رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فرهنگ لغت طنز
#1


ادب :
يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد.
ازدواج :
قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل :
مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي :
تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل :
شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
زوج ايده آل :
شوهر كر و زن لال
بوسه :
تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي :
دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم :
عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس :
كسي كه وقتي خانه‌اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين :
مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست :
عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد :
دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق :
كسي كه هميشه به شما مقروض است
سوءظن :
سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما :
جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق :
دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست :
مرد خوشبختي كه وقتي زنش او را مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي :
تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
مرد مجرد :
كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه :
دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش :
خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو :
شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد


#2
با مزه بود.
#3
جالب بود? :clap:


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان