رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تاخر فرهنگی در جناح از دیدگاه استاد دانشگاه , بهرام فولادچنگ
#1
جناح آنلاین به نقل از سایت فرهنگی ورزشی گازال جناح

مطلب بسیار جالبی است که خواندن آن خالی از لطف نمی باشد

تأخر یا پس افتادگی فرهنگی، پاسخی به بیماری های اجتماعی در شهر جناح


اگبرن و نیم کف نام دوتن از جامعه شناسان امریکایی است که اولین بار مفهومcultural lag یا تأخر فرهنگی یا (پس افتادگی فرهنگی) را به کار بردند.

فرهنگ در یک تقسیم بندی کلی از دو جز تشکیل شده:۱- بعد مادی فرهنگ ۲- بعد معنوی فرهنگ.

به جزءِ مادی فرهنگ، تمدن هم گفته می شود . تمدن شامل هر چیزی است که ساخته بشر یا دست آورد انسان است. مثل ماشین، مبایل، اینترنت، میز، صندلی، کامپیوتر، کولر و . . . . .

جزء معنوی فرهنگ شامل آداب و رسوم، اعتقادات، عرف ، ارزشها، دین ، ادبیات، حقوق و قوانین، هنر و . . . . کلاً بعد معنوی فرهنگ مثل بعد مادی آن با دست انسان ساخته نمی شود و به قول خودمانی دست ساز نیست. اما جنبه مادی فرهنگ، دست ساز است.

حالا فرهنگ هر جامعه ای از این دو جز تشکیل شده است. تا زمانیکه این دو جز تشکیل دهنده فرهنگ با هم باشند و با هم تغییر کنند هیچ مشکلی پیش نمی آید. اما اگر یکی از این اجزا با سرعت بیشتری نسبت به دیگری حرکت کند جامعه دچار بیماری و آسیب و بحران خواهد شد.معمولاً فرهنگ مادی سریعتر از فرهنگ معنوی در حال تغییر است . اگر در یک جامعه ای یک جزء فرهنگی سریعتر از جزء دیگر حرکت و تغییر کند در اینصورت ما با تأخر یا پس افتادگی فرهنگی مواجه خواهیم بود. در شکل زیر این مسئله نشان داده شده است:
فرهنگ مادی(تمدن)………………………………………………………………………………..
فرهنگ معنوی…………..

شکل بالا پس افتادگی یا تأخر فرهنگی را به وضوح نشان می دهد. همانطوریکه ملاحظه می کنیم، فرهنگ مادی در این جامعه سرعت بیشتری داشته و تغییرات فراوانی را تجربه کرده اما فرهنگ معنوی نتوانسته خودش را با این تغییرات همراه کند و در مسابقه با جز مادی فرهنگ، از آن عقب مانده است. مثال خیلی ساده این قضیه رامی توان درباره جاده بندرلنگه به بستک زد. سال ها قبل جاده فعلی بندرلنگه به بستک برای عبور و مرور ماشین های پیکان، لندروور و جیپ خیلی خوب و مناسب بود. چون سرعت مثلاً جیپ و لندروور از ۸۰کیلومتر در ساعت? تجاوز نمی کرد. اما در حال حاضر این جاده پرخطر است چون ماشین های فعلی همه بیشتر از ۱۰۰کیلومتر در ساعت حرکت می کنند. پس جاده همان جاده است(فرهنگ معنوی) اما ماشین تغییر کرده(فرهنگ مادی) در نتیجه آمار تصادف و مرگ و میر جاده ای و قانون شکنی و . . . . افزایش می یابد.

در این مثال اگر جاده را بعنوان فرهنگ معنوی در نظر بگیریم می توان با تغییر آن از بروز خطر جلوگیری کرد. مثلاً فرض کنید اگر بجای جاده فعلی بندرلنگه-بستک، اداره راه بیاید و یک اتوبان درست کند!!…. دراینصورت حتماً آمار تصادف و تلفات این مسیر کاهش خواهد یافت.

در مثال قبل دیدیم که تمدن (نوع ماشین و اتومبیل) در حال تغییر بوده اما فرهنگ معنوی(جاده) ثابت و با تغییرات بسیار اندکی باقی ماند. به همین خاطر تلفات و بیماری ها افزایش یافت. فرهنگ مادی همیشه در حال پیشرفت سریع بوده و میل به تغییر دارد. این اجزای تشکیل دهنده فرهنگ، همواره در حال تغیر و تحول هستند. مثلاً ماشین همیشه در حال تغییر است. و هر روز نسبت به روز قبل پیشرفت های قابل توجهی در این صنعت ملاحظه می شود. یا فضای مجازی و ارتباط انسان ها از طریق رسانه های جمعی روز به روز تغییر بیشتری را تجربه می کند. گوشی موبایل و کیف و کفش و میز و صندلی و خلاصه همه ی آن چیزهایی که انسانها تولید می کنند همیشه در حال تغییر هستند. بعد از انقلاب صنعتی روند تغییرات و پیشرفت های بشر سرعت سرسام آوری به خود گرفت و در حال حاضر روز به روز به این سرعت افزوده می شود.

فرهنگ معنوی اما ثابت باقی مانده. در شهر جناح لباس عربی هنوز نشانه متدین بودن است(فرهنگ معنوی). مسجد هنوز فقط محل نماز خواندن است(فرهنگ معنوی) . پدر هنوز در خانواده حرف آخر را می زند(فرهنگ معنوی). بیشتر مردم به غیر از زبان مادریشان و تا حدودی فارسی به زبان بیگانه آشنایی ندارند(فرهنگ معنوی). هنوز اهالی این یکی از دهات جنوبی به این نتیجه نرسیده اند که همه اهل یک ولایتند(فرهنگ معنوی).هنوز ورزش در نگاه اکثریت منفی است(فرهنگ معنوی). سرانه مطالعه هنوز پایین است و کارمندان کتابخوانه شرفایی از اینکه مراجعه کننده ندارند گلایه ها دارند(فرهنگ معنوی).? هنوز و هنوز و هنوز و هنوز……….

همه مثال های بالا بیانگر این واقعیت است که فرهنگ معنوی در جناح کماکان بصورت سنتی به حیات خود ادامه می دهد. تغییرات در فرهنگ معنوی جناحی ها بسیار کند، ناملموس و آرام است. پس فرهنگ معنوی ما حرکت چندانی به سمت جلو نداشته است.

فرهنگ مادی(تمدن) در جناح اما وضعیت متفاوتی دارد. مردم برای رفت و آمد بجای الاغ از موتورسیکلت و اتومبیل استفاده می کنند(پیشرفت تمدن). ورزشکاران از امکانات مناسبی استفاده می کنند(پیشرفت تمدن). مردم برای آشنایی با سایرفرهنگ ها و کشورها از اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی استفاده می کنند(پیشرفت تمدن). تلفن و ایمیل و …. جای نامه و پیغام را گرفته(پیشرفت تمدن) و ووو…….

نتیجه می گیریم که فرهنگ مادی در جناح (تمدن) از پیشرفت خوبی برخوردار بوده اما فرهنگ معنوی درجا زده. نتیجه آن پیش آمدن تأخر فرهنگی و به دنبال آن بیماری های اجتماعی در این شهر بوده و خواهد بود.

تأخر فرهنگی در جناح مثل مثال جاده بندرلنگه – بستک و افزایش تصادف عمل می کند. یکی از علل اصلی مشکلات و بیماری ها و تصادفات اجتماعی و انحرافات و . . .? تأخر فرهنگی بوده و خواهد بود. برخی از مشکلاتی که بدلیل عدم همراهی فرهنگ مادی و معنوی در جناح روی داده از این قرار است:

- جوانی که زبان خارجه نمی داند به برنامه های علمی و آموزشی کانال های بیگانه توجهی نکرده و به جای آن به کانال های غیر مشروع روی می آورد……….

- ورزشکاری که طایفه گرایی را تجربه کرده بجای تمرکز بر استفاده صحیح از امکانات باشگاهش برای پیشرفت ، از این امکانات برای نشان دادن برتری طایفه ای اش استفاده می کند. قطعاً این ورزشکار بدبخت و احمق، بجای پیشرفت، پسرفت می کند. ورزشکاری که امکانات باشگاهش نسبت به ۲۰سال قبل بهتر شده و پیشرفت داشته(تمدن) اما باورهایش نسبت به ورزش پیشرفتی نداشته(فرهنگ معنوی) نمی تواند از این امکانات برای پیشرفت ورزشش درست استفاده کند. به همین دلیل است که ورزش جناح بجای پیشرفت و معرفی استعدادهای بالقوه ، راه زوال را در پیش گرفته است…….

- نمونه دیگر از بیماری های اجتماعی جناح که ریشه در تأخر فرهنگی دارد را در مساجد می توان دید. مساجد جناح به لحاظ ظاهری و ابزار و ادوات استفاده شده توسعه چشمگیری پیدا کرده اند(پیشرفت تمدن) . در همین مساجد که حالا زنان هم در رمضان و نماز قیام به جماعتشان افزوده شده اند،بعنوان مثال در نمازخانه زنانه در سال گذشته در بین نمازهای قیام بین زنان برسر جا و محل نماز خواندن درگیری پیش آمده بود. در همین مساجد بانوان محترمه با تیپ و لباس و عطر و خلاصه با ظاهری ضد دینی به قلب سنگر دین می روند. علمای عزیز جناح هم خوشحال و خرسند از اینکه جماعت مساجدشان با قدوم بانوان زیاد شده اما غافل از اینکه خیلی از قرار دوست پسر و دوست دخترها، دقیقاًقبل از ادای فریضه ی نماز قیام است.!!!!!….ر…. مثال دیگر دراین زمینه پیشرفت برخی وسایل ارتباطی از قبیل بلندگو است. در حالی که مساجد از بلندگوهای قوی تر و بهتری نسبت به گذشته استفاده می کنند اما حرفهایشان کمتر از گذشته شنیده می شوند!!!!!!!………….

- نمونه دیگری از بیماری های ناشی از تأخر فرهنگی در جناح، پدیده مزاحم تلفنی است. در فرهنگی که پدرسالاری مشخصه بارز آن است و زن جایگاه چندانی ندارد و روابط زن و مرد بسیار سخت گیرانه تعریف شده(فرهنگ معنوی جناح) پدیده ای بنام تلفن وارد می شود(پیشرفت تمدن). بدیهی است که در این جامعه تلفن به ابزاری برای دور زدن زندان ارتباط با جنس مخالف تبدیل شده و مردمی که تا دیروز تصور ارتباط با جنس مخالف دیوانه شان کرده بود امروز تلفن را می بینند و مزاحم زن و بچه مردم می شوند. شاید هم مزاحم مرد و بچه مردم ..

در همین جامعه موبایل به ابزار جمع آوری فیلم های سکس و پیام های کوتاه مستهجن و فیلمبرداری از نوامیس و بردن آبروی این و آن و …….تبدیل خواهد شد.
راه حل چیست؟

برای برون رفت از این مشکل و حل معضل پس افتادگی فرهنگی در جناح باید فرهنگ معنوی و فرهنگ مادی را متعادل ساخت. مطمئناً ما قادر نیستیم تا فرهنگ مادی یا تمدن را به قهقرا ببریم. تنها کاری که از ما ساخته است اینست که فرهنگ معنوی را – البته با توجه به ارزشهای دینی – به جلو هل دهیم. البته این کار ، کار سختی است و به تلاشی همه جانبه نیازمند است.

با سخنرانی و حرف و شعار هم نمی شود این کار را کرد. باید به خرافات و بدعت ها و? آداب و رسوم غلط و اشتباهات حمله ورشد. باید تغییر کرد و تغییر داد. باید طرحی نو درانداخت.

باید به هر باوری که احمقانه است حمله ور شد. تعصبات طایفه ای احمقانه است باید دورش انداخت. باورهای کلیشه ای و کپک زده را باید اصلاح کرد. و باید کاری کرد تا فرهنگ معنوی ظرفیت نگهداری فرهنگ مادی را دوباره بدست بیاورد. انشاءالله…………………………

نویسنده:

بهرام فولادچنگ
 سپاس شده توسط abdollah_ahmadi ، yousef_sh ، محسوس ، ali2222 ، سبو
#2
مبایل در اول نوشته شده که به نظرم تصحیح مورد نیاز است .
متاسفانه گهگاهی ما تعصبات بی خود در فوتبال از خود نشان میدهیم . به خاطر همین هم هست که اختلاف در جامع هم زیاد شده .
نکته جالبی که به ذهنم رسید و چون نمیخواستم به صورت رسمی و در قالب یک متن بنویسم در اینجا اورده شده . مساله کتاب خوانه شرفا شرفایی .
این که شما میگویید کارمندان کتاب خوانه از بازدید کم و مراجعه کنندگان کم هستند رو اگر توجه کرده باشید و حتی یک بار به کتابخوانه شرفایی رفته باشید اولا? امکانات صفر است . متاسفانه ما به کتابخوانه مان مینازیم با وجودی که از روزی که من دبستان بوده ام (حدود 7 سال پیش ) به یاد دارم بخش مطالعه مردانه? کولر? نداشته و ندارند . مسلما جایی که گرم است نمیتوان درس خواند . البته بخش خواهران کولر دارند و استقبال خیلی خیلی بیشتر استقبال? از برادران است که دلیل ان واضح است .
دوما بخش سالن مطالعه مردانه ان قدر گرد و خاک گرفته است که بعضی از میز هایش قادر به خواندن نمی شود . البته عکسی هم گرفتم در صورت لزوم خواهم گذاشت.
سوما اخلاق درست و حسابی نداشته اند ( رک و پوست کنده گفتم دیگه ) چگونه میتوان همچون جایی رفت ؟
البته توضیحات و نظرات دیگری هم دارم بعدا مطرح خواهم کرد .
#3
سلام درجناح ادم زنده وجود ندارد وهمش حرفه کسی پشت همدیگه نمی گیرن مسولین کارشون بلد نیستن بایدکناربروند وشهارندهند :'(
#4
نقل قول:نکته جالبی که به ذهنم رسید و چون نمیخواستم به صورت رسمی و در قالب یک متن بنویسم در اینجا اورده شده . مساله کتاب خوانه شرفا شرفایی .
این که شما میگویید کارمندان کتاب خوانه از بازدید کم و مراجعه کنندگان کم هستند رو اگر توجه کرده باشید و حتی یک بار به کتابخوانه شرفایی رفته باشید اولا? امکانات صفر است . متاسفانه ما به کتابخوانه مان مینازیم با وجودی که از روزی که من دبستان بوده ام (حدود 7 سال پیش ) به یاد دارم بخش مطالعه مردانه? کولر? نداشته و ندارند . مسلما جایی که گرم است نمیتوان درس خواند . البته بخش خواهران کولر دارند و استقبال خیلی خیلی بیشتر استقبال? از برادران است که دلیل ان واضح است .
دوما بخش سالن مطالعه مردانه ان قدر گرد و خاک گرفته است که بعضی از میز هایش قادر به خواندن نمی شود . البته عکسی هم گرفتم در صورت لزوم خواهم گذاشت.
سوما اخلاق درست و حسابی نداشته اند ( رک و پوست کنده گفتم دیگه ) چگونه میتوان همچون جایی رفت ؟
ــــــــــــــــــــــــ
آقا فرشید مثل اینکه شما هم مدت زیادی است به کتابخانه نمیایید و یا هفت سال پیش هم نمی رفتید ؟
میگویید امکانات صفر است البته به شرط اینکه سالن مطالعه جداگانه ، بیست و یک هزار جلد کتاب ، تالار مجلات ، کتابخانه کودک و نوجوان ، انواع وسایل سرمایشی و گرمایشی و . . . رو از قلم بندازیم میشه به گفته شما امکانات صفر را در نظر گرفت . هفت سال پیش که شکل کتابخانه اینجوری نبود و محلی که هم اکنون مخزن کتابخانه است سالن مطالعه بود و کولر هم داشت حالا هم با همت مسئولین سالن مطالعه در طبقه دوم ساخته شده که دو سالن مجزا می باشد البته یکی از سالن ها کاملا شیک بوده که با توجه به طرح روزهای زوج و فردی خواهران و برادران مورد استفاده هر دو گروه می باشد و سالن دیگر هم به شیکی این یکی نیست ولی دارای کولر و میز مطالعه لازم بوده و از نظر روشنایی کاملا روبراست . مطمئنا اگر در ماههای اخیر میومدید و مثل ما بهره لازم را می بردید مطمئنا وضعیت عالی کتابخانه به نظرتان می رسید، البته پیشنهاد میکنم این هفته نروید چون با حضور مهندس تاسیسات اداره کل نهاد کتابخانه سیستم برقی کتابخانه در حال تعویض می باشد و کتابخانه تعطیله به مدت یک هفته .
راجع به اخلاق هم ما کسوری ندیدیم حالا اگر مسئله ای پیش آمده مطمئنا مصلحت کتابخانه و اعضا در میان بوده و بس .

نقل قول: سلام درجناح ادم زنده وجود ندارد وهمش حرفه کسی پشت همدیگه نمی گیرن مسولین کارشون بلد نیستن بایدکناربروند وشهارندهند

هی می گویند در جناح آدم زنده وجود ندارد پس من و شما هم مرده ایم و از عالم ارواح داریم صحبت می کنیم دیگه!!!!! :015:
اگه این که میگید مسئولین کارشون بلد نیستند و باید کنار بروند و شعار ندهند پس شهر ما داره خود بخود میچرخه و خود بخود داره اداره میشه حتما ! ! از شما جوان زنده خواهانیم پیشنهادات خود را در همین سایت اعلام کنید مسئولین که کل و کور نیستند می بینند اگه توان دیدن نداشتند ما برایشان می خوانیم و اگر گوش شنوا نداشتند که دیگه مسئول نیستند پس بهتره این همه نگوییم مرده مرده بلکه دم بزنیم از زنده زنده !!!!
 سپاس شده توسط کدخدا
#5
عین نظر خودم که در سایت گازال نوشتم در همین جا هم می نویسم :
استاد عزیز
مطلب جالب و جامعه شناسانه ای نوشته ای واقعا ما باید به این مسائل بیشتر توجه نماییم . البته در ادامه راهکارهایتان باید از مسئله ای به نام ظرفیت و مسئله ای دیگر به نام صبر هم بهره ببریم . حل بحران اجتماعی تاخر فرهنگی فقط در سایه ی ظرفیت و صبر است که نتیجه می دهد در کل همه مسائل فرهنگی نیازمند صبر و ظرفیتی بجا است مثلا وقتی ما در جلسه ای عنوان می کنیم که باید با مشروب خواری و مواد مخدر مبارزه کنیم نباید انتظار داشته باشیم که یک اقدام فوری و آنی صورت پذیرد زیرا این مسئله ریشه در جامعه انداخته است و این ریشه ها هر چه بزرگتر چه از بعد عمق و چه از بعد افق جمع کردن آن سخت تر است بلکه با برنامه ریزی های مدبرانه کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت است که این رفتار را به هدف عالی می توان رساند این قضیه وجود صبر و ظرفیت نیز باید با برنامه های مدام و برخوردهای مستمر در جامعه جا انداخته شود ولی متاسفانه به دلیل اینکه نمی خواهیم مرد بد معرکه باشیم پا را از مقالات فراتر ننهاده و سخن را بر عمل ترجیح می دهیم انشائالله همانطور که از مقاله تان برداشت کردم بتوان این تاخر را به تعجل فرهنگی نسبت به منطقه تبدیل نموده و واقعا پیشانی فرهنگی بگردیم .
 سپاس شده توسط vahid ، کدخدا ، abdollah_ahmadi
#6
خوب اقای پناه اولا این متن شما :? آقا فرشید مثل اینکه شما هم مدت زیادی است به کتابخانه نمیایید و یا هفت سال پیش هم نمی رفتید ؟
تمسخر امیز است . جهت اطلاع شما بگم شما در رویا زندگی میکنید و در رویای خود انواع وسایل سرمایشی و گرمایشی در کتابخوانه میبینید . چرا ؟ چون بنده حدود دو هفته پیش رفتم و اصلا سرویس سرمایشی به دلیل نبود برق کار نمی کرد ! البته از هفت سال پیش نبود و پارسال اقای چمن پیرا گفت سرویس سرمایشی یا کولر خریداری شده ولی الان با حضور دوستان و حتی در کارکنان کتابخوانه شاهدی میگیرم که کولر برای ما نبود و دو روز رفتیم و دیدیم بسیار گرم و نمیتوان خواند ! اگر باور ندارید بیا با هم برویم تو کتابخونه و با کارکنانش صحبت کنیم . البته برای بخش خانم ها هم نبود ولی خانم ها در سالن کودک درس میخواندند و من با اعتراض گفتم خانم کتابدار این چه وضعیه که همیشه خانم ها کولر دارند ولی مرد ها ندارند . ایشان گفتند حق با شماست الان خانم ها رو بیرون میکنم و از این به بعد کولر در اختیار شما ! ولی ما فقط یک صبح توانستیم از حقمون استفاده کنیم بعد گفتند نه حق خواهران است ! برق نداریم . حالا کتابخوانه ای که سالن مجهز به کولر ان هم در منطقه ای بسیار گرم ندارد? به چه درد جوانان میخورد ؟ چگونه انتظار میرود که جوانان به کتابخوانه بروند ؟ حتما مرحوم شرفایی این طور نمی خواست !
دوما : اخلاق بعضی از کارکنان کتابخوانه باعث شده چند تن از کسانی که واقعا کتابخوان هستند به دلیل بد رفتاری و اخلاق بد به کتابخوانه نمیروند . میخواستم بیایم و پیش اقای چمن پیرا شکایت ولی جلوم گرفتند .? حتما مرحوم شرفایی این طور نمی خواست !
سوما : اینکه شما کمی از زبان مردم سخن بگویید و نه از زبان کسی که نزدیک مسول است و این بهتر است !
#7
اینو عصری نوشتم، و چون اینترنت مشکل داشت نتونستم ارسال کنم. الان ارسال میکنم، اگر با مطالب هماهنگی نداره به بزرگی خودتون ببخشید:

(۵ام خرداد ۱۳۹۱، ۱۳:۰۵)فرشید link نوشته: مبایل در اول نوشته شده که به نظرم تصحیح مورد نیاز است .
متاسفانه گهگاهی ما تعصبات بی خود در فوتبال از خود نشان میدهیم . به خاطر همین هم هست که اختلاف در جامع هم زیاد شده .
نکته جالبی که به ذهنم رسید و چون نمیخواستم به صورت رسمی و در قالب یک متن بنویسم در اینجا اورده شده . مساله کتاب خوانه شرفا شرفایی .
این که شما میگویید کارمندان کتاب خوانه از بازدید کم و مراجعه کنندگان کم هستند رو اگر توجه کرده باشید و حتی یک بار به کتابخوانه شرفایی رفته باشید اولا? امکانات صفر است . متاسفانه ما به کتابخوانه مان مینازیم با وجودی که از روزی که من دبستان بوده ام (حدود 7 سال پیش ) به یاد دارم بخش مطالعه مردانه? کولر? نداشته و ندارند . مسلما جایی که گرم است نمیتوان درس خواند . البته بخش خواهران کولر دارند و استقبال خیلی خیلی بیشتر استقبال? از برادران است که دلیل ان واضح است .
دوما بخش سالن مطالعه مردانه ان قدر گرد و خاک گرفته است که بعضی از میز هایش قادر به خواندن نمی شود . البته عکسی هم گرفتم در صورت لزوم خواهم گذاشت.
سوما اخلاق درست و حسابی نداشته اند ( رک و پوست کنده گفتم دیگه ) چگونه میتوان همچون جایی رفت ؟
البته توضیحات و نظرات دیگری هم دارم بعدا مطرح خواهم کرد .
به جز قسمت آخر با بقیه نوشتت موافقم. سالن مطالعه کتابخانه با هزینه کمی می توان برای قسمت برادران هم محیط خوبی را فراهم کرد. پارسال که ما مجبور بودیم بریم کتابخانه کودک (!) . ( بعضی مواقع هم طرح زوج و فرد برای خواهران و برادران در کتابخانه اجرا کردند که واقعا اشتباه و مشکل بزرگی بود، حتی بزرگتر از اینکه مجبور شویم در کتابخانه کودک مطالعه کنیم. کتابخانه شش روز در هفته که اگر زوج و فرد شود فقط سه روز میشود از کتابخانه استفاده کرد آن هم به خاطر نبود امکانات سرمایشی؟ )
کلا فکر می کردم امسال که احتمالا استقبال بیشتر باشد، بخش برادران تعمیر کردند ( پارسال تازه ساخته شده بود و مشکلات موقتی طبیعی بود ولی فکر میکردم حتما به زودی تعمیر خواهد شد ) ولی اینطور که آقا فرشید گفتن مثل اینکه اینطور نیست.

(۵ام خرداد ۱۳۹۱، ۲۰:۵۹)محمد پناه link نوشته: اگه این که میگید مسئولین کارشون بلد نیستند و باید کنار بروند و شعار ندهند پس شهر ما داره خود بخود میچرخه و خود بخود داره اداره میشه حتما ! ! از شما جوان زنده خواهانیم پیشنهادات خود را در همین سایت اعلام کنید مسئولین که کل و کور نیستند می بینند اگه توان دیدن نداشتند ما برایشان می خوانیم و اگر گوش شنوا نداشتند که دیگه مسئول نیستند پس بهتره این همه نگوییم مرده مرده بلکه دم بزنیم از زنده زنده !!!!
موافقم. البته کر و کور نه کل و کور Smile (میشد کل رو کچل گرفت ولی اینجا معنی نمیده )
خوشبختانه روحیه انتقاد پذیری و اطلاع رسانی در جناح تقریبا به نسبت خوبی جا افتاده که بیشتر از طریق فضای مجازی با نویسنده قلم به دست وبلاگ جناح 83 شروع شد و با سایت جناح آنلاین که جمعی از نویسندگان جوان است تقویت شد و چه کسی که از اول انتقاد پذیر بود و چه کسی که نبود، الان تقریبا به این نتیجه رسیده اند که بی تفاوت نبودن و توجه به نظرات مردم برایشان مفیدتر است.
 سپاس شده توسط farshid.ahmadi ، کدخدا ، abdollah_ahmadi
#8
خوب خوبه سالن کودک تحویلتون دادن امسال که ما رفتیم سالن کودک هم دادن خواهران عزیز . گویا که سالن خواهران هم کولر نداشتند .
البته قسمت اخر نوشته ام نیز بگویم که تهمت یا دروغ نگفتم به یکی از نزدیکان بنده که خیلی هم اهل کتاب بودند با لحن خیلی بی فرهنگی جواب داده شده . البته این مورد چند بار اتفاق افتاده و به خاطر همین طرف به کتابخوانه نمی رود . البته تا به حال هیچ گونه بی ادبی با من نشده ( و اگر البته بشه زبون من سه متره? ;D)

اقای پناه هم اگه ما بگیم خدا یکیه ایشون میگه دوتاست . با چه زبونی بگم نمی دونم !
#9
ضمن تشکر از توجه به کتابخانه !

نکته ای قابل عرض وجود دارد و آن اینکه وقتی رسانه ای در اختیار داریم بهتر است حرفمان را بر اساس تحقیق و مستندات رسانه ای کنیم شما نوشتید امکانات کتابخانه صفر است اما ما می گوییم این گونه نیست و الان قصد لیست کردن امکانات کتابخانه را نداریم .
گله شما از :? 1 -? کولر 2 - گرد گرفتگی میزها و 3 - اخلاق کارکنان است .?
در مورد کولر به عرض برسانیم که کولر موجود است اما چون سیستم برق کشی کتابخانه از ابتدا مشکل داشته و از سیم های ضعیف استفاده شده همچنین توسعه کتابخانه و ایجاد سالن های مطالعه خواهران و برادران و مخزن جدید کتاب و کتابخانه کودک در افت ولتاژ برق کتابخانه تاثیر مستقیم داشت و با وجود اینکه یک انشعاب سه فاز اضافه نموده ایم باز هم همچنان آن مشکل پابرجاست نمی توان کولرها را به کار انداخت و این مستلزم تعویض کامل سیم ها و فیوزها است که هزینه ی بالایی می برد و کتابخانه این هزینه را ندارد لذا در این چندسال ما برای حل این مشکل مکاتبات زیادی را با اداره کل داشته ایم که در نتیجه از تاریخ یکشنبه 7 / 3 / 91 به مدت یک هفته تا ده روز از اداره کل کتابخانه ها جهت برق کشی کامل کتابخانه و ترمیم وضعیت برق کشی خواهند آمد .
نکته ی دیگر اینکه باید توجه داشت اینکه کتابخانه شرفایی متشکل از سه کتابخانه بزرگسال ، کودک و مجلات است و تنها یک کتابدار این بیست و دوهزار جلد کتاب را بدون مستخدم مدیریت می کند اختصاص نیروی جدید هم فقط از طریق آزمون آن هم در رشته های کارشناسی کتابداری ، کامپیوتر ، روابط عمومی و معارف که هیچکدام از آنها به جز معارف در منطقه نداریم که سال گذشته به آن افراد مراجعه نمودیم اما چون حقوق آن را بهانه قرار دادند و ثبت نام نکردند امیدواریم امسال بتوانیم لااقل دو نیروی دیگر را در کنار کتابدار فعلی داشته باشیم نیروهایی که حقوق را در درجه ی دوم اهمیت یعنی پس از علاقه و عشق به ترویج فرهنگ کتابخوانی داشته باشند .
در مورد اخلاق کارکنان هم باید توجه داشته باشیم که رفتار دیگران ، دقیقا انعکاسی از رفتار و برخورد ما نسبت به آنان است در مورد برخورد کتابداران احتمالا سوء تفاهم بوده است و اگر نگرانی ایجاد شده است ما معذرت خواهی می نماییم .
 سپاس شده توسط mohammad_p ، yousef_sh ، کدخدا ، abdollah_ahmadi
#10
امیدوارم بحث کتابخانه تمام شده باشد !! مسئولین زحمت کشیدند پاسخ دادند . کاش همه مسئولین ما پاسخ گویی و حضور در میان مردم داشتند نه دوری از مردم و خوش آمد دیگران را بر مردم ترجیح می دادند ای کاش !!
بحث ما بر سر تاخر و یا پس افتادگی فرهنگی است نمی دانم چرا هر بار که این مقاله را می خوانم نکته ی دیگری به عنوان تلنگری احساس می شود و روشن می گردد .

مثلا در این قسمت
نقل قول:مثال دیگر دراین زمینه پیشرفت برخی وسایل ارتباطی از قبیل بلندگو است. در حالی که مساجد از بلندگوهای قوی تر و بهتری نسبت به گذشته استفاده می کنند اما حرفهایشان کمتر از گذشته شنیده می شوند!!!!!!!………….
فکر کنم منظورشان حذف بلندی صدای اقامه و پخش نشدن آن از بلندگو می باشد البته برداشت من اینگونه بوده است
خوب این مسئله نیز نوعی تغییر فرهنگی به حساب می آید مطمئنا حالا که در اوائل کار هستیم این تغییر سنت و رسم تا به ثمر رسیدن مشکلات زیادی در پیش داشته و دارد . هدف توجه و حضور بیشتر مردم در مساجد است در احادیث و قرآن بر با آرامش خواندن نماز بارها تاکید شده است اما وقتی صدای اقامه را می شنویم با عجله فراوان وضو گرفته و سعی می کنیم با دو و جهش و پرش خودرا امام برسانیم ( چه آرامشی ! ) پس این تغییر فرهنگی نیازمند رسم شکنی می باشد که به نوعی با فرهنگ سنتی ما مغایر است اما با پخش نشدن صدای اقامه از بلندگو طبیعتا ما به صدای قبل آن یعنی اذان توجه نموده و از آنجاییکه زمان اقامه را نمی دانیم پس بعد از اذان خود را به مسجد می رسانیم که بعد از مدت زمانی نسبتا طولانی این رسم به خوبی نماد هویتی گرفته و تاثیرات خوبی در جامعه ما برجای خواهد گذاشت .
البته اگر منظور استاد فولادچنگ پر شدن صداهای بلند دیگر و افزون گشتن آنها بر صدای اذان در بلندگوها باشد که من فکر میکنم با وجود این همه بلندگو و مناره دیگر صدایی افزون بر آن نباشد جز آنکه خودمان نخواهیم باشنویم با افزودن صدای اسپیکر کامپیوتر و . . .
 سپاس شده توسط کدخدا


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان