رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جوابیه تفصیلی محمدعلی رضایی پیرامون مسائل راه خور و شهرک مروارید - قسمت دوم
#1
قسمت دوم

این متن به درخواست آقای رضایی ( که هفته قبل قول آن داده شده بود ) توسط جناح آنلاین به علت طولانی بودن در دو قسمت (قسمت اول - قسمت دوم) قرار میگیرد. شما هم اکنون قسمت دوم آن را مشاهده میکنید و قسمت اول آن را در تاپیک "جوابیه تفصیلی محمدعلی رضایی پیرامون مسائل راه خور و شهرک مروارید - قسمت اول" بخوانید.

برای ارائه نظرات خود به تاپیک "نظرات شما پیرامون»جوابیه محمدعلی رضایی پیرامون مسائل راه خور و شهرک مروارید"مراجعه کنید.

ادامه مطلب قسمت اول "جوابیه تفصیلی محمدعلی رضایی پیرامون مسائل راه خور و شهرک مروارید" :

وحالا واقعیت راه خور متاسفانه هرچه سعی میکنم مطلب کوتاه بنویسم ولی چونکه موضوعات? زنجیروار به هم وابسطه است نمیتوان کوتاه نوشت . لذا ازخوانندگان محترم پوزش میطلبم .. درسال 73 به پیشنهاد عمرپوریوسف ( خدابگم چکارش کند چونکه بزرگترین ضربه مالی بمن زد) که گفت اگرمیخواهی جناح پیشرفت کند بیا این راه را بسازمن نیز فهمیدم بزرگترین کمک به جناح این است پذیرفته و بلافاصله من واو وعلی داشته ویوسف بامرواحمد میرزایی پیاده بقولا ازراه بن کوهی رفته، وازراه فعلی یعنی کف دره برگشتیم، چون تقریباهوا گرم بود، و ظهرگرم به قله کوه رسیدیم باور کنید نفس های آخرمیزدم، که سایه سنگی مرا نجات داد وباوجودیکه اب کم داشتیم ناچارشدند، چند لیترآب روی سرم ریختند وبعد نیم ساعتی جان گرفتم وراه افتادیم ( جالبه این داستان به گوش اقای محمد تند رسیده بود، و گفته بود کاش سقط شده بود تا جناح ازدستش راحت شده بود، گفتم خیلی بد شد دیدی حالا درسن جوانی میمیرم.!! خلاصه به برادرشان گفتم ازش بخواهید دعایش پس بگیرد که من یک پسرم وپدرومادرم سکته میکنند ظاهرا پس گرفت چون هنوزالحمدلله زنده ام.)
بعد ان یکبار دیگراقای جوکارراننده بلدوزر، همراه باحسن حمود رفتند ببینند وجوکار گفت شش ماهه مسیر برای ماشین کوچک باز میکنم، که مرحوم پدرم به ایشان? قول داد اگر6 ماهه تمام کردی پیکانبارم انعام بهت میدم که متاسفانه نتوانست تمام کند و فکرکنم تقریبا نصف پول پیکانباربهش داد. ازسال 73تا 75 بایک بلدوزر دی 8 کا خاکبرداری کردیم وتقریبا 15 کیلومترراه باز نمودیم تااینکه اواخرسال74 وزیرجهادسازندگی وقت اقای مهندس فروزش جهت افتتاح فاز اول بهسازی (همان خیابان کشی که حدودا هفت کیلومتربود) امدند جناح اتفاقا انزمان پاترول ماشین مد روز بود، که ماشین اقای محمد احمد دامن افشان، پاترول چهاردرب برای سوارشدن وزیر برداشتیم ومن راننده آن شدم، درمسیرراه ازپاسگاه تا مسجد جامع وبعد ازآن، تا برگشتیم پاسگاه مفصل راجع به تکمیل بهسازی واحداث راه خور، ازمحل فروش زمین باایشان صحبت کردم وایشان موافقت نمودندوفرمودند بسیارپیشنهاد خوبیست ، یادش بخیروخدابیامرزدش ابراهیم ایاغ مقداری سوخات به خلبان هلیکوپترکه روسی بود داده? تا هنگام پرواز از بالای راه خور، تا امکان دارد پایین پرواز کند، تا بتوانیم راه را دقیق به وزیر نشان دهیم وزیرکه از راه وصحبتهای من خوشش امده بود فورا دکتریاراحمدی،( دکترای زمین شناسی )جهت بررسی جنس کوه فرستاد وپس از تایید دکتر، وزیر مبلغ چهل میلیون تومان جهت راه خور فرستاد، که قرارشد قرارداد خاکبرداری با من ببندند که به جهت اینکه حداکثر استفاده ازپول شود پیشنهاد دادم با آن پول یک بلدوزر نو بخرند، که با موافقت سازمان برنامه وبودجه انزمان(که حالابرنامه ریزی است) یک دستگاه بلدوزر دی 8 ان صفر به مبلغ 47(الانه حدود600میلیون تومان است) تومن خریدن (که بعد ادغام وزارتهای راه وترابری وجهادسازندگی به اداره راه واگذارشد وهم اکنون دراختیار اداره راه بستک است) که باهزینه اینجانب تا سال 77 کارنمود وزمانی که شورا جدید سرکار آمد وگفتند راه خورمهم نیست وما حاضرنیستیم خرج بلدوزر تقبل کنیم!! این شد که من هم گفتم حالا که شورا براش مهم نیست من هم حاضر نیستم خرجش بدهم.( جهت اطلاع حدودا برجی پانصد هزارتومان خرجش بود) چون شورا نداد وگفتند اصلا راه برایمان مهم نیست، جهاد بلدوزرش برداشت وراه بعد حدودپنج سال فعالیت شدید تعطیل شد .? سپس درخواستی نوشتیم همه مسئولین محلی وبخش وشهرستان وتاحدودی استانی واقاحسینی امضاء نموده (البته این درخواست مربوط به سال 75 است) واقای حسینی ان درخواست رابردند خدمت وزیر دستورش گرقتند بلافاصله حدود 95 میلیون تومان زمین در55 هکتاری بنرخ آزاد قواره ای 500میلیون تومان فروختیم وپولش توسط خریداران بحساب بانک ملت که متعلق به شورا بود واریزکردند که آن سال چون بانک تازه تاسیس بود، درایران رتبه اول گرفته بود درهرحال خیابانها بجزالحمدلله خیابان پلی تمام شد (چراگفتم الحمدلله چونکه دیگه میگفتند خیابان کشی بسیار کارساده ای است ورضایت خانه گرفتن مانند آب خوردن است ولی حالا که بعد 16 سال و سه دوره شورا ووجود شهرداری وبخشداری با یک میلیاردتومان هزینه فقط یکسوم 950 متربیشتراجرا نشده، انهم بدون یک خانه رضایت تخریب گرفتن دیگه نمیتوانند بگن رضایی که کار مهمی نکرده، همش 92 تا خانه تخریب کرده و 7الی8 تا برکه و18کیلومتر خیابان کشیده، انهم درزمان بسیار طولانی 18 ماه!!!!یعنی هریکماه یک کیلومترخیابان کشی همراه رضایت گرفتن تخریب منازل که حدود سیزده خانه صددرصد تخریب شد )سپس سال 76 یا اوایل77 بود که درسالن مدرسه دکتر زینب جلسه ای توسط اقا جعفری ریئس جهاد لنگه برگزار گردید واقای جعفری پیشنهاد فروش زمین ده هکتارکفه خو ازطریق مزایده نمود که اقای ابراهیم قادری اعتراضی نمود وطوری برخورد کرد که جلسه بهم خورد وهرگز دوباره برگزار نگردید وزمین بفروش نرسید (البته ایشان درانتقاد مخرب کردند تخصص خاصی دارند)موضوع بسیار حایزاهمیت که ادم را به گریه میندازد، اینکه اولا: آنزمان قراربود فقط ده هکتار از کفه خو فروخته شود وصد میلیون ت بعنوان خودیاری به جهاد پرداخت شود ودرمقابل جهاد قرارداد تکمیل راه بنویسد (انزمان هزینه راه خورچهارصدالی 500 میلیون تومان برآورد شده بود) که متاسفانه بعد ازجلسه مدرسه دکترزینب کارازرونق افتاد تااینکه بعد چند سال که شورا هیچ اقدامی برای راه خورنکرد مردم ناچارشدند طومار قضا نوشتند وشورا نیز ناچار شد توافق کند، تا اینکه جلسه ای درتاریخ23/5/80ساعت نه ونیم صبح درسالن کنفرانس فرمانداری بندرلنگه برگذارشد که حضارعبارت بودند از فرماندار شوراجناح وریئس جهاد وریئس بنیاد مسکن لنگه وبخشداربستک .(انزمان هنوزبستک شهرستان نشده وجزء بندرلنگه بود) دران جلسه مقرر شد حضار پیشنهادات خود راتا روزسه شنبه 30/5/80به فرمانداری تحویل? بدهند وفرماندار تمام پیشنهادات را جمع بندی نموده یک راه حل مناسب پیدا کند، خوب توجه فرمایید، شورا باامضا ذیل آن قبول کردند فرمانداری مختار است? پیشنهادها را جمع بندی نماید، راه حلی انتخاب نمایدبواقع شورا اختیار را به فرمانداری واگذار نموده بود(صورت جلسات پیش من موجود است هرکسی مایل بودمیتواند مراجعه کرده ومطالعه نماید) . شورابا تاخیر درتاریخ 10/6/80 طی نامه شماره 280 نظرات خود را اعلام نمود، که در آن خواستار احداث راه خورتمام وکمال با اسفالت، تامین زمین برای هنرستان، تعیین وتفکیک زمین برای جوانان باشبکه آب وبرق و احداث خیابان پلی همراه بارضایت گرفتن ازاهالی وپرداخت خسارت به اهالی وساخت یک باب سالن سرپوشیده چند منظوره فرهنگی ورزشی برای خواهران همگی ازمحل فروش زمین خو نموده بود.!! مردم خوب جناح خوب توجه نمایید، درخواست این همه پروژه که ارزشش چند برابر زمین است، بنظر شما چه معنای میتواند داشته باشد؟؟ ایا جزاینکه شورا قلبا راه نمیخواست؟ وچون میدانست مخالفت باچنین پروژه ای زشته وابروی شورا زیرسوال میرود، میخواست با زرنگی مخالفت کند؟؟!! که به محض دیدن این نامه فرماندار به ریئس شورا زنگ زد که اقای قادری قطع نامه 598 برام فرستادی فوری? عوض کن،! ایندفعه دیگه فقط راه خور نوشتند وهمان کارهای اولی پیشنهاد دادند ولی مشروط به پول زمین نکردند، وتقاضا کردند فرمانداری از بودجه دولتی خیابان پلی وسالن وغیره انجام دهد که من به فرماندار گفتم خیابان پلی خودم بدون اجبار وشرط جهت همکاری اجراءمیکنم، گفتند اجباری نداری، اگرخودت دلت میخواهد انجام بده. که وقتی? آمدند در حضورشورا زمین بمن تحویل بدهند، بخاطری که حرف شورا به کرسی نشسته باشد وبپاس همکاری درموافقت زمین نامه ای به شورا نوشتم، که? حاضرم بامیل خودم جهت همکاری باشورا خیابان پلی را اجرانمایم(ضمیمه است)، که شورا به مهندس بنیاداقا شعبانی گفت قبول ندارد مهندس گفت چرا؟ اینکه بنده خدا تهعد داده، باز گفتن نه، من دلیل نه گفتنشان میفهمیدم،!! ولی بنیاد نمیفهمید تااینکه گفتم، اقای مهندس قصد خیابان نیست، شورامیخواهد من بنویسم شورا مرا مجبور کرده، اگربنویسم مجانی انجام میدم وبه میل خودم ایشان جلو مردم نمیتوانند بگن رضایی مفتی اینکارکرده، چون قبلا راجع بمن به مردم طوری دیگر صحبت کرده اند، مثلا دزد است یا تا ده برابر سود نداشته باشد کاری نمیکند ووووو. حالا چطوراینطورآدمی یکمرتبه کارخیر کند، آنهم ازدهان اقایان در بیاد، خلاصه شعبانی که مات ومبعوت شده بود شروع کرد به نصیحت اقایان تااینکه بالاخره پذیرفتند، وجلسه ای در مجلس اقامنصورعباسی گرفتند،و کل اهالی پلی را دعوت کردند میتوانید از تک تکشان بپرسید،آنشب برای اینکه باز کار انجام نشود، که ناچار نباشند بگن رضایی مجانی انجام داده خیابان را به بلوار سی متری تبدیل کردند یعنی از خیابان 16 متری یکشبه شد بلوار سی متری، که خرجش بیش از دوبرابرخیابان بود انها چندین نیت داشتند ،!!ازسخنرانی قادری قشنگ معلوم بود، چون گفت خوشبختانه ومتاسفانه که سال 75 اجرا نشد ،خوشبختانه گفتم بخاطر اینکه انزمان تنگ وباریک انجام میدادند، ولی الان گشاد وبلوار متاسفانه گفتم چون که 5 سال گرد وخاک خوردید (که البته الان 16 ساله گردوخاک میخورند وحالا حالاها هم خواهندخورد) پس یک هدفش کوبیدن گذشته وتعریف خودشان بود،!! هدف دوم:!! چون میدانستند مردم رضایت نمیدهند پیش خود فکر میکردندکه بهتراست رضایت ندهند، تارضای نامش بعنوان خیر ثبت نشود،!! هدف سوم:!! اگر احیانا رضایت دادند رضایی حسابی خرج رودستش بیافتد تابیچاره شود، البته اول جلسه از من پرسیدند حاضری بلوار بکشی گفتم با کمال میل، زیراکه من مطمئن بودم اینها مرد رضایت گرفتن نیستند، انکه رضایت 92خانه درشرایطی که مردم قدر خیابان نمیدانستن گرفت کسی دیگربود، وقتی میخواهی رضایت بگیری باید متواضع باشی،. شاید نفرینی هم بکنند باید ببخشی بادست به کمر گرفتن و پز دادن که نمیشه رضایت گرفت، باید ابتکاربخرج داد. خلاصه آنشب از اهالی پرسیدن شما بابلوار راضی هستید؟ جواب دادن شما خط محل تخریب بزنید تا ما بدانیم خانه مان ازکجا خراب میشه انوقت میگوییم رضایت میدیم یانه،(که البته واقعا حرف حساب زدند) قادری گفت: اقای رضایی فردا میاد خط میزند من هم گفتم مادرم بهم قسم داده دیگه حق نداری روی خانه کسی خط بزنی، گفتم اقای مدنی میزند گفت بلد نیستم چون صددرصد مطمئن بودم بلدبود وبلداست، گفتم خوب هم بلدی ولی میخواهی مرد بدنشوی، گفتم من همرات میام میگم کجا بزن تو همانجا بزن، گفت باشه حالا 11 سال گذشته هنوز کسی نیامده دنبالم که برویم خط بزنیم وبعد ان یا قبل آن دو نامه به شورا نوشتم که حاضرم پلی مجانی انجام دهم، ولی هرگز جوابی ندانند حالا هم اعلام میکنم اگرقبول دارند نمیتوانند رضایت بگیرند تا دوروزه رضایت بگیرم حالا بازهم بگویید تقصیر کیست که پلی ساخته نشد؟؟!!? ومتاسفانه شهردار هم کلا گشادی سرش رفت هر چه گفتم گوش بحرف فلانی نکن وکار غیر قانونی نکن قبول نکرد، آخه طبق قانون باید کمیته فنی استان تصویب کند، ابدا در اختیار شورا نیست که عشقش بکشد یکی بگه 30 یکی 20 یکی کدخدایی کند 25متری اجراء میکنیم، نه بابا اینها محاسبه داره حساب وکتاب داره همینطورمسخره بازی نیست، تازه وقتی خانه طرف کامل تخریب میشودآن بلواربه چه دردش میخورداوکه دیگه کناربلوارپلی خانه ندارد.!!? اوایل شورای فعلی که قراربود شهرداری پلی راشروع کند چون فهمیدم بواسطه اهداف ناثواب فلانی شهرداری دچار بن بست میشود(الان بن بست است دیگه، چون نه اهالی رضایت میدهند تمام خانه هشان? تخریب شود نه انقدر بودجه است که با پول رضایت گرفت، ونه تغییر خیابان 16 متری داخل نقشه به 25 یا26 متری فعلی قانونی است، که بتوانند ازطریق دادگاه اقدام کنند تا خانه فلان فقیر را با زورتخریب کنند، ایا به این نمیگویند بن بست وبد نامیش مال کیه؟ شهردارساده، که گوش بحرف اوکرد تا دلش دست بیاره ،ان کسی که پیشنهاد بلوارمیداد میدانست نیاز به مجوزکمیته فنی است، ولی مابقی که تازه کار بودن نمیدانستند من هم هرچه گفتم گوش ندادند!! (البته کمیته فنی فکرنکنم مجوزبدهد زیراکه براساس میزان ترافیک موجود ومقدارخیابانهای موجود وتعداد خودروهای شهرومراجعه کنندگان به شهروعوامل مهندسی وتخصصی دیگر محاسبه میکنند، انجا مثل اینجاکیلویی نیست که مسائل فنی به رای گیری بذارند، مسائل فنی دلیل فنی ومحاسبه میخواهد، نه اینکه رای بگیرند 4نفر بگویند بلوار یک نفرخیابان، حق به 4نفر بدهند لذا به صد دلیل کمیته فنی فکرنکنم رای به بلواربدهد. مگردخالتهای نابجا بشود فکرکنم اگربخواهنداصول وفرمول رعایت کنند با حداکثرهزارماشینی که درجناح است و ورود ناچیزماشینهای غیرجناحی وطول وعرض بیش از18 کیلومترخیابان موجود نه تنها بلوارتایید نشود که از16 مترهم تنگترنمایند مگرانچه گفتم یا اینکه بگویند چون یکسومش اجرا شده بخاطریکه شهرداری ضایع نشود پس ناچارا اجازه دهیم تکمیل گرددوگرنه هیچ کارشناسی باوضیعت موجودجناح حاضربه صدورچنین حکمی نیست? )خلاصه بخاطراینکه به بن بست نخورند ویابزورخانه چند فقیرخراب نکنند بازفضولی کرده نامه ای به شورانوشتم ،رونوشت هم دادم فرمانداری بستک، که حاضرم خیابان پلی را به مبلغ 250میلیون تومان ظرف مدت 6ماه انجام دهم، فقط رضایت با خودتان، متاسفانه حتی یک تک زنگ هم بمن نزدند، باوجودیکه فرمانداری به شورانامه نوشته بود پیشنهاد بسیار خوبیست بررسی نمایید، ولی هرگزبررسی نکرده، حتی یک تلفن هم بمن نزدند وجالب این شد که در مناقصه خودم برنده شدم وکاری که گفتم 250? 100%ان انجام میدم، تنها حدودیکسوم ان به همان 250 تومن بخودم دادند والبته شانس بسیار بزرگی که اوردند اینبود که، ماشالا مشاوری که شاید ده میلیون بابت نقشه پلی پول گرفته بود، ضخامت دیوار کانال وسط 50 سانت درنظرگرفته بود که درصورت اجرای ان بعد ازخاکریزی پشت دیوارقطعا کل دیوارافتاده وکمپرسی چپ شده شاید هم کسی میمرد، وشهرداری دههامیلیون ضرر میکرد،لذاهمان لحظه مثل همیشه فضولی کرده به مهندس مشاور گفتم: این دیوار بسیار ضعیفه وقطعا ریزش میکند بنده خدا راست خودش گفت: که من رشته ام نقشه برداریست وتوکه تجربه داری ،هراندازه لازمه اجرا بکن که عرض پایین یکمتروبیست سانت، بالاهشتادسانت، اجراء کردیم، فقط کافی بود من کمی ادم مغرضی بودم یا مثلا اهل تلافی کردن بودم،. بنظرشماباوجود انهمه بی اعتنایی نمیتونستم هیچی نگم؟ تافردا کل 350متردیوارکه دوطرف میشه700مترتخریب شود؟ تاابروی شهرداری وشورا ومشاور برود ؟(ولی دوست میگوید گفتم دشمن میگه میخواستم بگم)درهرحال من باشراکت ابراهیم عالینژاد کاربه اتمام رسانیدیم وهنوز هم حساب نگردیم سودی کرده یانه ، ولی بحث اصلی اینجاست که اصلا پلی بلوار نیاز نداشت ولی اقایان مدرکی قانونی ولی نه محاسبه شده وفنی، اما محکمه پسند دارند!! که تایید میکند وسط پلی نیاز به این کانال فعلی است وآن نامه سازمان آب است، درحالیکه مهندسی که آمد نه نقشه حوزه ابخیز پلی دستش بود نه لااقل تاخارج از جناح رفت، فقط چون پل پیش منزل محمد عیسی 3مترگشادی دارد وفلان متربلندی جواب نامه شهرداری داده که این کانال لازمه ولی همه شما میدانید آب اصلی پلی سال 73توسط جهاد بسمت نخلستان خوء منحرف شده وتازه اگر نشده بود هم با همان طرحیی که من داشتم دوطرف کانال یک ونیم عرض به عمق هشتاد الی یک متر کفایت بود وبا همان نقشه قدیم 16 الی 18 متری بهترین خیابان ظرف چند ماه ساخته میشد نه خانه کسی داغون میشد نه میلیارد بیت المال هدر میرفت نه اینهمه حرف درست میشد .مردم خوب توجه کنید! یک اقایی بخاطرغرض وخالی نمودن عقده هاش اینطور سرهمه بازی در میاره وخودش کنار وایستاده خنده میکند ونقشه شورای اینده میکشد، انوقت بهرام وبهرامها مرا مقصر دانسته واورا قهرمان تا کی شما مردم چشمتان روی حقیقت میبندید ایا اگر حرفهای من یک کلمه دورغ بود جرات میکردم کتبا بنویسم؟ ای مردم تا کی گوش به حرف کسانی میکنید که دم از اوزی وجمسی میزنند؟وخودشان راحت بر موج اختلاف سوار میشوند؟،و به هدف خود میرسند؟ منافع که حتمانباید پول باشد تخلیه عقده هم خود یک نوع منافع است رای جمع کردن هم منافع است ، تا کی نمیخواهید این همه کار بزرگ گذشته ببینید ،ویا برعکس جلوه دهید؟ یکی نوشته بله کار کرده درعوض سودکلان خورده! بازهم میگم پدرش بیامرزه حداقل نگفته دزدی کرده دوست دارم تنها یکبارو برا آخرین بار بشما مردم اینطوربگویم: به خداوندی که همه اورامیپرستیم وبرتمام اعمال گذشته وحال واینده ما واقف است قسم میخورم وازخدامیخواهم اگردراین نوشته هایم یک کلمه دورغ گفته ام یا درکارهای جناح شامل راه خور وخیابانهاو5سد جناح وپل رودخانه پایتاوه ویا هرکار عمرانی دیگری که در جناح انجام داده ام ازتو میخواهم چنانچه نه تنها سودی خورده ام، بلکه اگر به نرخ امروزیعنی برج یک سال نود ویک کمتراز دومیلیاردتومن ازسرمایه شخصی خودم گذاشته ام هرغضبی سخترازخودش نیست برمن وخانواده ام نازل بفرما وچه رسد به انکه سودی خورده باشم، که اگریکریال سود حتی خورده ام ازخون سگ بر من حرامتر بفرما وخداوندا توخودشاهدی که هرگزنمخواستم برکسی منت بگذارم وفقط برای رضای توو مردم جناح انجام داده ام، که دلم برای تک تکشان میسوزدکه دراین ولایت گرم وخشک وبی آب نشسته اند واز درآمد ناچیزی برخوردارند وحتی تاجرش هم توان خرید یک خانه کوچک دربندرعباس ندارد ودرچنین شرایطی، افرادی هم از قوم جمسی هم اوزی هستند که دم از جمسی واوزی زده بین این مردم بیچاره نفاق میاندازند، خدایا آنان راوهمه مارا هدایت بفرما تادست به چنین کارهای زشتی نزنیم که خود فرموده ای منافق ومخصوصا نفاق انداز چه گناهی دارد خداوندااگر درجریان خیابان کشی تعصبی مد نظر من بوده وجز برای رضای تو وبهتراجرانمودن خیابان چیز دیگریاغرضی درنظرداشتم مرانبخش، خدایا اگربه ناحق خانه کسی تخریب ویاازتخریب نجات داده ام، مرا نبخش ودرمورد خانه محمودکشاورزکه فکرمیکند ظلم درحقش کرده ام خودشاهدی که بخاطریکه بلوار وسط کارگاهها قراربگیرد بیشترتخریب شد ومیدانیکه ان خط اولی بادقت نزده بودند وبازبه قدیمتر برمیگردم وزمان توزیع جنس کوپنی خودت شاهدی اگر طی ده سال توزیع اجناس کوپنی که سهمیه بیش از ده هزار نفر مردم دست ما بود، چنانچه به عمد یک گرم حق یک نفراز ده هزارنفرطی ده سال نداده وخورده باشیم ازخون سگ بر من حرامتربگردان وهمچنین درفروش زمین باغمان اگرشاهدی که انچه ازحاجی بهادینی خریده ایم وتوسط امام جمعه بما تحویل داده شده اگرغیرازان فروخته ام مرا نبخش واگر بجز چند تکه مابقی بقصد غیرازکمک فروخته ام مرانبخش خدایاخودشاهدی که اقای حاجی ابراهیم عباسی( اولا ریش سفیده دوما کسیست که با علما زیاد سر و کار دارد و پول چند مدرسه دینی میدهد پس مطمئنا او از علما پرسیده و دیگر اینکه او همیشه در اینگونه مسائل درگیر بوده و صاحب نظر است ) به من نوشته اند که هرکس سه برابر باغش حق ممرگرفتن دارد، وشاهدی که ما هنوزدوبرابرنگرفته ایم وانهم اکثرابه افرادضعیف فاقدخانه بقصد کمک داده ایم وبجز حداکثرپنج تکه هرگز به نیت درامدیاپول نفروخته ایم بگذریم از انهاکه مجانی دادم خدایاخود شاهدی که آن زن فقیر،و دارای بچه فلج بی خانه که وظیفه شورابودبهش زمین دهد وافراد مشابه به چه نیتی بهشان زمین دادم وحالا همان زمینهامرانزد خیلیها بعنوان زمین خوار مطرح کرده وخدایا توشاهدی درشهرک مروارید یک وخرده ای که دقیق نمیدانم، زمین فروش رفت انهم باچقد قرضی ومعامله باجنس وبالای چهارصد خرج خودشهرک شد، ومن بودم ودوروبرهفصد پول تکه تکه انچنانی که توضیح دادم ،درحالیکه تنها 500 تومن مزد رنجبربودبغیرازکرایه بیل 400 نو باچکش وساختن انهمه پل وشنریزی وکارکرد پنچ بلدوزر خودم قبل از رنجبروهزینه های دیگری که از حوصله مردم خارجه ، خدایادر چنین شرایطی با چنین نیتی که برای آبادانی جناح جان میکندم وشب وروز نمیدانستم اقایی میاد چنین شعری میگوید خدایا ازتوممنونم که چنین ایمان وانگیزه ای بمن دادی که باز دلسرد نمیشوم وانان رامیبخشم، وتنها دعا میکنم هدایتشان کن ودیده بصیرت بهشان بده، وتنها آرزو دارم راه خورساخته شود، وآن شاعر شعر خودش روزانشالا افتتاع باصدای بلند مردانه بخواند وجراتش داشته باشد اعتراف کند من سرودم واشتباه کردم،(ونفهمیدم پشت این کوهها بهترین نعمت توکه دریا است وجود دارد ونسنجیده غلط کردم که فقط دشت شورانجا است ونفهمیدم که توفرموده ای بهترین ثواب نگاه به قرآن وصورت پدرومادرو دریاست خدایا غلط کردم که به دریا تو توجه نکردم وغلط کردم بخاطرغرض چنین کاربزرگی را زیرسوال بردم وباعث شدم نادانی مرا شاعرقدر بنامد)? وازاستعدادی که خدا بهم داده بد استفاده کردم به همین خاطر نیز انتظار ندارم شعرهایم جاودانه بماندالبته خودش میداند میشناسمش ودردش هم میدانم چیه،عزیزم آنکه تقصیرمن نیست خودت لج کردی.
حقیقت مهمی که میتوانست درصورت توافق شورا دوراول انجام شده تاامروزهیچ بحثی نباشد: جهت اطلاع قبل ازاینکه بنیاد زمین به فرمانداری واگذارنماید این زمین را به مبلغ صدوچهارمیلیون تومان بعنوان اماده سازی یعنی اینکه خیابان با آسفالت همراه با اب وبرق وتلفن وحتی فضای سبزبه من واگذارنمود که سپس من با درنظرگرفتن سود معقولی بفروشم . جالب اینجاش بود که درقرارداد ما هیچ حرفی ازراه خورنبود، چونکه راه هیچ ربطی به بنیاد نداشت وندارد بنیاد گفت ازنظرما شما بعنوان یک سرمایه گذار، سودش حق خودت است ، حالا تو دوست داری ازسود خودت بروی راه بسازی خودت میدانی ما هیچ اجباری به تو نخواهیم کرد. ولذا من چون هدفم راه خوربود ابدا قصدم سودنبود ومیخواستم با سود ان راه بسازم(وباانبوه سازی برای جوانان برمیزان سود بیافزایم تا هرچه بیشترراه پیش برود افسوس که با وجود انهمه اطلاعیه هیچ جوانی استقبال نکرد ولی جالب بود بدون تهعد وقرارداد (اینکه هنوزبعضی وقتها میگن اسفالت شهرک وظیفه رضایی است بخاطر ان قرارداد اولی است که بعدا باطل شد وپرداختی من به بنیاد هم به عنوان هبه محسوب گردید.) تا اینکه روزی ازبنیاد مسکن تهران دونفربازرس ویژه آمدند جناح که من وشورا کنارپاسگاه به استقبال آنان رفتیم وپس ازبازدید اززمین وراه خوربرای جلسه وصرف شام منزل اقای شیخ محمدرضاعبدالهی رفتیم، انجابازرسین گفتن بنیاد نمیتواند زمین به شخص بفروشد وفقط میتواند به شورا واگذار کند، شورا خود مختاراست با این زمین هرکاری دوست دارد بکند بفروشد یانفروشد، بین جوانان تقسیم کند یانکند، باپولش راه بسازد یاخیابان خلاصه اتش بزد واختیارمطلق دارد، سپس ازمن پرسیدند ایا اگرخواستن راه بسازند تومیتوانی پیمانکار انها بشوی؟ من فورا جواب دادم صدالبته، اگرچه میدانستم اینها حالم میگیرند وهزارتاشرط وشروط پیش پام میگذارند ولی ازانجائکه اطمینان داشتم شورا قبول نمیکندواین موقعیت طلایی ازدست میدهد ، بلافاصله گفتم بله آخه طی مدتی که باشوراسروکله داشتم کاملا پی به نیت وهدف انها برده بودنم، آنها ازروزاول درپی ضایع کردن ومخالفت بامن بودند ودراین راه ازفدا کردن منافع مردم هم ابایی نداشتند!! موارد فراوانی است که جلو خودشان حاضرم ثابت کنم!! دلیلش هم واضع بوده واست، چون باشعار: رضایی داره خیانت میکنه رای آورده بودند ، حالا میبایست هرطورشده یاثابت کنند یاحداقل اجازه ندهند خلافش ثابت شود، مثلا اینکه رضایی جایی به جناح کمک کرده ازدهان شورا دربیاد اکیدا ممنوعه، ودراین راه هم قسم شدند!! وتمام مشکل ودودستگی امروزسراین موضوع است وبجایکه وقتی حقیقت فهمیدند به مردم بگویند،(ومردانه حساب وکتاب من وشورا قبل روشن کرده وصورتجلسه کنند وبه اطلاع مردم برسانند واگراختلاصی شده یا نشده به اطلاع مردم برسانند ، متاسفانه باوجودیکه برای خودشان کاملا روشن شده ولی هرگزبه اطلاع مردم نرساندن که عمده اختلافات فعلی ناشی ازاین کم لطفی وعدم صداقت ایشان بود وبقول یکی ازاعضاء که بمن گفت بهتر دانستیم مردم درحالت بفهمی نفهمی باقی بمانند، چون هیچ راهی نداشتیم . بگوییم اختلاص شده توشکایت میکردی بگوییم نشده پس انهمه انتقاد وشعاربرای چه دادیم )ومتاسفانه بیشتربرعقیده قبلی خود که ازروی عدم اگاهی بود پافشاری کردند وبقول انکه میگن برای به ثمررساندن یک دورغ باید صددورغ دیگرگفت دچارچنین ماجرای شدند، وهنوزهم ادامه میدهند وهرگزحاضرنیستند هرچقد من کار مثبتی انجام دهم تایید کنند .. لذاشورایی که اول اینهمه نیرو گذاشته بود زمین به خودش واگذار شود انشب چکارکرد :!؟ به بازرس گفتند صبرکنید باهم مشورت کنیم وجلو ما درگوشه مجلس حدود ده دقیقه ای دورهم دایره وار نشستند، سپس ازهم جداشده ریئس فرمود تحویل گرفتن زمین درتوان شورا نیست وما اصلا ازراه سردر نمیبریم لذا معذوریم !!بنظرشما چراچنین گفتن؟؟ وچرا من ازاول جوابشان میدانستم؟ درحالیکه قبلا اینهمه نیرو گذاشته بودند گیرشورابیاد؟ میدانید چرا چونکه بازرس ازاول گفت تنها راه همین است ولاغیر، وگرنه باید قرارداد رضایی باطل شود وما فقط به همین منظور ازتهران امدیم. این شد که شورای که مخالف راه خوربود مخصوصا به پیمانکاری رضایی، بهترین موقعیت را از نظرخود بدست اورده بود ، چرا؟ چونکه میتوانستند ادعا کنند ما که موافقت کردیم وحمایت هم کردیم، قانون نگذاشت زمین به پیمانکار بدهند، وخودتان میدانید شورا هم وسیله ندارد وهم اینکاره نیست وازترس اینکه فردا شرمنده شما مردم عزیز شود وکاربه ثمرنرسد وصد الفاظ دیگرکه خودشان بهتربلدند، بدین شکل راه خور راه برا همیشه باطل کنند!! بدون اینکه خود زیر سوال روند غافل ازاینکه خدا کس دیگراست، اگریک دربند صد در گشاید، من هم بدجور اعصابم خرد شد داشت گریه ام میگرفت ، که ریئس شورا شروع کرد به تعریف ازراه خور واظهار تاسف ازاینکه داره کنسل میشه وخواهش وتمنا ازبازرس:!! که نکن ونساز وقبول کن ومابهترازرضایی نداریم!! وخلاصه هرچه بلد بود به ظاهر میگفت غافل ازاینکه عصرهمانروز من دریک فرصت کوتاه به طرف گفته بودم، شورا بالخص رئیس مخالفه خلاصه بازرس که تودلش به تظاهرفلانی میخندید (اینرا بعدا بمن گفت) جواب داد ، بروم بندر اول قرارداد رضایی باطل بکنم بعد تصمیم میگیرم، ولی قول نمیدهم ، سپس شورا با دلی خوش وظاهری نگران بهترین پذیرایی کردند وچند نمونه خوراک که واقعا هم خوشمزه بود اوردند که البته دست شیخ محمدرضا دردنکند واقعا پذیرایی جانانه ای کردند (البته این نیت وبازی مربوط به دوتا ازاعضاشورابود مابقی واقعاطرفدارراه خوربودند حتی منصورهمان وقتها قبول کرد سیصدتومن کمک نیز بکند من هرگزحاضرنیستم ناحق بگویم ) خلاصه همان شب بازرسه یواشکی از من پرسید میتونی پیمانکار فرمانداری شوی؟ گفتم بله گرچه بخاطرازدست نرفتن راه خور خداشاهده پیمانکار شورا هم میشدم ..میخواهم اینرابگویم که اگرشورا نیتش خیر بود انشب براحتی صاحب زمینها میشد!! وازراه مناقصه به پیمانکار میدادوانوقت اگرفکرمیکنند با پول این زمین میشد تمام کرد تمامش میکردند وان شرطهای الکی که به فرمانداری میکردند اگرمیگویند شدنی بود انجام میدادند ولی من اگر جای ایشان بودم انشب، نه ، نمیگفتم وزمینها به بهترین قیمت میفروختم وباپولش دستگاه میخریدم ولی چراخودم اینکار نکردم؟ واضح است، بیایید نگاه دفتر بکنیدتابدانید چطورمردم پول دادند، ولی وقتی مال شورا بود، همش نقدی میدادند ودرخریدن سبقت میگرفتن حتی میتوانستند از طریق مزایده بفروشند. ولی ما برعکس باید باخواهش میفروختیم فکر کنید وقتی رئیس شورا خودش 4تاقطعه شش تومنی ده تومن بیشتر بمن ندهد? وبهم بگوید توکه مفتی گرفتی از دیگران چه انتظاری است؟ خلاصه بهرام، دست رو دلم نذار این فقط ده درصد ماجرا بود که گفتم اگربخوام همه ظلمهایی که دراین دوازده سال بمردم جناح شد، بگویم بیش ازهزار صفحه میشود باقی حرفها وخیانتها بماند براداخل کتابم، بعنوان حرف اخر از همه مردم میخواهم اختلاف را کنار گذاشته وهرکه حرف از تعصب قومی زد محلش نگذارید تنها به منافع جناح فکرکنید وشایسته سالاری را ملاک قرار دهیدوسعی کنیدتاریخ جناح را بدانیدودوباره میگویم، برای همه نوشتهایم? مدرک دارم وحاضرم درمحضرمردم با هرکسی لازم باشد، مذاکره کنم ..وسلام?

نظرات خود را در تاپیک "نظرات شما پیرامون»جوابیه محمدعلی رضایی پیرامون مسائل راه خور و شهرک مروارید" بنویسید.
 سپاس شده توسط milad ، d.beckham ، mohammad_p


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان