رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خنده به لب بايد زيست
#1
سلام عليكم.?


غنچه خنديد ولي باغ به اين خند گريست

غنچه آنروز ندانست كه اين گريه ز چيست!!!

باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبديل

گريه باغ فزون تر شد و چون ابر گريست

باغبان آمد و يك يك همه گلها را چيد

باغ عريان شد و ديدند كه از گل خاليست

باغ پرسيد چه سودي بري از چيدن گل؟!!

گفت:پژمردگي اش را نتوانم نگريست

من اگر از روي هر شاخه نچينم گل را

چه به گلزار ،چه گلدان دگر عمرش فانيست

همه محكوم به مرگند، چه انسان چه گياه

اين چنين است همه كار جهان تا باقيست!!!

گريه باغ از اين بود كه او ميدانست

غنچه گر گل بشود هستي او گردد نيست!!!

رسم تقدير چنين است و چنين خواهد بود

ميرود عمر ، ولي خنده به لب بايد زيست.

پاسخ
#2
سلام علیکم
خوش اومدی ببینم چکاره ای؟ و چند مرده حلاجی؟ Confused_hi:
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان