬عقیده گیدنز «تمایل به اعتماد، در ارتباط با موقعیت‌های خاص، اشخاص یا نظام‌ها، و حتی در سطحی وسیع‌تر، مستقیماً مرتبط است با امنیت روانی افراد و گروه¬ها. اعتماد و امنیت، خطر کردن و در معرض خطر قرار گرفتن، چیزهایی هستند که به مناسبت‌های تاریخی مختلف در جامعه متجدد وجود داشته و دارد».(همان: 39)
گیدنز معتقد است که «درعصر تجدد کنونی، نفوذ و تأثیر رویدادهای دور دست بر رخدادهای نزدیک‌تر، و هم‌چنین بر خصوصی‌ترین گوشه‌های «خود» ما، بیش از پیش به صورت پدیده‌ای رایج و متعارف در می‌آید.

به¬عقیده گیدنز «اوضاع و احوال اجتماعی، هیچگاه از زندگی شخصی جدا نیست، و به¬طور کلی نمی‌توان آنها را صرفاً به¬عنوان محیط خارجی زندگی شخصی در نظر گرفت. افراد در جریان مبارزه با مسائل خصوصی خود فعالانه به تجدید ساختمان دنیای اجتماعی پیرامون خود کمک می‌کنند».(همان: 30-29)
به¬نظر او، تغییر شکل هویت و پدیده «جهانی¬شدن[5]» در دوران اخیر، دو قطب دیالکتیک محلی و جهانی را تشکیل می‌دهند. به¬عبارت روشن‌تر، حتی تغییرات وجوه بسیار خصوصی

زندگی شخصی نیز مستقیماً با تماس‌های اجتماعی بسیار وسیع و پردامنه ارتباط دارد.(همان:56)

«دنیای تجدد به¬طرز عمیقی در قلب هویت و احساسات شخصی نیز نفوذ می‌کند. مفهوم هویت در حقیقت روایت دیگری از «خویشتن¬یابی» است که شرایط اجتماعی دنیای متجدد در تقویت آن نقشی به¬سزا دارد. این فرآیند یکی از عوامل فعال تغییر و تبدیل‌هایی است که در جامعه تجدد به چشم می‌خورد».(همان:30)
به اعتقاد گیدنز، «محتوای هویت شخص یا به¬عبارت دیگر، ویژگی‌هایی که زندگینامه شخص از آنها ساخته می‌شود، مانند دیگر عرصه‌های وجودی، از نظر اجتماعی و فرهنگی متغیر است» (همان: 85)

هر چه وضع و حال جامعه و محیطی که فرد در آن به¬سر می‌برد، بیشتر به دنیای مابعد سنتی تعلق داشته باشد، شیوه زندگی او نیز بیشتر با هسته واقعی هویت‌اش و ساخت و هم چنین با تجدید ساخت آن، سرو کار خواهد داشت».(همان: 120)

با این حال به نظر او «سخن گفتن از کثرت انتخاب الگوهای شیوه زندگی نباید به این پندار بینجامد که در همه انتخاب‌ها به روی همه افراد باز است، یا آنکه مردم همه تصمیم‌های مربوط به انتخاب‌های خویش را با آگاهی کامل از کلیه امکانات موجود اتخاذ می‌کنند. در واقع تعدد الگوهای کلی شیوه زندگی، البته بسیار کمتر از تعدد انتخاب‌های موجود در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک روزمره یا حتی دراز مدت است. هر شیـوه زندگی، مستلزم مجموعه‌ای از عادت‌ها، جهت‌گیری‌ها، و بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است، که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی، پیـوند بین گزینـش‌های فرعی موجود در یک الگوی کم و بیش منـظم را تأمین می‌کند». (همان، 121)

گیدنز اصطلاحی تحت¬عنوان لحظه¬های سرنوشت¬ساز رامطرح می‌کند. لحظه‌های سرنوشـت-ساز را می¬توان به¬مفهـوم خصیصـــه‌های پردافعه‌تر بعضی از فعالیت‌های نتیجـه¬بخش دانست که شخص در طی زندگـی روزمــره یا طول عمـرش انـجام می‌دهد. (همان:162)

«لحظـات سرنوشـت¬ساز ممکـن ¬اسـت فـرصت‌هایی برای¬ مهارت‌یـابی مجـدد و قدرت‌یابی باشد. لحظات سرنوشت¬ساز، در حقیقت نقاطی هستند که در آنها فرد، صرف¬نظر از آنکه تا چه حد برای شکل دادن به هویت خود تحت تأثیر بازتاب‌های اجتماعی قرار می‌گیرد. الزاماً باید به¬پا خیزد و مقتضیات نوین و همچنین امکانات جدیدی را مورد توجه قرار دهد. در چنین لحظاتی است که شخص باید نگاه تازه‌ای به زندگی بیفکند. تعجب‌آور نخواهد بود که هرگونه تلاش و کوشش جدّی و پیگیری برای مهارت‌یابی مجدد، اهمیتی خاص به خود گیرد. هنگامی که پای تصمیم‌گیری¬ها به¬میان می‌آید، افراد معمولاً به تکاپو افتاده تا وقت و انرژی لازم برای تسهیل و تأمین تسلط¬‌یابی بر موقعیت‌های ممکن¬الوقوع را بسیج کنند. لحظه‌های سرنوشت‌ساز، نقاط عطفی هستند که پیامدهایی بسیار مهم، نه فقط برای چگونگی رفتار فرد در آینده، بلکه برای هویت وی دربر دارند، زیرا تصمیم‌گیری¬های پراهمیت، به مجرد آنکه تحقق یابند، از طریق تحولاتی که در شیوه زندگی پدید می‌آورند، تأثیرات بازتابی خود را بر شکل‌گیری هویت اعمال می‌کنند».(همان: 203)

به¬اعتقاد گیدنز، «هویت امروزین نوعی دستاورد بازتابی است. روایتی که برای هویت خویش در نظر می‌گیریم، الزاماً باید در ارتباط با تغییرات سریع زندگی اجتماعی (به مقیاس محلی وجهانی) شکل بگیرد، دگرگون شود، و به¬طور بازتابی، استحکام یابد. فرد باید اطلاعات حاصل از انواع تجربیات با واسطه را چنان با مسائل محلی در هم بیامیزد که در نهایت بتواند طرح‌های آینده را به طرزی منسجم و معتدل با تجربیات گذشته مرتبط سازد. این مقصود فقط هنگامی به تحقق خواهد پیوست که شخص قادر باشد به اصالت درونی دست یابد، منظور چار‌چوبی از اعتماد بنیادین است که به وسیله آن بتوان دوره عمر را به عنوان نوعی وحدت، در برابر رویدادهای اجتماعی پراکنده ساز، در نظر گرفت».(گیدنز، 1382: 301)

گیدنز معتقد است که «ما در جهانی ‌‌با تحولات بسیار شگرف به سر می‌بریم. در حال حاضر سه نوع تحول در دنیای جدید در حال رخ دادن است و وظیفه جامعه‌شناسی این است که تحلیل کند، این تحولات چه تأثیری بر زندگی امروز ما دارند». (گیدنز،61:1380)

این تحولات عبارتند از:
١- تأثیر جهانی‌‌شدن: از نظر گیدنز، «جهانی‌‌شدن به¬معنای وابستگی متقابل و فزاینده است. زندگی ما ارتباط بیش از پیش تنگاتنگ¬¬تری با رویدادهایی دارد که کیلومترها دورتر و حتی در آن سوی جهان رخ می‌دهند. جهانی‌‌شدن بر همه جا تأثیر می‌گذارد، حتی بر فقیرترین کشورهای جهان. بارزترین جلوه‌های آنرا می‌توان در نقش بازارهای مالی دید، اما جهانی‌‌شدن صرفاً اقتصادی نیست، بلکه بر گسترش فزایندة ارتباطات و نیز بر یکپارچگی افزون‌تر فرهنگی و سیاسی نیز دلالت دارد». گیدنز معتقد است «پس از انقلاب ارتباطات و اتصال تکنولوژی ماهواره‌ای به رایانه‌ها، ما می‌توانیم در یک چشم به¬هم زدن در هر زمان و با هرکسی در هر نقطه‌ای از جهان ارتباط برقرار کنیم. این ارتباط آنی بسیاری از جنبه‌های زندگی ما را تغییر می‌دهد. جلوه بارز جهانی‌‌شدن فرهنگی را می‌توان در گسترش زبان انگلیسی در سرتاسر جهان و نیز در برنامه‌های تلویزیونی و فیلم‌هایی دید که گاهی صدها میلیون بیننده در کشورهای مختلف دارد. از لحاظ سیاسی جهان بیش از پیش به¬هم پیوند خورده و اکثر دولت‌ها هم اکنون پذیرفته‌اند که بسیاری از تصمیم‌ها را نمی‌توان صرفاً در سطح‌ ملی اتخاذ کرد. برای مثال، مسائل زیست¬محیطی که حقیقتاً نیازمند پاسخ نه تنها در سطح ملی، بلکه در سطح جهانی‌‌است».?
? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?
٢- دومین تأثیر عظیم، عبارتست از تحولات تکنولوژیک، «تکنولوژی اطلاعات بسیاری از شیوه‌های کار و زندگی ما را تغییر داده است. برای مثال به¬طور کلی ماهیت مشاغل تغییر کرده و تکنولوژی اطلاعاتی در همه جا از اهمیت خاصی برخوردار است».

٣- سومین تـأثیر بنیادین، عبارت از این است که ساختار زندگی ما نه با گذشته بلکه بیشتر با آینده قرین است. «در مقایسه با گذشته، عادت‌ها، رسوم‌ و سنت‌ها نقش کمتری برای ما و به¬ویژه در کشورهای صنعتی ایفا می‌کنند. مثال بارز آن نقش زنان است». (همان:٦٢)
اگر گیدنز در واکنش به نظریه‌های نظام جهانی، بر پیچیدگی فرایند جهانی‌شدن و جنبه اجتماعی آن تأکید می‌کند، رابرتسن با پرداختن به جنبه‌های فرهنگی-اجتماعی جهانی‌شدن، واکنش مشابهی نشان داده و فرایند جهانی‌شدن را بسیار پیچیده‌تر از آن می‌داند که نظریه‌های اقتصاد محور بتوانند از عهده توصیف و تبیین آن برآیند.


فرضیه های تحقیق
1-بین استفاده ازتلوزیون و هویت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد.
2-بین استفاده از اینترنت وجهانی شدن رابطه وجود دارد.
3-بین سن دانشجویان درمعرض جهانی شدن وهویت اجتماعی آنان رابطه وجود دارد.
4- بین جنس دانشجویان درمعرض جهانی شدن وهویت اجتماعی آنان رابطه وجود دارد.
5-بین? پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده وهویت اجتماعی رابطه وجود دارد.
6-بین برنامه های مختلف علمی و فرهنگی دانشگاه وهویت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد.
7-بین محتوای درسی کتاب های دانشگاه وهویت اجتماعی دانشجویان رابطه وجود دارد.

فصل چهارم


روش تحقيق

اين پژوهش از نوع ميداني است و از روش هاي کتابخانه ای نيز در مطالعات مقدماتي استفاده شده است. تكنيك یا روش تحقيق پيمايشي می باشد.
ابزار گردآوري

دراین پژوهش ابزار گردآوري داده ها پرسش نامه‌ي ترکیبی مي باشد.قسمت اصلي پرسش نامه شامل سئوالات مربوط به سنجش متغيرهاي مستقل(جهانی شدن)، سئوالات مربوط به سنجش هويت اجتماعی است.

جامعه آماري
جامعه آماري تحقيق كليه‌ي دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصيل دردانشگاه شيراز به طور تصادفي مي باشد.

واحد آماری
هر یک از اعضای جامعه آماری را واحد آماری ( عضو یا عنصر ) می گوییم.دراین تحقیق، واحد آماری هریک ازدانشجویان دانشگاه شیراز می باشد.

حجم نمونه
با استفاده ازفرمول کوکران 400 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند.
روش نمونه گیری دراین تحقیق،روش نمونه گیری تصادفی ساده (SRS)می باشد. درعمل لیستی ازاعضای جامعه آماری تعیین شد ولیست از1 تا 20000 شماره گذاری شده ونمونه ازلیست انتخاب شد.(انتخاب400نفر با استفاده از کامپیوتر)
تعداد دانشجویان دانشگاه شیراز? ? N:20000
حجم نمونه? ? ? n:400
ضریب اطمینان? ? 95/0
تعاریف نظری وعملیاتی متغیرهای تحقیق
متغیر،ویژگی وخصیصه ای است که بیش از یک طبقه یامقدار دارد(دواس،36:1381). بنابراین هرچیزی که تغیرکند یا مستعد تغیرباشد متغیرخوانده می شود. متغیرهای مورد برسی دراین تحقیق شامل متغیرهای زمینه ای که درمدل تحقیق ذکرشد و متغیرمستقل (جهانی شدن)ومتغیروابسته (هویت اجتماعی دانشجویان)می باشند.

تعریف متغیرهای زمینه ای


سن:

به تعداد سال هایی که ازعمر یک فرد(ازلحظه تولد تازمان تحقیق) می گذرد.گفته می شود این متغیر درمقیاس نسبی موردتجزیه وتحلیل آماری قرار می گیرد.


میزان تحصیلات

منظورتحصیلات رسمی است.یعنی فرا گرفتن علوم وفنون که توسط نظام آموزشی جامعه ارایه ودرجه بندی شده است.دراصطلاح جمعیت شناسی،منظور ازسطح تحصیلات،میزان تعلیماتی است که طی برنامه های مختلف ورسمی دولتی به مردم داده می شود ودرپایان آن مدرکی ارایه می گردد. این متغیربه صورت رتبه ای رتبه ای درقالب سه سطرکارشناسی،کارشناسی ارشد ودکترا اندازه گیری شده است.

وضعیت اشتغال

جمعیت هرجامعه ای به دو دسته افرابی کار وشاغل تقسیم می شوند.شاغل کسی است که کار یاشغلی راداراست وبه این کار وشغل خود به عنوان یک تخصص وحرفه آگاهی دارد(تقوی،73:1372)متغیر موردنظر دراین تحقیق به صورت اسمی بی کار وشاغل سنجیده شده است.


هویت اجتماعی

تعریف نظری همهی هویت های انسانی، حتی هویت فردی که درخویشتن تجسم می یابد وبراساس نحوه ارتباط بادیگران وتجربه های دوران حیات شکل می گیرد،اجتماعی اند چون به معنا مربوط می شوند ومعتانتیجه توافق و عدم توافق وموکول به جمع است. به علاوه هویت اجتماعی شخص هیچ گاه تمام شده نیست ومدام درمعرض تغیر وتحول وبازنگری است(جنکینز،45:1385). تمامی ویژگی ها وتمام رفتارهایی که تمایزی بین ما و آن ها می گذارند،مولفه های? مفهوم هویت اجتماعی به شمار می روند مثل زبان،دین،قوم یانژاد،آداب ورسوم،طبقه اجتماعی،پایگاه اجتماعی-اقتصادی،شغل وغیره. تلاش برای شناسایی هویت های اجتماعی تلاشی است برای تحلیل الگوهای تکرارپذیر کنش ها ونگرش های گروهی(مکی،57:1381).اگرچه از لحاظ نطری هویت اجتماعی وجهه غالب هویتی با اشتراک ابعاد فرهنگی نظام اجتماعی(فرهنگ مذهبی،فرهنگ ملی و....) به شمار می آید ولی ازنطر علیاتی ناچار لازم است ابعاد هویتی هرنظامی(هویت ملی،جنسیتی و....)مورد ارزیابی تجربی قرار گیرد تا? ارتباط ابعاد هویتی ومیزان تسلط یک یاچند هویت درهویت اجتماعی غالب نظام اجتماعی تعیین گردد(یاسمین شیرازی،95:1388)دراین پژوهش نیز با این هدف به ارزیابی ابعاد گوناگون هویتی وتعیین وزن آن ها پرداخته شده است.متغییر هویت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته توسط 9 گویه درمقیاس شبه فاصله ای سنجیده می شود.

جهانی شدن

درزبان انگلیسی درنطرگرفته شده((Globalization))جهانی شدن در زبان فارسی معادل
استودرزبان عربی نیز کلمات((العلوله)) و ((الکوکبه)) معادل جهانی شدن یا جهان گرایی? ترجمه شده اند که عمدتا کلمه ((العلوله))مورد استفاده قرار می گیرد در رابطه با ارائه تعریفی جامع و مانع از پدیده جهانی شدن میان صاحبنظران و اندیشمندان اجماع نظر حاصل نشده و هر دسته از آنان به تناسب برداشتی که از این پدیده دارند و پیش زمینه‌های ذهنی و ایدئولوژی سیاسی که بدان تعلق دارند تعریف خاصی از این پدیده ارائه داده‌اند. در برخی ازاین تعاریف، جنبه اقتصادی جهانی شدن غلبه دارد و در برخی دیگر ابعاد سیاسی، فرهنگی و یا ارتباطی آن بیشتر مدنظر قرار می‌گیرد.
رابرتسون جهانی شدن را مفهومی می‌داند که ناظر بر فشرده شدن جهان و تشدید آگاهی جهانی است و فرآیندی است که وابستگی متقابل جهانی وآگاهی از جهان به عنوان یک کلیت یکپارچه در قرن بیست و یکم را در پی داشته است. پراتسون جهانی شدن را پدیده‌ای چند وجهی تعریف کرده است به گونه‌ای که به بافت‌های گوناگون کنش اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، فناوری ومحیط زیست راه پیدا کرده است.
درتحقیق حاضر ازبین کل گویه ها،15 گویه متغیر جهانی شدن وابعاد مختلف آن را می سنجند.

پايايي و روايي

درتحقیق حاضر اعتبارگویه ها از طریق اعتبار یا روایی صوری تعیین شده و با مراجعه به اساتید و نظر محققین اعتبار گویه ها مورد تائید قرار گرفته است.پایایی آن ها نیز به وسیله ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است.


روش تجزیه و تحلیل داده ها

تجزیه وتحلیل داده ها فرآیندی چندمرحله ای است که طی آن داده هایی که از طریق به کارگیری ابزارگردآوری درنمونه(جامعه) آماری فراهم آمده اند،خلاصه،کدبندی،دسته بندی و....ودرنهایت پردازش می شوند تا زمینه ی برقراری انواع تحلیل ها و ارتباطات بین این داده ها به منظور آذمون فرضیه ها فراهم آید.
در این تحقیق داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی با کمک نرم افزار spss? مورد تجزیه و تحلیل قر

منابع و مأخذ
1- حافظ نيا، محمد‌رضا؛ كاوياني راد، كريم‌پور، يد‌الله؛ طاهرخاني، محمدي؛ (1385)؛ تأثير جهاني شدن بر هويت ملي، شماره سوم، ص21-1
2-? يعقوبي، مهديه؛ تأثير جهاني شدن فرهنگ بر هويت ملي
3- احمدي‌پور، زهر؛ حيدري موصلو، طهمورث؛ حيدري موصلو، طيبه؛ (1391)، جهاني شدن و تأثير آن بر هويت اقوام ايراني، شماره 34
4- محمد‌بخش، بهمن؛ آقا بخشي، حبيب؛ سبك زندگي و هويت اجتماعي جوانان، سال پنجم، شماره20
5- مقدس، علي اصغر؛ خواجه نوري، بيژن؛ (1384)، جهاني شدن و تغيير هويت اجتماعي زنان، سال سوم، شماره 7، ص5-32.
6- احمدي‌پور، حيدري موصلو، طهمورث؛ لشگري، احسان؛ (1389)، جهاني‌شدن و هويت ايراني.
7- آراسته، حميد‌رضا؛ سبحاني نژاد، مهدي؛ همايي، رضا؛ (1387) وضعيت دانگشاه‌هاي شهر تهران در عصر جهاني شدن از ديدگاه دانشجويان، شماره5.
8- ساروخاني، باقر؛ بابايي‌فر، اسد‌الله؛ (1387) اينترنت، جهاني شدن و هويت فرهنگي دانشجويان دانشگاه تهران، شماره 13 ص157.


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان