رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ادامه مقاله جهانی شدن، بخش سوم
#1
پیشینه تحقیق


مروری بر مطالعات و پژوهش های پیشین

روی هم رفته، پیرامون فرآیند جهانی شدن مطالعات فراوانی در خارج از کشور انجام شده (Anonymous, 2004; Royanian, 2003; Uk Partnership for Global Health, 2002; Afshar & Barrientos; 1999; Albrow; 1990; Appadurai, 2003 a, b; Carr, Chen & Jane Tate, 2000; Rantanen, 2005) اما مطالعات تجربی در مورد تأثیر آن بر هویت اجتماعی دانشجویان که مبتنی برای داده های کمی بوده و در سطح خُرد انجام شده باشند، بسیار اندک است. این وضعیت آنچنان بوده که نگارنده با تمام تلاشی که از راه جستجوهای رایانه ای، کتابخانه ای و مانند آن انجام داده، به پژوهشی که تأثیر جهانی شدن را بر کنشگران فردی و از راه پیمایش انجام شده باشد، دست نیافت. در ایران شمار مطالعات در مورد جهانی شدن بسیار اندک، و بیشتر به شکل مقاله های نظری هستند.از این میان نیز بیشتر آنها از بنیان نظری دقیق و مشخص بی بهره هستند.


مطالعات داخلی

مقدس وخواجه نوری(1384) در پژوهشی باعنوان"جهانی شدن وتغییر هویت اجتماعی زنان"به موضوع جهانی شدن وهویت اجتماعی پرداخته اند.این تحقیق که دربین زنان 16تا45ساله ساکن شهرهای شیراز واستهبان انجام شده باروش پیمایشی انجام وابزارپرسشنامه داده های آن گرداوری شده است،ابزارتحقیق(پرسشنامه)با روش اعتبار صوری وروایی آن با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ به دست آمد.حجم جامعه 1084217نفر بوده که با استفاده ازفرمول کوکران(جدول لین) 970 نفربه عنوان نمونه وباروش نمونه گیری چندمرحله ای- خوشه ای انتخاب وموردمطالعه قرارگرفتند.برای تجزیه وتحلیل داده ها ازآماره توصیفی(میانگین وانحراف معیار) وآمارهای استنباطی(تحلیل واریانس،ضریب همبستگی ورگرسیون چندمتغیره)استفاده کرده اند و یافته های پژوهش نشان دادکه تفاوت معناداری بین زنان شیراز واستهبان به لحاظ نوگرایی،نگرش های نقش-جنسیت،آگاهی ازجهانی شدن،به کارگیری فن آوری اطلاعاتی ورسانه ای وهمچنین کاربرد فرهنگ های نوکه خودمتناثرازجهانی شدن است وجود دارد.همچنین تفاوت معناداری درهویت اجتماعی زنان میان شهرهای شیراز واستهبان وجود داردویکی دیگر ازنتایج ویافته های پژوهش این است که هویت زنان با سه مجموعه ازمتغیرهای موقعیت ساختاری،حوزه فناوری وبه کارگیریict وهمچنین با حوزه فرهنگی وعناصرآن رابطه دارد.

ساروخانی وبابایی فرد(1387) در پژوهشی باعنوان" اینترنت، جهانی شدن و هویت فرهنگی دانشجویان دانشگاه تهران" به موضوع جهانی شدن ورابطه آن باهویت فرهنگی دانشجویان پرداخته اند.این تحقیق که دربین دانشجویان دختروپسربعضی از دانشکدهای دانشگاه تهران انجام شده باروش پیمایشی انجام وبا ابزارهای تکنیک پیمایش مبتنی برپرسش گری داده های آن گرداوری شده است،ابزارتحقیق(پرسشنامه)با روش اعتبار صوری وپایایی آن با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ به دست آمد.حجم جامعه 18022نفر بوده که با استفاده ازفرمول کوکران(جدول لین) 719نفربه عنوان نمونه وباروش نمونه ئگیری سهمیه ایی انتخاب وموردمطالعه قرارگرفتند.برای تجزیه وتحلیل داده ها ازآماره توصیفی(میانگین وانحراف معیار) وآمارهای استنباطی(سنجش همبستگی پیرسون،ضریب اتا،مقایسه چندگانهlcd، آزمونFوسطح معناداری آن ها)استفاده شده است.یافته های این پژوهش نشان می دهدکه برخلاف برخی تصورات رایجدرباره ی اینترنت،ابعاد وپیامدهای منفی آنريا،کابران اینترنت به ویژه کابران تحصیل کرده ودانشگاهی ازاین رسانه ی ارتباطی جهت تبادل علمی،فکری وفرهنگیباافراد وجوامع دیگرودرنتیجه ارتقای علمی،فکری وفرهنگی خود استفاده می کنند.علاوه براین نتایج نشان این تحقیق نشان می دهد جهانی شدن یک پدیده پیچیده وچندبعدیاست.جهانی شدن درهرجامعه ای بروزونمودخاصی پیداکرده است.جوامعی که دارای بنیان های هویتی وفرهنگی مستحکم بوده اند،توانسته اند با این پدیده به گونه ای آگاهانه برخورد کنندوشواهد موجودنشان می دهدکه آن ها ازفرصت های جهانی شدن درعرصه های گوناگون به خوبی استفاده کرده وبه پیشرفت های چشمگیری دست یافته اند،درحالی که کشورهایی که دربرابرآن موضوع گیری کرده یانسبت به آن بی توجه بوده اند،ازچنین فرصت هایی محروم مانده اند.علاوه براین? ازآنجا که کارگزاران چنین کشورهایی زمینه های لازم را برای رویا روی آگاهانه ی مردمشان باچنین پدید ایی فرهم نکرده اند،درزمینه ی فرهنگی دچارچالش های زیادی شده اند.

آراسته،سبحانی نژاد وهمایی(1387) در پژوهشی باعنوان" وضعیت دانشگاههای شهر تهران در عصر جهانی شدن از دیدگاه دانشجویان "به موضوع جهانی شدن ووضعیت دانشگاها ودیدگاه دانشجویان درباری این پدیده پرداخته اند.این تحقیق که دربین کل دانشجویان دانشگاهای شهرتهران باروش پیمایشی انجام شده وابزارپرسشنامه محقق ساخته داده های آن گرداوری شده است،. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان شش دانشگاه تهاران،شهیدبهشتی،علامه طباطبایی،تربیت معلم،الزهراوشاهد بوده وحجم نمونه800 نفربه عنوان نمونه وباروش های نمونه گیری خوشه ای،طبقه ای متناسب باحجم? وتصادفی انتخاب وموردمطالعه قرارگرفتند.برای تجزیه وتحلیل داده ها ازآماره توصیفی(میانگین وانحراف معیار) وآمارهای استنباطی(tتک متغییره،آزمونtمقایسه میانگین دوگروه مستقل،آزمونF تکراهه وآزمون تعقیبی توکی)استفاده کرده اند.یافته های تحقیق نشان می دهددانشجویان دانشگاهای شهرتهران درعصرجهانی شدن ازتناسب محتوای درسی استادان

ناراضی هستند.این یافته ها نشان می دهدکه یکی ازکاستی های نظام آموزش عالیضعف محتوای دروس بانیازهای دانشجویان است.
حافظ نیا، کاویانی راد،کریمی پور و طاهرخانی(1385) در پژوهشی باعنوان"تاثیرجهاني شدن برهويت ملی "به موضوع جهانی شدن وهویت پرداخته اند.این تحقیق که دربین دانشجویان دانشگاهای دولتی شهرتهران انجام شده باروش پیمایشی انجام وابزارپرسشنامه داده های آن گرداوری شده است،ابزارتحقیق(پرسشنامه)با روش اعتبار صوری وپایایی آن با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ به دست آمد.حجم جامعه 115077نفر بوده وبا استفاده از فرمول384 نفربه عنوان نمونه وباروش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب وموردمطالعه قرارگرفتند.برای تجزیه وتحلیل داده ها ازضریب همبستگی ضریب تعیین وسطح معناداری استفاده کرده اند.نتایج حاصل ازپژوهش نشان می دهد جامعه دانشجویی ایران به عنوان یکی ازپرجمعیت ترین گروه های مرجع کشوراز فناوری اطلاعات وارتباطات ودریک کلام جهانی شدن تاثیرپذیرفته.این اثرپذیری زمینه سازتقویت آن بخش ازهویت هایی شده که باعناوین گوناگونی چون هویت ملی،قومی ودراین پژوهش هویت فروملی تعریف می شود.این فرایند (جهانی شدن)حتی هویت ملی واجتماعی آنان راهم به نوعی ضعیف کرده است.

سجادی(1382) درتحقیقی باعنوان"جهانی شدن وپیامد های چالش برانگیز آن برای تعلیم وتربیت به موضوع پیامدهای منفی جهانی شدن برای تعلیم وتربیت پرداخته است.این مقاله درپی پاسخ به چندسوال اساسی درموردتاثیرجهانی شدن برمولفه های اساسی تعلیف وتربیت است؛ازجمله چه نسبتی بین جهانی شدن وتعلیم وتربیت وجود دارد؟ تحولات دراهداف تعلیم وتربیت ناشی ازتاثیرجهانی شدن،کدامند؟برنامه درسی ومحتوای تعلیم وتربیت چه تغییراتی می یابند؟ البته دراین مقاله به منظوردستیابی به اهداف مورد نظر، برسی مختصر تاریخچه ظهورجهانی شدن وابعاد آن نیزموزد توجه قرارگرفته است.

محمدبخش،حبی وقریشی(1387) در پژوهشی باعنوان" جهاني شدن و هويت ملي دانشجويان دانشگاه تبريز "به موضوع جهانی شدن وهویت ملی پرداخته اند.این تحقیق که دربین دانشجویان دانشگاه تبریزانجام شده باروش پیمایشی انجام وابزارپرسشنامه داده های آن گرداوری شده است،ابزارتحقیق(پرسشنامه)با روش اعتبار صوری وپایایی آن با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ به دست آمد.370 نفربه عنوان نمونه وباروش نمونه گیری طبقه ای انتخاب وموردمطالعه قرارگرفتند.برای تجزیه وتحلیل داده ها ازآماره توصیفی(میانگین وانحراف معیار) وآمارهای استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون)استفاده کرده اندو يافته هاي تحقيق حاكي از آن است كه تعلق به گروه هاي قومي و جنسي مختلف در چگونگي هويت ملي و جهاني افراد مؤثر است . همچنين نتايجبه دست آمده نشان مي دهد كه تعلق به گروه هاي مختلف مذهبي نيز در ميانگين هويتملي افراد مؤثر است هر چند كه اين امر در چگونگي هويت جهاني افراد تأثيرگذار نيست .درضمن رابطة مثبت پايگاه اجتماعي? اقتصادي شركت كنندگان با هويت جهاني آن ها وعدم وجود رابطه بين پايگاه اجتماعي? اقتصادي افراد با هويت ملي شان مي تواند برايپژوهش گران جالب توجه باشد. علاوه براین حكومت و ارگان هاي دولتي ايران در مقايسه با ساير دولت ها، به خوبي نتوانسته اند از فرصت هاي فرا روي هويت هايملي و قومي استفاده بكنند به گونه اي كه با وجود هويت ملي بالا در ميان شركت كنندگانامروزي، باز اين خطر وجود دارد كه با افزايش تكنولوژي و ارتباطات جهاني در كشور،هويت ملي به سستي بگرايد . بنابراين پيشنهاد مي شود كه دست اندركاران جامعة ايران دررابطه با سياس تهاي فرهنگي و اجتماعي خويش به بازانديشي اساس يتر بپردازند.

احمدی پور،،حیدری موصلو طهمورث وحیدری موصلو طیبه(1391) در پژوهشی باعنوان"جهانی شدن وتاثیرآن برهویت اقوام ایرانی"به موضوع جهانی شدن وتاثیرآن برهویت اپرداخته اند.این تحقیق که دربین دانشجویان قوم آذری انجام شده باروش توصیفی - تحلیلی انجام وباابزارکتابخانه ای،مصاحبه ای،پرسشنامه ای وپیمایشی داده های آن گرداوری شده است،روایی ابزارتحقیق بانظرات استادراهنما وخبرگان فعال وپایایی آن با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها ازآماره توصیفی(میانگین وانحراف معیار) وآمارهای استنباطی(آزمونT-test)استفاده کرده اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که جهانی شدن هم فرایندی متمایزکننده هم همگون ساز است وباپذیرش ارزش خرده فرهنگ ها وتوانایی های محلی،جهان را می تواندبه سوی کثرتگرایی سوق دهد


مطالعات خارجی

هریوت و اسکات- جیکسون در مطالعه ی خود دریافتند که از منظر نظریه ی هویت اجتماعی، ما می توانیم نتایج واکنش های جاری در برابر جهانی شدن را که تلویحات مهمی برای مدیریت کارمندان دارد، پیش بینی کنیم. جهانی شدن و توسعه های مرتبط با آن، انگیزه هایی را به دو روند اجتماعی، یعنی افزایش در نابرابری و افزایش در فراگرایی می افزاید.فردگرایی هویت های شخصی را بر هویت های اجتماعی رجحان می دهد. این نوع هویت بیشتر مبتنی بر ارزش های مصرف گرایانه است (Herriot & Scott- Jackson, 2002).

پلوس در تحقیقی تحت عنوان «ساخت قومیت جهانی شده»، به رابطۀ بین هویت های قومی مهاجران هند در هنگ کنگ می پردازد. وی استدلال می کند که هندی های مهاجر نه تنها ویژگی های اکثریت های بریتانیایی ها و چینی های هنگ کنگی را اتخاذ می کنند، بلکه آن ها به دنبال گفتگو پیرامون جایگاه خود از طریق هویت قومی به عنوان سرمایه های فرهنگی بوده اند. این هویت قومی به آنها این اجازه و امکان را داده است که دانش، مهارت ها و ارتباطاتی را تبلیغ کنند که دیگر اعضای جامعۀ هنگ کنگ از آن ها برخوردار نبودند.
محقق بر این عقیده است که هندی های هنگ کنگ دست به ایجاد هویت های قومی ابتکاری می زنند. این هویت های ابتکاری به آن ها اجازه می دهد که در حالی که خود را با ساکنان بریتانیایی هنگ کنگ انطباق دهند، از ساکنان چینی در هنگ کنگ نیز متمایز شوند؛ تا بتوانند آمال اقتصادی و اجتماعی خود را تحقق بخشند. محقق با بررسی مقایسه سه قوم در تحقیق خود نشان می دهد که توان سه قوم برای مذاکرۀ مواضع در شبکه ها با گروه های اکثریت، به میزان انطباق گروه های اقلیت یا همگون شدن آن ها با ویژگی های گروه های اکثریت وابسته نیست، بلکه این امر به میزانی وابسته است که سرمایۀ فرهنگی فرا منطقه ای می تواند بطور سودمندی در هویت های ذاتی آن ها قرار گیرد. به نظر محقق، انجام چنین کاری نه تنها بر آن دلالت داشت که این گروه های اقلیت به منابعی دسترسی داشتند که توسط گروه های اکثریت کنترل نمی شدند، بلکه همچنین آن ها ویژگی هایی را ترکیب می کردند که ریشه در مناطق جغرافیایی متفاوت داشت تا بدین وسیله آرمان های خود را در فضاهای فراملی قرار دهند (Pluss, 2005).

موخاریموف، در تحقیقی تحت عنوان «قومیت و مطالعۀ روابط بین المللی در روسیۀ پس از شوروی»، -رویکردهای ذات گرا و نسبی گرا را در مورد مطالعۀ قومیت در رابطه بین المللی مورد بررسی قرار می دهد. به نظر وی، ذات گراها تأثیر قومیت را به عنوان نیروی اصلی سازمان دهندۀ سیاست بین الملل به حساب می آورند و به حکومت به عنوان واحدهای عمدتاً قوم پرست نگاه می کنند که از بلندپروازی های گروه های قومیتی بزرگ ناشی می شود. برای آن ها قومیت یک نیروی محرک در ورای تصمیمات بین المللی و اقدامات عملی می باشد. طرفداران این رویکرد، دیدگاهی حکومت گرا اتخاذ می کنند، با این تصور که رفتار حکومت در صحنۀ سیاست جهانی نیز عمدتاً به وسیلۀ ملاحظات قومی- ملی تعریف می شود. حکومت ها بازیگران اصلی مهم و احتمالاً تنها بازیگران در امور بین المللی می باشند. به نوبۀ خود، نسبی گراها این تصورات را مورد سوال قرار می دهند و به دنبال دور نگه داشتن مفهوم قومیت از سیاست هستند. آن ها به جای تمرکز بر حکومت ها یا گروه های قومی بزرگ در سیاست بین الملل، فرد را به عنوان واحد اصلی تجزیه و تحلیل انتخاب می کنند و استدلال آن ها این است که قومیت یک گزینه است و نه یک سرنوشت. به نظر نویسنده، کسانی که طرفدار اندیشه های ذات گرایی هستند، مقاومت قومی- ملی در برابر جهانی شدن را مورد تاکید قرار می دهند، در حالی که نسبی گراها در مطالعات خود بر روی سازگاری انعطاف پذیر هویت های قومی با جهانی شدن تاکید می کنند. محقق در نتیجه گیری خود، هم ذات گرایی و هم نسبی گرایی را در روسیه بطور فعال در حال توسعه می داند و پیشرفت در مطالعات قومیت را همراه با توسعۀ بیشتر این دو رویکرد همراه می داند (Mukharymov, 2003).

تحقیق اریکسون تحت عنوان «هویت قومی، هویت ملی و تضاد درون گروهی: اهمیت تجارب شخصی»، شامل یک بخش نظری و یک بخش عملی است. محقق در بخش نظری، به منازعات اصل گرایان و ابزارگرایان در مورد ماهیت قومیت می پردازد. محقق، مناقشات اصل گرایان، که معتقد بودند قومیت یک پدیدۀ طبیعی است و ابزارگرایان که قومیت را مربوط به دوران جدید می دانستند را بطور مبسوطی توضیح داده است. به نظر نویسنده، سنت پذیرفته شدۀ علمی می دانستند را بطور مبسوطی توضیح داده است. به نظر نویسنده، سنت پذیرفته شدۀ علمی اخیر پیرامون قومیت و سیاست هویت در سه اصل خلاصه می شود: 1- اگر چه بسیاری از افراد معتقدند قومیت نشانۀ تفاوت های فرهنگی است، رابطۀ متغیر و پیچیده ای بین قومیت و فرهنگ وجود دارد؛ و مطمئناً رابطه ای یک به یک بین تفاوت های قومی و فرهنگی وجود ندارد، 2- قومیت خصیصه ای از روابط بین دو یا چند گروه می باشد، نه ویژگی یک گروه؛ قومیت بین گروه ها و نه در درون آن ها وجود دارد و 3- قومیت ارتباط پایدار و منظم تفاوت های فرهنگی بین گروه ها می باشد که خود را متمایز به حساب می آورند و هر وقت که تفاوت های فرهنگی در تعامل اجتماعی مطرح گردند، پدیدار می شود. بنابراین، قومیت باید در سطح زندگی اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد و نه در سطح فرهنگ نمادین. محقق چنین نتیجه می گیرد که قومیت رابطه ای و همچنین موقعیتی می باشد. به بیان دیگر، ویژگی قومی یک برخورد اجتماعی است که به موقعیت وابسته است. اریکسون سپس به بررسی وقایع قومی در هند، فیجی و یوگسلاوی سابق می پردازد. به نظر محقق، کشمکش قومی در یوگسلاوی سابق بیش از اندازه وحشیانه و غم انگیز بوده است؛ مورد فیجی تلفات کمی در برداشت؛ اما به تغییرات مهمی در قانون اساسی منجر شد؛ در حالی که کشمکش هند، اگر چه گهگاه به خشونت می انجامد، عمدتاً در چارچوب سیاست قانون اساسی هند قرار دارد. نویسنده، عقیده دارد که این کشمکش ها سه ویژگی مهم جامعه شناختی دارند: اول این که، ابتدا در تمام سه مورد رقابت بر سر منابع کمیاب وجود دارد، دوم آن که، نوسازی به تفاوت ها واقعیت می دهد و موجب کشمکش می شود و سوم این که، گروه ها عمدتاً اعضای گروه خود را به کار می گیرند. به بیان دیگر، خویشاوندی یک اصل مهم سازمان دهندۀ قومی است (Ereksen, 2001).

هونگلاداروم بر این باور است که گسترش اینترنت به گونه ی قاطع زمان را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می دهد. از یک سو فناوری های ارتباطاتی نوین تهدید کننده ای برای حذف زمان به عنوان کارکرد معنای فرهنگی هویت است. از سوی دیگر، اینترنت فرهنگ های محلی را برای مقاومت در مقابل جریان جهانی کننده و متجانس کننده قادر می سازد. این موقعیت به یک معضل اشاره دارد. وی نشان می دهد که فرهنگ های محلی رسانه را وسیله ای مفید و .(Hongladarom, 2002)موثردرمطرح کردن برنامه ی کارشان می یابند هیلر و فرانتز در مطالعه ی خود نشان داده اند که رایانه منبع نوینی در توسعه سرمایه اجتماعی بوده است. همچنین کشف کرده اند که ارتباطات از راه رایانه با شبکه های اجتماعی و هویت ت .(Hiller & Franz, 2004).اجتماعی میان مهاجران مرتبط است.

برونستینگز و پُستمیز در مطالعه ی خود به بررسی جنبش اجتماعی مشارکت در عصر دیجیتال پرداخته و در این میان نقش اینترنت را ارزیابی کرده اند. در مطالعه ی آنها انگیزه ها برای مشارکت در کنش های جمعی درون خطی در برابر برون خطی میان فعالان محیطی در هلند مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه نشان داده است که در مقایسه با کنش های برون خطی، مشارکت در کنش های درون خطی تا حدودی بیشتر بوسیله ی محاسبات شناختی (ثمر بخشی) و کمتر توسط عامل های اثر بخش (همانند سازی) ترغیب می شوند. فزون بر این نتایج عمومیت و توان بالقوه ی اینترنت را برای فعالیت هایی منعکس می کند که از حالت فردی فراتر می روند. این پژوهش بینشی تجربی در تأثیر اینترنت برانگیزه های افراد و گروهها برای کنش جمعی و بر روی مشارکت اعضای پیرامونی می دهد. (Brunsting & Postman, 2002).


نقد مطالعات پیشین

نکته ای که درمطالعات پیشین داخلی وخارجی چشمگیراست توجه پژوهشگران به تاثیر فرایندجهانی شدن برهویت ودرنهایت تغییرآن است.دراکثرمطالعات قبلی تاکید پژوهشگران برتغییرهویت به وسیله فرایندجهانی شدن است وبیشترآن ها معتقدتد که جهانی شدن فرایندمخرب ومضری برای جوامع درحال توسعه وتهدیدی برای هویت ملی واجتماعی افرادجامعه? به خصوص دانشجویان آنان است که کشورهای قدرتمند بابرنامه ریزی قبلی سعی درنابودی هویت جوامع جهان سوم دارندودرمطالعات خودکمتردیدی مثبت به جهانی شدن داشته اند.? ولی همانطورکه ساروخانی وبابای فرد اشاره میکنند نکته ای که قابل توجه این است که باوجود پیامدهای منفی جهانی شدن،این فرایند بعضی مواقع فرایندی مفیدهم است ومی تواند باعث ارتقای علمی وفکریدانشجویان شودبه شرطی که حکومت و کارگزاران جوامع درحال توسعه بابرنامه ریزی درست با آن برخوردکنند وآآگاهی های لازم را دراین زمینه به مردم خوددهند.درتحقیق حاضرتلاش شده درکنارنگاه انتقادی وتوجه به پیامدهای منفی فرایندجهانی شدن به پیامدهای مثبت وفرصت های که این فرایند میتواند دراختیارافرادجامعه به ویژه دانشجویان بگذاردنیزتوجه شود.
 سپاس شده توسط amir71


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان